◀️قوانین میدان بهارستان
🔰کدام مجلس از نظر آیت الله خامنهای «انقلابی» است؟
«دوسوم مردم کشورهای مختلف جهان به پارلمان خود اعتماد ندارند»؛ این جملهای است از «مانوئل کاستلز» جامعهشناس آرژانتینی در کتاب «از همگسیختگی» که چرایی کاهش اعتماد سیاسی در کشورهای مختلف جهان را بررسی میکند. در نگاه کاستلز، مردم جهان پارلمانها را فاقد اراده برای نمایندگی از گروهها و اقشار مختلف مردم میدانند و تصور میکنند نمایندگی برای نمایندگان نوعی شغل یا حرفه است. این موج جهانی به موازات قدرت گرفتن گروههای حزبی راستگرا که اتفاقاً دیدگاههای رادیکال نسبت به دموکراسی را نمایندگی میکنند، سبب شده پارلمانتاریسم در معنای کلی خود با جدیترین بحرانش روبهرو شود: «پرسش از کارکرد».
از دیدگاه آیتالله خامنهای، از میان مجالس بعد از انقلاب، مجلس یازدهم، صفت «انقلابی» میگیرد، نه به دلیل اکثریت اصولگرا یا شلوغکاری بیشتر، بلکه به 3 دلیل که در سه سال اخیر در بیان ایشان تکرار و تصریح شده. اولاً مجلس انقلابی، شناخت خوبی نسبت به مسائل کشور دارد: «مجلس یازدهم مشکلات کشور را شناخته؛ مهم این است. مشکلات کشور شناخته شده و بر اساس شناخت مشکلات، قانون گذاشته شده... وقتی مشکلات را انسان دانست، قانون را طبق مشکل وضع میکند».
در گام دوم، مجلس باید خود را عضوی از کل حاکمیت ببیند و با عناوینی مانند تفکیک قوا، خود را از مسائل اصلی جامعه که مردم را درگیر کرده، کنار نکشد: «مجلس بخش مهمی از نظام سیاسی کشور است. بدیهی است بخشهای مختلف نظام باید در کنار هم یک «کل» را تشکیل دهند، یک «مجموعه واحد» را تشکیل دهند؛ یعنی قوه مقننه، قوه مجریه، قوه قضائیه، نیروهای مسلح - که به یک صورت جزو قوه مجریه هستند - باید مجموعاً یک کل را به وجود آورند. اگر لازم باشد یک کل از اینها به وجود آید، پس باید با هم تعامل داشته باشند، باید با هم کار کنند، باید به هم کمک کنند، یک جاهایی باید نسبت به هم اغماض کنند، یک جاهایی باید به همدیگر تذکر بدهند، کمک کنند به یکدیگر».
در نگاه و بیان آیتالله خامنهای، مجلس غیر از شأن حقوقی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، یک واحد سیاسی برجسته نیروساز است که میتواند در رویدادهای مهم و اساسی در داخل و خارج کشور نقش ایفا کند؛ جایی که امسال در دیدار نمایندگان مجلس تصریح میکنند: «شما به عنوان مجلس شورای اسلامی در ایران اسلامی، شأن و جایگاهتان -در این دنیایی که ما داریم مشاهده میکنیم- بینظیر است. شما مجلس شورای اسلامی هستید».
مبتنی بر این سه اصل میتوان تمام مجالس را از نظر انقلابیگری نمره داد. اینگونه نیست که در جهانی که کاستلز ترسیم میکند و کشاورز ایلامی یا کارمند البرزی، معلم خوزستانی یا کارگر تهرانی برکنار از سیاست است، نتوان پارلمان کارآمد داشت. پارلمان کارآمد در گرو اجرای نکاتی است که رهبر انقلاب خرداد هر سال به مجلسها تذکر میدهند. عدم اعتماد به نهادهای سیاسی و موج مرجعیتزدایی از سازوکارهای حل مسائل و مطالبات از خصایص دنیای جدید است اما انفعال در برابر این موج و پله دیدن نمایندگی مجلس، نادیده گرفتن فرصتی است که به تعبیر رهبر انقلاب خداوند به آنها بخشیده. اینجاست که باید روزهای رفته و ساعات باقیمانده را قدر بدانند و به صفحه نمایش جلوی خود توجه بیشتری کنند: «روزهای خدمت: ۳۷۹؛ فرصت خدمت: ۱۰۸۱».
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001i2b
🆔https://eitaa.com/asar1398
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥سه مراقبت اساسی در حوزه ذهنی برای مقابله با اهداف روانی اسرائیل
1️⃣فوروارد نکنیم، حتی اخبار درست را
2️⃣اظهارات مقامات رژیم صیهونیستی را منتشر نکنیم
3️⃣حفظ انسجام مهمتر از عمل به رأی و نظر ماست
🆔https://eitaa.com/asar1398
در جنگ هیبریدی، چه بسا یک مغازهدار یا نانوا از یک افسر پدافند مؤثرتر باشد.
https://eitaa.com/asar1398
◀️پرگویی و مسؤولیتناپذیری
🔰چرا دولت یک روایت ضعف از کشور ارائه میکند؟
مسعود پزشکیان در یک سال اخیر کوشش کرده مبتنی بر نوعی از صمیمیت، سادهدلی و سادهگویی که به هیچ عنوان تصنعی نیست، شعار، گفتمان، مسیر و راهبرد دولتش را تبیین کند و توضیح دهد اما این انتخاب و رویکرد به روایتی تبدیل شده که از نظر رهبر انقلاب، قابل تذکر شده است؛ روایت ضعف به جای روایت قوت، متن سخنان مدیران و مقامات دولت چهاردهم شده. شکلگیری این متن یا ساخت این کلیشه ۳ دلیل اساسی دارد.
اولاً پاستور تمام ظرفیتهای ممکن و شدنی کشور در سراسر حوزهها و عرصهها را نمیشناسد. استعدادها فقط در تهران نیست و ایدهها نیز لزوماً نباید مبتنی بر چارچوبهای رایج سوار شوند.
ثانیاً بخشی از ضعفنمایی به دلیل احساس صمیمیتی است که دولت با مخاطبان خود دارد. اما مردم باید احساس کنند کار دست کسی است و مسائل جامعه متولی دارد، ضمن آنکه گفتاردرمانی و مشی اعترافی تا جایی میتواند تسکین سازد و اعتراض را به تأخیر بیندازد.
ثالثاً این تلقی که پذیرش اشتباهات و اعتراف به ضعفها به حل مسأله کمک میکند، آن هم به شکل مستمر، یک تلقی پیشپاافتاده و نخنماست. در صورتی پذیرش اشتباهات تسکین میسازد که دورنمای روشنی پس از پذیرش ارائه شود و مورد قبول قرار گیرد. در اکثر روایت ضعفها توسط شخص رئیسجمهور، نوعی ناامیدی و استیصال به مخاطب القا میشود که نهتنها دوستی و نزدیکی جامعه و سیاست را برنمیانگیزد، بلکه حتی به تلخکامی و بیاعتنایی و بیتوجهی راه باز میکند. نقطه مقابل رویه متفرعنانه و متکبرانه دولتهای یازدهم و دوازدهم، همین پیام «هر کسی راهحلی دارد، بیاید جلو»یی است که دولت چهاردهم در پیش گرفته و تحت عنوان «رجوع به کارشناسان» به توده جامعه میفروشد.
به نظر میرسد بخشی از اعتراف به ضعفها در بیان برخی مسؤولان دولت چهاردهم به منظور آمادهسازی ذهنی جامعه برای پذیرش تصمیماتی است که برای سالیان متمادی هنجار سیاسی یا فرهنگی مسلم جامعه بوده است. در نتیجه پنداشت عمومی گروهی از کاربران شبکههای اجتماعی این شده که فایده انرژی هستهای جز ساخت بمب اتم چیست و اگر ایران به هر دلیلی قصد یا اراده ساخت بمب اتم ندارد، پس برنامه هستهای به این همه هزینه اقتصادی تحریم نمیارزد.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001iw8
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️اتحاد مقدس حتی با زندانیان
🔰عفو معیاری چگونه میتواند انسجام اجتماعی را ارتقا دهد؟
تنها ۱۰ ساعت پس از آنکه یک روزنامهنگار ورزشی مطرح، مربیان کشتی ایران را از لحاظ دانش، «پایین» توصیف و از میان همه نماهای رقابتهای کشتی آزاد جهان، رقص پای کشتیگیر آمریکایی مقابل کامران قاسمپور را انتخاب کرد، قهرمانی ایران یک روز پیش از پایان مسابقات، آن هم پس از ۱۲ سال قطعی شد، قبل از آنکه رحمان عموزاد و امیرعلی آذرپیرا بر سر طلا و نقره با کشتیگیرانی از آمریکا و ژاپن بجنگند. حتی پس از قطعی شدن خبر قهرمانی و بهرغم دریافت انتقادات پرشمار، این روزنامهنگار ورزشی باز هم از نظر خودش بازنگشت و ادعا کرد آمریکا در حال تغییر است و روسیه با ترکیب اصلی وارد مسابقات نشده.
شبکههای اجتماعی در همه جای جهان محل زد و خوردهای اینچنینی است. چهرههای معتبر، رفتارهای کودکانه از خود نشان میدهند و کاربران سازمانیافته به یک ایده درست حمله میکنند تا آن را بیارزش کنند و کمحامی نشان دهند. اندکاندک آشکار شده آن عرصه عمومی گفتوگو و تبادل رأیی که برخی بستر ظهور دموکراسی مستقیم میدانستندش، یا حوزه عمومی مورد نظر هابرماس که میتواند کنش ارتباطی بسازد و گفتوگوی عاقلانه را رقم بزند، در شبکههای اجتماعی پدیدار نمیشود. در نقطه مقابل، دستکاری در افکار عمومی در بسترهای آنلاین سبب شده اتفاقاً شبکههای اجتماعی به محیط بروز و ظهور فاشیسم تبدیل شود.
همیشه در همه بسترها، گربههای مرتاض علی پرتعدادی هستند که یک پا دارند و با آنان که مرغ همسایه را غاز میپندارند، در ائتلاف و ارتباطند. نزد اینها استدلال مرده و آنچه اعتبار دارد، فالوئر است. در نتیجه در شبکههای اجتماعی به وفور محتواهای ضدایرانی بیپایه و اساسی میبینید که ذهن و ذهنیت کاربران را نسبت به زندگی در ایران یا هر چه مرتبط با ایران است، آلوده میکند. کافی است در یک کشور دیگر، حتی در کشورهایی که از نظر استانداردهای زندگی یا آمارهای اقتصادی معتبر بینالمللی به مراتب از ایران نمره پایینتری میگیرند، اتفاق شگفتی رخ دهد، همان ساعت، آن اتفاق سوژه تحلیلها و توضیحهای مکرری میشود و زوایای مختلفی از ماجرا درباره آن نقل میشود!
اما جز قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایران در مسابقات جهانی زاگرب، قهرمانی تیم والیبال جوانان ایران در جهان یا صعود بانوان فوتبالیست ایران به جام ملتهای آسیا یا نایبقهرمانی نوجوانان دختر کاراتهکا در آسیا نیز همین سرنوشت را یافته است و احتمال میرود اتفاق منحصربهفرد دیگری که در جریان است نیز، از دایره تمرکز خبری - تحلیلی بیرون بماند؛ عفو نزدیک به ۷۰ هزار نفر از زندانیان با نامه رئیس قوهقضائیه و تأیید رهبر انقلاب، اتفاقی نیست که بویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، یک خبر معمولی باشد. وضعیت زندان و زندانیان در ایران مثل همان اخبار ورزشی، به دلیل حساسیت بالا و پتانسیل جلب توجهات، به صورت مستمر سوژه ضدانقلاب است.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001iyZ
🆔https://eitaa.com/asar1398
غربشیفتگی و برساخته «گشایش اقتصادی»
چرا همچنان برخی به رابطه با آمریکا مشتاقند؟
آنچه رابطه یا مذاکره با آمریکا را به عنوان حلال مشکلات کشور معرفی و ترسیم میکند، میتواند ریشه در سه پدیده قبل یعنی کلیشههای تاریخی، نهاد آموزش و رسانه داشته باشد اما بیش از همه، برآمده و نتیجه کلام و عمل مدیران و مسؤولان سیاسی ده سال اخیر است. نزدیکترین اما غیرمحسوسترین نتیجه سیاست، تربیت جامعه است.
اگر آن دانشجو امروز آمریکا را قبله آمال و منجی اقتصاد برمیشمرد، به مدیر و وزیر و نماینده و رئیسجمهوری نگاه کرده که اولاً در کلام آمریکا را کدخدای بینالملل تصویر کرده که باید رفت و با او بست و ثانیاً سیاست غیررسمی را به اتکای گروه فشار و باند سایبری به گونهای پیش برده که هر شکل راهکار جایگزین توسعه آمریکایی در ذهن ایرانی نفی شده.
سمپاشی عجیب علیه رابطه ایران با روسیه و چین و تقبیح فناوری چینی در خودروسازی به عنوان یک پدیده ملموس در جامعه ایرانی یا القای دیکتاتوری پوتین در جنگ با اوکراین، یک اطلاعرسانی ساده نیست؛ اگرچه ممکن است در برخی وجوه درست باشد. مسأله اصلاً این نیست که خودروی چینی کیفیت دارد یا ندارد، یا روسیه متجاوز است یا نیست؛ موضوع بر سر «میزان ضریبدهی» و «شکل تصویرسازی» است. این دو با این هدف صورت میگیرد که فقط و فقط پیشرفت در آنچه با نام و عنوان «جهان اول» ترسیم میشود، یعنی آمریکا معنادار باشد.
در این نگاه سیاست، اقتصاد و اجتماع در همه جهان غیر از توسعه غربی به معنی فکر غرب و نه جغرافیای غرب، عقبمانده، غیرمردمی و رنجآور است؛ حتی اگر با تمایلات و تقاضاهای جامعه مورد بحث کاملاً تطابق داشته باشد. در نتیجه، وقتی از غیرعاقلانه و غیرشرافتمدانه بودن مذاکره با دولت ترامپ سخن به میان میآید، بلافاصله پرسش یا بهتر بگوییم شبههای مطرح میشود: «اگر توافق نکنیم، چه کنیم؟» این سؤال، شکل اجتماعی این گزاره است که «هر توافقی بهتر از عدم توافق است». یعنی همان چیزی که به شکل حیرتآوری از زبان محمدجواد ظریف، وزیر وقت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در شهریور ۱۳۹۳ در مصاحبه با رادیو ملی آمریکا گفت.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001j5M
🆔https://eitaa.com/asar1398