eitaa logo
اثر | محمد رستم‌پور
378 دنبال‌کننده
44 عکس
21 ویدیو
0 فایل
رسانه، سایبر، سیاست
مشاهده در ایتا
دانلود
برای ایران چه کنیم؟ 🆔https://eitaa.com/asar1398
در جنگ هیبریدی، چه بسا یک‌ مغازه‌دار یا نانوا از یک افسر پدافند مؤثرتر باشد. https://eitaa.com/asar1398
◀️پرگویی و مسؤولیت‌ناپذیری 🔰چرا دولت یک روایت ضعف از کشور ارائه می‌کند؟ مسعود پزشکیان در یک سال اخیر کوشش کرده مبتنی بر نوعی از صمیمیت، ساده‌دلی و ساده‌گویی که به هیچ عنوان تصنعی نیست، شعار، گفتمان، مسیر و راهبرد دولتش را تبیین کند و توضیح دهد اما این انتخاب و رویکرد به روایتی تبدیل شده که از نظر رهبر انقلاب، قابل تذکر شده است؛ روایت ضعف به جای روایت قوت، متن سخنان مدیران و مقامات دولت چهاردهم شده. شکل‌گیری این متن یا ساخت این کلیشه ۳ دلیل اساسی دارد. اولاً پاستور تمام ظرفیت‌های ممکن و شدنی کشور در سراسر حوزه‌ها و عرصه‌ها را نمی‌شناسد. استعدادها فقط در تهران نیست و ایده‌ها نیز لزوماً نباید مبتنی بر چارچوب‌های رایج سوار شوند. ثانیاً بخشی از ضعف‌نمایی به دلیل احساس صمیمیتی است که دولت با مخاطبان خود دارد. اما مردم باید احساس کنند کار دست کسی است و مسائل جامعه متولی دارد، ضمن آنکه گفتاردرمانی و مشی اعترافی تا جایی می‌تواند تسکین سازد و اعتراض را به تأخیر بیندازد. ثالثاً این تلقی که پذیرش اشتباهات و اعتراف به ضعف‌ها به حل مسأله کمک می‌کند، آن هم به شکل مستمر، یک تلقی پیش‌پاافتاده و نخ‌نماست. در صورتی پذیرش اشتباهات تسکین می‌سازد که دورنمای روشنی پس از پذیرش ارائه شود و مورد قبول قرار گیرد. در اکثر روایت ضعف‌ها توسط شخص رئیس‌جمهور، نوعی ناامیدی و استیصال به مخاطب القا می‌شود که نه‌تنها دوستی و نزدیکی جامعه و سیاست را برنمی‌انگیزد، بلکه حتی به تلخکامی و بی‌اعتنایی و بی‌‌توجهی راه باز می‌کند. نقطه مقابل رویه متفرعنانه و متکبرانه دولت‌های یازدهم و دوازدهم، همین پیام «هر کسی راه‌حلی دارد، بیاید جلو»یی است که دولت چهاردهم در پیش گرفته و تحت عنوان «رجوع به کارشناسان» به توده جامعه می‌فروشد. به نظر می‌رسد بخشی از اعتراف به ضعف‌ها در بیان برخی مسؤولان دولت چهاردهم به منظور آماده‌سازی ذهنی جامعه برای پذیرش تصمیماتی است که برای سالیان متمادی هنجار سیاسی یا فرهنگی مسلم جامعه بوده است. در نتیجه پنداشت عمومی گروهی از کاربران شبکه‌های اجتماعی این شده که فایده انرژی هسته‌ای جز ساخت بمب اتم چیست و اگر ایران به هر دلیلی قصد یا اراده ساخت بمب اتم ندارد، پس برنامه هسته‌ای به این همه هزینه اقتصادی تحریم نمی‌ارزد.  متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001iw8 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️اتحاد مقدس حتی با زندانیان 🔰عفو معیاری چگونه می‌تواند انسجام اجتماعی را ارتقا دهد؟ تنها ۱۰ ساعت پس از آنکه یک روزنامه‌نگار ورزشی مطرح، مربیان کشتی ایران را از لحاظ دانش، «پایین» توصیف و از میان همه نماهای رقابت‌های کشتی آزاد جهان، رقص پای کشتی‌گیر آمریکایی مقابل کامران قاسم‌پور را انتخاب کرد، قهرمانی ایران یک روز پیش از پایان مسابقات، آن هم پس از ۱۲ سال قطعی شد، قبل از آنکه رحمان عموزاد و امیرعلی آذرپیرا بر سر طلا و نقره با کشتی‌گیرانی از آمریکا و ژاپن بجنگند. حتی پس از قطعی شدن خبر قهرمانی و به‌رغم دریافت انتقادات پرشمار، این روزنامه‌نگار ورزشی باز هم از نظر خودش بازنگشت و ادعا کرد آمریکا در حال تغییر است و روسیه با ترکیب اصلی وارد مسابقات نشده. شبکه‌های اجتماعی در همه جای جهان محل زد و خوردهای اینچنینی است. چهره‌های معتبر، رفتارهای کودکانه از خود نشان می‌دهند و کاربران سازمان‌یافته به یک ایده درست حمله می‌کنند تا آن را بی‌ارزش کنند و کم‌حامی نشان دهند. اندک‌اندک آشکار شده آن عرصه عمومی گفت‌وگو و تبادل رأیی که برخی بستر ظهور دموکراسی مستقیم می‌دانستندش، یا حوزه عمومی مورد نظر هابرماس که می‌تواند کنش ارتباطی بسازد و گفت‌وگوی عاقلانه را رقم بزند، در شبکه‌های اجتماعی پدیدار نمی‌شود. در نقطه مقابل، دستکاری در افکار عمومی در بسترهای آنلاین سبب شده اتفاقاً شبکه‌های اجتماعی به محیط بروز و ظهور فاشیسم تبدیل شود. همیشه در همه بسترها، گربه‌های مرتاض علی پرتعدادی هستند که یک پا دارند و با آنان که مرغ همسایه را غاز می‌پندارند، در ائتلاف و ارتباطند. نزد اینها استدلال مرده و آنچه اعتبار دارد، فالوئر است. در نتیجه در شبکه‌های اجتماعی به وفور محتواهای ضدایرانی بی‌پایه و اساسی می‌بینید که ذهن و ذهنیت کاربران را نسبت به زندگی در ایران یا هر چه مرتبط با ایران است، آلوده می‌کند. کافی است در یک کشور دیگر، حتی در کشورهایی که از نظر استانداردهای زندگی یا آمارهای اقتصادی معتبر بین‌المللی به مراتب از ایران نمره پایین‌تری می‌گیرند، اتفاق شگفتی رخ دهد، همان ساعت، آن اتفاق سوژه تحلیل‌ها و توضیح‌های مکرری می‌شود و زوایای مختلفی از ماجرا درباره آن نقل می‌شود! اما جز قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایران در مسابقات جهانی زاگرب، قهرمانی تیم والیبال جوانان ایران در جهان یا صعود بانوان فوتبالیست ایران به جام ملت‌های آسیا یا نایب‌قهرمانی نوجوانان دختر کاراته‌کا در آسیا نیز همین سرنوشت را یافته است و احتمال می‌رود اتفاق منحصربه‌فرد دیگری که در جریان است نیز، از دایره تمرکز خبری - تحلیلی بیرون بماند؛ عفو نزدیک به ۷۰ هزار نفر از زندانیان با نامه رئیس قوه‌قضائیه و تأیید رهبر انقلاب، اتفاقی نیست که بویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، یک خبر معمولی باشد. وضعیت زندان و زندانیان در ایران مثل همان اخبار ورزشی، به دلیل حساسیت بالا و پتانسیل جلب توجهات، به صورت مستمر سوژه ضدانقلاب است. متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001iyZ 🆔https://eitaa.com/asar1398
غرب‌شیفتگی و برساخته «گشایش اقتصادی» چرا همچنان برخی به رابطه با آمریکا مشتاقند؟ آنچه رابطه یا مذاکره با آمریکا را به عنوان حلال مشکلات کشور معرفی و ترسیم می‌کند، می‌تواند ریشه در سه پدیده قبل یعنی کلیشه‌های تاریخی، نهاد آموزش و رسانه داشته باشد اما بیش از همه، برآمده و نتیجه کلام و عمل مدیران و مسؤولان سیاسی ده سال اخیر است. نزدیک‌ترین اما غیرمحسوس‌ترین نتیجه سیاست، تربیت جامعه است. اگر آن دانشجو امروز آمریکا را قبله آمال و منجی اقتصاد برمی‌شمرد، به مدیر و وزیر و نماینده و رئیس‌جمهوری نگاه کرده که اولاً در کلام آمریکا را کدخدای بین‌الملل تصویر کرده که باید رفت و با او بست و ثانیاً سیاست غیررسمی را به اتکای گروه فشار و باند سایبری به گونه‌ای پیش برده که هر شکل راهکار جایگزین توسعه آمریکایی در ذهن ایرانی نفی شده. سم‌پاشی عجیب علیه رابطه ایران با روسیه و چین و تقبیح فناوری چینی در خودروسازی به عنوان یک پدیده ملموس در جامعه ایرانی یا القای دیکتاتوری پوتین در جنگ با اوکراین، یک اطلاع‌رسانی ساده نیست؛ اگرچه ممکن است در برخی وجوه درست باشد. مسأله اصلاً این نیست که خودروی چینی کیفیت دارد یا ندارد، یا روسیه متجاوز است یا نیست؛ موضوع بر سر «میزان ضریب‌دهی» و «شکل تصویرسازی» است. این دو با این هدف صورت می‌گیرد که فقط و فقط پیشرفت در آنچه با نام و عنوان «جهان اول» ترسیم می‌شود، یعنی آمریکا معنادار باشد. در این نگاه سیاست، اقتصاد و اجتماع در همه جهان غیر از توسعه غربی به معنی فکر غرب و نه جغرافیای غرب، عقب‌مانده، غیرمردمی و رنج‌آور است؛ حتی اگر با تمایلات و تقاضاهای جامعه مورد بحث کاملاً تطابق داشته باشد. در نتیجه، وقتی از غیرعاقلانه و غیرشرافتمدانه بودن مذاکره با دولت ترامپ سخن به میان می‌آید، بلافاصله پرسش یا بهتر بگوییم شبهه‌ای مطرح می‌شود: «اگر توافق نکنیم، چه کنیم؟» این سؤال، شکل اجتماعی این گزاره است که «هر توافقی بهتر از عدم توافق است». یعنی همان چیزی که به شکل حیرت‌آوری از زبان محمدجواد ظریف، وزیر وقت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در شهریور ۱۳۹۳ در مصاحبه با رادیو ملی آمریکا گفت. متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001j5M 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️جنگ و ماشه، مکمل یا مقابل هم؟ 🔰اسرائیل به چیزی بیشتر از درگیری نظامی با ایران نیاز دارد صدای جنگنده، غرش پدافند یا خبر جابه‌جایی تسلیحات نظامی یا جلسه ترامپ و نتانیاهو؟ کدام یک نشانه جنگ است؟ ساعتی قبل از بامداد جمعه ۲۳ خرداد کدام یک از این نشانه‌ها واقع شد؟ ۴۸ ساعت بعد از اعلام رسمی ۳ کشور اروپایی درباره بازگشت تحریم‌هایی که ۱۰ سال تعلیق شده بود، ایران در آستانه جنگ است یا حمله اسرائیل حالاحالاها رخ نمی‌دهد؟ چه چیزی ایران را مصون از جنگ می‌کند و چه چیزی اسرائیل را به تجاوز ترغیب می‌کند؟ آنچه حملات مکرر و مستمر رژیم صهیونیستی به ایران را بی‌سرانجام کرد، نشان می‌دهد جنگ به تنهایی نمی‌تواند مقصود اسرائیل را برآورده کند، همچنان که در لبنان نیز چنین است. چیزی علاوه بر جنگ، مانند استقبال از متجاوز یا بی‌تفاوتی نسبت به اوضاع و شرایط لازم است تا ورود بیگانه در قلمرو را آسان کند. اسرائیل برای اقدام به جنگ به ۲ مؤلفه اساسی نیاز دارد: «غافلگیری» و «هدفمندی». ایران امروز از حیث دفاعی و نظامی، اگر آماده‌تر از خرداد نباشد، آگاه‌تر است. به این معنا که نقشه و راهبرد جنگ برای ضربه زدن به ایران، هر آنچه بوده، در جنگ خرداد آزمون شد. توجه به این نکته قابل اعتناست که این نقشه و راهبرد اولاً بسیار دقیق و ماهرانه بوده و ثانیاً با همراهی و ائتلاف کشورهای دیگری از منطقه و خارج از آن انجام شده. در نتیجه اتکای عنصر غافلگیری در جنگ خرداد بر این ۲ اهرم استوار شده و باید دید آیا این دو اکنون نیز موجود است یا خیر. مؤلفه دومی که اسرائیل برای اقدام به جنگ با ایران به آن نیاز دارد، هدف است. در نبرد خرداد چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟ ترور مقامات نظامی و دانشمندان هسته‌ای در طرح کلی تضعیف ایران جا می‌گیرد و «الزاماً» به سرنگونی جمهوری اسلامی ایران منتج نمی‌شود. اسرائیل به چیزی فراتر از اینها نیاز داشت. ایران ضربه خورد و آسیب دید اما هدفی که روز دوم نبرد، وزیر جنگ اسرائیل بر آن تصریح کرد، یعنی سرنگونی نظام سیاسی ایران، محقق نشد. آیا اسرائیل می‌توانست دامنه جنگ را گسترده‌تر کند و این کار را نکرد؟ برای اسرائیل کمتر از نابودی جمهوری اسلامی ایران معنادار نیست اما هیچ جنگی به خودی ‌خود نمی‌تواند این هدف را برای صهیونیست‌ها محقق کند. اینجاست که معادله چندوجهی طراحی یک عملیات ترکیبی روی میز می‌آید که به ازای اضافه شدن هر متغیر، سختی طراحی و چالش انجام آن بیشتر می‌شود. گزینه مکمل جنگ برای اسرائیل که روی آن برای ساعات و روزهای پس از بامداد جمعه ۲۳ خرداد حساب کرده بود، «آشوب» بود. آشوب برای به هم زدن ثبات سیاسی، تحت فشار قرار دادن مقامات، مغشوش کردن نظام محاسباتی و بویژه کاستن از پیکره انسجام اجتماعی به کار گرفته می‌شود. مهم‌ترین گرانیگاه آشوب که تاکنون بویژه در آبان ۹۸ در ایران اجرا شده، «نارضایتی‌های اقتصادی» برآمده از تحریم است. هر شکل از اعتراض خیابانی، فرصتی است برای فعال‌ شدن گروهک‌هایی که به سبب گستردگی امنیت اجتماعی، جرأت و فرصت رویارویی آشکار با نظام را ندارند. در نتیجه، آنچه جنگ با همه خشونت و خسارتش نتوانست به بار آورد و اتفاقاً خلاف آن یعنی ظهور حمایت سرسختانه از جمهوری اسلامی ایران را تثبیت کرد، آشوب می‌تواند بسازد. با این نگاه، جنگ نزدیک نیست، مگر آنکه ماشه واقعاً چکانده شود. سایه جنگ پیش از آنکه روی ناوها یا بر لبه پهپادها نقش ببندد، روی ذهن‌ها می‌افتد. ذهن هر اندازه شرایط عادی و حتی سخت باشد، فرضی از جنگ به خود راه نمی‌دهد. تا زمانی که تقدم و تأخر «جنگ - آشوب» به «آشوب و بعد جنگ» تغییر نکند، اسرائیل شکست خورده است؛ حتی اگر نتانیاهو هر شب با ترامپ جلسه بگذارد. متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001j8Q 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️جنگ بایت‌ها و روایت‌ها 🔰رژیم صهیونیستی چگونه تلاش می‌کند افکار عمومی ایرانیان را دستکاری کند؟ ۱۶ مارس ۲۰۱۲، ۱۰ روز پس از آنکه نتانیاهو ادعا کرد برای مقابله با برنامه هسته‌ای ایران، «همه گزینه‌ها روی میز است»، «رونی اِدری» تصویر خودش و دخترش را که یک پرچم اسرائیل در دست گرفته بود، در فیسبوک منتشر کرد و زیرش نوشت: «اسرائیل عاشق ایران است». هشتگ این گرافیست اسرائیلی ناگهان در فیسبوک چرخید و صدها نفر رو به دوربین گفتند ما نمی‌خواهیم کشور شما را بمباران کنیم. بی‌بی‌سی فارسی این کمپین را «بمب عشق» نامید و مدعی ریشه‌های تاریخی مشترک ایران و اسرائیل شد. ۲ فروردین ۱۳۹۱/ مارس ۲۰۱۲، پوسترهای کمپینی روی ۷۰ اتوبوس در تل‌آویو نصب و پروژه‌هایی مانند «ایرانی‌ها در تل‌آویو» راه‌اندازی شد که تصاویر اسرائیلی‌ها و ایرانی‌ها را در کنار هم نشان می‌داد. ۶ سال بعد، گرافیست اسرائیلی در یک مصاحبه گفت «همه فکر می‌کنند کار ما یک پروژه سیاسی بوده است». یک هفته پس از حمله رژیم صهیونیستی به ایران، سرویس راستی‌آزمایی بی‌بی‌سی در گزارشی، از یک کمپین بزرگ اطلاعات نادرست و اخبار جعلی پرده برداشت. این کمپین بر اساس حساب‌های کاربری ایکس که در حوزه اطلاعات نظامی محتوا تولید می‌کنند، بنا شده بود. این حساب‌ها عمدتاً از تصاویر قدیمی یا ویدئوهای تولیدی هوش مصنوعی استفاده می‌کردند تا حجم تخریب حملات اسرائیل علیه ایران را بیشتر از میزان واقعی نشان دهند. محور دیگری که این حساب‌ها دنبال می‌کردند، در پی این بود نشان دهد در میانه جنگ، مخالفت‌ها و اعتراض‌های ایرانیان علیه نظام سیاسی به خیابان‌ها کشیده شده. ۲ روز پیش از آنکه گزارش بی‌بی‌سی منتشر شود -28 خرداد- یک وب‌سایت تحلیلی به نام «رادوِر» (Radware) از جنگی دیجیتال به موازات رد و بدل شدن موشک‌ها میان ایران و اسرائیل خبر داد و این جنگ را نمونه‌ای بارز از جنگ ترکیبی مدرن دانست که در آن، بایت‌ها و روایت‌ها به اندازه بمب‌ها و موشک‌ها مهم است. گزارش «رادور» همراهی عملیات سایبری و عملیات دستکاری را سبب تأثیرگذاری مضاعف هر دو دانسته است. بدین معنا که در زمان قطع اینترنت یا اخلال در ارتباط، اخبار جعلی، ترس بیشتری می‌سازد و باورپذیری پیام‌ها را افزایش می‌دهد؛ موضوعی که در جنگ 12 روزه نیز آزمون شد. ۲ سال پیش آسوشیتدپرس در گزارشی تصریح کرد به‌رغم آنکه چین و روسیه به دستکاری در افکار عمومی مشهور شده‌اند اما واقعیت این است که اکنون اسرائیل با نفوذ به کمپین‌های انتخاباتی، انتشار شایعه، انتشار اغراق‌آمیز اطلاعات، حملات سایبری، مارپیچ سکوت (ترس از انزوای اجتماعی)، اکثریت‌نمایی و تخریب شخصیت، به یک بازیگر فعال این حوزه تبدیل شده است. ارتش جعل و تحریف اسرائیل، در جنگ 12 روزه نتوانست مطالبات و خواسته‌هایی ایرانیان را به سکویی برای حمایت از جنگ و کشتار تبدیل کند. مرور آنچه در این جنگ تجربه شد، به همراه پایش فنی و رصد مستند فعالیت حساب‌های کاربری و رسانه‌های اجتماعی می‌تواند پیش‌درآمد مقابله‌ شناختی با اسرائیل باشد. متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001jBk 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️آقای رئیس‌جمهور! بس کنید 🔰نگاهی به پیامدهای ضعف‌نمایی‌های مسعود پزشکیان  دو بار خودتحقیری و ضعیف‌نمایی در فاصله کمتر از یک ماه. اولی در نشست شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان اردبیل؛ درست چهار روز پس از تذکر رهبر انقلاب و دومی، پنجشنبه در جمع خیران مدرسه‌ساز در اصفهان با این تعبیر که « اینکه گرسنگی می‌کشیم، مشکل ما هستیم؛ نه سرمایه‌های ما». رهبر انقلاب در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیات دولت در تاریخ شانزدهم شهریور گفته بودند: «دوستانی از مسؤولان کشور که با مردم حرف می‌زنند، راوی قدرت و قوت و امکانات کشور باشند. بله! ما ضعف داریم، نقص داریم، کمبود داریم؛ کدام کشور ندارد؟ لکن قوت‌هایی داریم، توانایی‌هایی داریم، کارهایی شده، تلاش‌هایی شده؛ اینها را روایت کنیم و به مردم بگوییم. هم مطبوعات در این زمینه مسؤولند، هم صداوسیما مسؤول است و بیش از همه خود مسؤولان دولتی مسؤولند که وقتی جلوی مردم پشت آن بلندگو قرار می‌گیرند، راوی ضعف و ناتوانی و ناامیدی و مانند اینها نباشند». اما رئیس‌جمهور همچنان اصرار دارد برای القای صمیمیت یا جلب همدلی و همراهی مردمی که تحت فشارهای خردکننده اقتصادی و معیشتی هستند، از مشکلات و ناهنجاری‌ها بگوید. غافل از آنکه اولاً اصرار بیش از اندازه بر این صمیمت و سادگی شخص رئیس‌جمهور، بیش از آنکه پیام و نماد مردم‌سالاری باشد، وجهی از ناتوانی در حل مشکلات را یادآوری می‌کند. جهان مطلوب پزشکیان، جهانی است که دعوا و ستیز در آن راه ندارد، جهانی است که با تلاش و کوشش می‌توان مشکلات را برطرف کرد حتی اگر از ناحیه همه جهان تحریم شده باشید. اما تصویر این جهان تا جایی کارآمد است که رؤیا بسازد و چشم‌انداز تعریف کند. پزشکیان می‌تواند صمیمیت بسازد اما نمی‌تواند افق تعریف کند، چراکه از ابتدا حرف و بحثش مبنی بر «وفاق» در حد یک ایده انتخاباتی باقی مانده. آنچه به یک سیاست و سیاستمدار قدرت و اعتبار می‌بخشد، علاوه بر همدلی، صمیمیت و سادگی، کاریزما و توان حل مسأله است. تسکین یک وجه زبانی دارد؛ یک وجه عملی و دولت پزشکیان و شخص او در وجه زبانی باقی مانده است. علاوه بر این، پرسش اساسی این است: آسیب‌شناسی وضع کشور و توجه دادن به محدودیت‌ها و اشکالات چه فایده‌ای دارد؟ واقع‌بینی و واقع‌گویی، هر اندازه هم تلخ و نیش‌دار باشد، در جایی کارساز و مفید و مؤثر است که به حرکت یا اقدام و تصمیم اجرایی بینجامد. آنچه در یک سال و دو ماه از روی کار آمدن دولت چهارهم دیده‌ایم، اعتراف به مشکلات است و بس! این اعتراف‌ها توده‌ مردم را ناامید می‌کند و اتفاقاً به رفتارهای عصبی‌ای وامی‌دارد که خود رئیس‌جمهور بدان اعتراض دارد، یعنی افراط در استفاده از منابع، بی‌اعتنایی مطلق به سرنوشت دیگران و صدالبته بی‌اعتنایی به ایده وفاق که بر اشتراکات تأکید دارد. بخشی از تمنای برخی گروه‌های اجتماعی برای خرید طلا و دلار در این گزاره نهفته است که آنها احساس بی‌پناهی می‌کنند. یعنی دولت در رایج‌ترین رفتار خود که برآمده از اعتقاد رئیس‌جمهور به صمیمیت است، خلاف آنچه می‌خواهد و می‌بیند، تجربه می‌کند. مهم‌ترین رکن مقاومت در برابر کمپین فشار حداکثری ترامپ علیه مردم ایران، تاب‌آوری اجتماعی گروه‌های مختلف مردم است. چه چیزی این تاب‌آوری را غیر از دوقطبی‌سازی‌ها، اختلافات و دعواهای بی‌حاصل که به پاره‌پاره شدن جامعه می‌انجامد، کم می‌کند؟ اگر جامعه حس کند تنها و بی‌پناه است و دریابد رئیس‌جمهور نه توان و نه اراده‌ای برای حل مسائل روزمره‌اش ندارد، دچار نوعی خودخواهی و خودمداری می‌شود که نقطه مقابل تاب‌آوری اجتماعی و وفاق سیاسی است. در نتیجه در عین حال که رفتارهایی را ناسالم می‌شناسد، اما به همان‌ها دست می‌زند، چون وجهی از بی‌مسؤولیتی را در رفتار و کنش سیاستمداران دیده است. متن کامل را اینجا بخوانید: http://vtn.ir/001jJP 🆔https://eitaa.com/asar1398