eitaa logo
اثر | محمد رستم‌پور
379 دنبال‌کننده
44 عکس
21 ویدیو
0 فایل
رسانه، سایبر، سیاست
مشاهده در ایتا
دانلود
◀️پرگویی و مسؤولیت‌ناپذیری 🔰چرا دولت یک روایت ضعف از کشور ارائه می‌کند؟ مسعود پزشکیان در یک سال اخیر کوشش کرده مبتنی بر نوعی از صمیمیت، ساده‌دلی و ساده‌گویی که به هیچ عنوان تصنعی نیست، شعار، گفتمان، مسیر و راهبرد دولتش را تبیین کند و توضیح دهد اما این انتخاب و رویکرد به روایتی تبدیل شده که از نظر رهبر انقلاب، قابل تذکر شده است؛ روایت ضعف به جای روایت قوت، متن سخنان مدیران و مقامات دولت چهاردهم شده. شکل‌گیری این متن یا ساخت این کلیشه ۳ دلیل اساسی دارد. اولاً پاستور تمام ظرفیت‌های ممکن و شدنی کشور در سراسر حوزه‌ها و عرصه‌ها را نمی‌شناسد. استعدادها فقط در تهران نیست و ایده‌ها نیز لزوماً نباید مبتنی بر چارچوب‌های رایج سوار شوند. ثانیاً بخشی از ضعف‌نمایی به دلیل احساس صمیمیتی است که دولت با مخاطبان خود دارد. اما مردم باید احساس کنند کار دست کسی است و مسائل جامعه متولی دارد، ضمن آنکه گفتاردرمانی و مشی اعترافی تا جایی می‌تواند تسکین سازد و اعتراض را به تأخیر بیندازد. ثالثاً این تلقی که پذیرش اشتباهات و اعتراف به ضعف‌ها به حل مسأله کمک می‌کند، آن هم به شکل مستمر، یک تلقی پیش‌پاافتاده و نخ‌نماست. در صورتی پذیرش اشتباهات تسکین می‌سازد که دورنمای روشنی پس از پذیرش ارائه شود و مورد قبول قرار گیرد. در اکثر روایت ضعف‌ها توسط شخص رئیس‌جمهور، نوعی ناامیدی و استیصال به مخاطب القا می‌شود که نه‌تنها دوستی و نزدیکی جامعه و سیاست را برنمی‌انگیزد، بلکه حتی به تلخکامی و بی‌اعتنایی و بی‌‌توجهی راه باز می‌کند. نقطه مقابل رویه متفرعنانه و متکبرانه دولت‌های یازدهم و دوازدهم، همین پیام «هر کسی راه‌حلی دارد، بیاید جلو»یی است که دولت چهاردهم در پیش گرفته و تحت عنوان «رجوع به کارشناسان» به توده جامعه می‌فروشد. به نظر می‌رسد بخشی از اعتراف به ضعف‌ها در بیان برخی مسؤولان دولت چهاردهم به منظور آماده‌سازی ذهنی جامعه برای پذیرش تصمیماتی است که برای سالیان متمادی هنجار سیاسی یا فرهنگی مسلم جامعه بوده است. در نتیجه پنداشت عمومی گروهی از کاربران شبکه‌های اجتماعی این شده که فایده انرژی هسته‌ای جز ساخت بمب اتم چیست و اگر ایران به هر دلیلی قصد یا اراده ساخت بمب اتم ندارد، پس برنامه هسته‌ای به این همه هزینه اقتصادی تحریم نمی‌ارزد.  متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001iw8 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️اتحاد مقدس حتی با زندانیان 🔰عفو معیاری چگونه می‌تواند انسجام اجتماعی را ارتقا دهد؟ تنها ۱۰ ساعت پس از آنکه یک روزنامه‌نگار ورزشی مطرح، مربیان کشتی ایران را از لحاظ دانش، «پایین» توصیف و از میان همه نماهای رقابت‌های کشتی آزاد جهان، رقص پای کشتی‌گیر آمریکایی مقابل کامران قاسم‌پور را انتخاب کرد، قهرمانی ایران یک روز پیش از پایان مسابقات، آن هم پس از ۱۲ سال قطعی شد، قبل از آنکه رحمان عموزاد و امیرعلی آذرپیرا بر سر طلا و نقره با کشتی‌گیرانی از آمریکا و ژاپن بجنگند. حتی پس از قطعی شدن خبر قهرمانی و به‌رغم دریافت انتقادات پرشمار، این روزنامه‌نگار ورزشی باز هم از نظر خودش بازنگشت و ادعا کرد آمریکا در حال تغییر است و روسیه با ترکیب اصلی وارد مسابقات نشده. شبکه‌های اجتماعی در همه جای جهان محل زد و خوردهای اینچنینی است. چهره‌های معتبر، رفتارهای کودکانه از خود نشان می‌دهند و کاربران سازمان‌یافته به یک ایده درست حمله می‌کنند تا آن را بی‌ارزش کنند و کم‌حامی نشان دهند. اندک‌اندک آشکار شده آن عرصه عمومی گفت‌وگو و تبادل رأیی که برخی بستر ظهور دموکراسی مستقیم می‌دانستندش، یا حوزه عمومی مورد نظر هابرماس که می‌تواند کنش ارتباطی بسازد و گفت‌وگوی عاقلانه را رقم بزند، در شبکه‌های اجتماعی پدیدار نمی‌شود. در نقطه مقابل، دستکاری در افکار عمومی در بسترهای آنلاین سبب شده اتفاقاً شبکه‌های اجتماعی به محیط بروز و ظهور فاشیسم تبدیل شود. همیشه در همه بسترها، گربه‌های مرتاض علی پرتعدادی هستند که یک پا دارند و با آنان که مرغ همسایه را غاز می‌پندارند، در ائتلاف و ارتباطند. نزد اینها استدلال مرده و آنچه اعتبار دارد، فالوئر است. در نتیجه در شبکه‌های اجتماعی به وفور محتواهای ضدایرانی بی‌پایه و اساسی می‌بینید که ذهن و ذهنیت کاربران را نسبت به زندگی در ایران یا هر چه مرتبط با ایران است، آلوده می‌کند. کافی است در یک کشور دیگر، حتی در کشورهایی که از نظر استانداردهای زندگی یا آمارهای اقتصادی معتبر بین‌المللی به مراتب از ایران نمره پایین‌تری می‌گیرند، اتفاق شگفتی رخ دهد، همان ساعت، آن اتفاق سوژه تحلیل‌ها و توضیح‌های مکرری می‌شود و زوایای مختلفی از ماجرا درباره آن نقل می‌شود! اما جز قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایران در مسابقات جهانی زاگرب، قهرمانی تیم والیبال جوانان ایران در جهان یا صعود بانوان فوتبالیست ایران به جام ملت‌های آسیا یا نایب‌قهرمانی نوجوانان دختر کاراته‌کا در آسیا نیز همین سرنوشت را یافته است و احتمال می‌رود اتفاق منحصربه‌فرد دیگری که در جریان است نیز، از دایره تمرکز خبری - تحلیلی بیرون بماند؛ عفو نزدیک به ۷۰ هزار نفر از زندانیان با نامه رئیس قوه‌قضائیه و تأیید رهبر انقلاب، اتفاقی نیست که بویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، یک خبر معمولی باشد. وضعیت زندان و زندانیان در ایران مثل همان اخبار ورزشی، به دلیل حساسیت بالا و پتانسیل جلب توجهات، به صورت مستمر سوژه ضدانقلاب است. متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001iyZ 🆔https://eitaa.com/asar1398
غرب‌شیفتگی و برساخته «گشایش اقتصادی» چرا همچنان برخی به رابطه با آمریکا مشتاقند؟ آنچه رابطه یا مذاکره با آمریکا را به عنوان حلال مشکلات کشور معرفی و ترسیم می‌کند، می‌تواند ریشه در سه پدیده قبل یعنی کلیشه‌های تاریخی، نهاد آموزش و رسانه داشته باشد اما بیش از همه، برآمده و نتیجه کلام و عمل مدیران و مسؤولان سیاسی ده سال اخیر است. نزدیک‌ترین اما غیرمحسوس‌ترین نتیجه سیاست، تربیت جامعه است. اگر آن دانشجو امروز آمریکا را قبله آمال و منجی اقتصاد برمی‌شمرد، به مدیر و وزیر و نماینده و رئیس‌جمهوری نگاه کرده که اولاً در کلام آمریکا را کدخدای بین‌الملل تصویر کرده که باید رفت و با او بست و ثانیاً سیاست غیررسمی را به اتکای گروه فشار و باند سایبری به گونه‌ای پیش برده که هر شکل راهکار جایگزین توسعه آمریکایی در ذهن ایرانی نفی شده. سم‌پاشی عجیب علیه رابطه ایران با روسیه و چین و تقبیح فناوری چینی در خودروسازی به عنوان یک پدیده ملموس در جامعه ایرانی یا القای دیکتاتوری پوتین در جنگ با اوکراین، یک اطلاع‌رسانی ساده نیست؛ اگرچه ممکن است در برخی وجوه درست باشد. مسأله اصلاً این نیست که خودروی چینی کیفیت دارد یا ندارد، یا روسیه متجاوز است یا نیست؛ موضوع بر سر «میزان ضریب‌دهی» و «شکل تصویرسازی» است. این دو با این هدف صورت می‌گیرد که فقط و فقط پیشرفت در آنچه با نام و عنوان «جهان اول» ترسیم می‌شود، یعنی آمریکا معنادار باشد. در این نگاه سیاست، اقتصاد و اجتماع در همه جهان غیر از توسعه غربی به معنی فکر غرب و نه جغرافیای غرب، عقب‌مانده، غیرمردمی و رنج‌آور است؛ حتی اگر با تمایلات و تقاضاهای جامعه مورد بحث کاملاً تطابق داشته باشد. در نتیجه، وقتی از غیرعاقلانه و غیرشرافتمدانه بودن مذاکره با دولت ترامپ سخن به میان می‌آید، بلافاصله پرسش یا بهتر بگوییم شبهه‌ای مطرح می‌شود: «اگر توافق نکنیم، چه کنیم؟» این سؤال، شکل اجتماعی این گزاره است که «هر توافقی بهتر از عدم توافق است». یعنی همان چیزی که به شکل حیرت‌آوری از زبان محمدجواد ظریف، وزیر وقت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در شهریور ۱۳۹۳ در مصاحبه با رادیو ملی آمریکا گفت. متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001j5M 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️جنگ و ماشه، مکمل یا مقابل هم؟ 🔰اسرائیل به چیزی بیشتر از درگیری نظامی با ایران نیاز دارد صدای جنگنده، غرش پدافند یا خبر جابه‌جایی تسلیحات نظامی یا جلسه ترامپ و نتانیاهو؟ کدام یک نشانه جنگ است؟ ساعتی قبل از بامداد جمعه ۲۳ خرداد کدام یک از این نشانه‌ها واقع شد؟ ۴۸ ساعت بعد از اعلام رسمی ۳ کشور اروپایی درباره بازگشت تحریم‌هایی که ۱۰ سال تعلیق شده بود، ایران در آستانه جنگ است یا حمله اسرائیل حالاحالاها رخ نمی‌دهد؟ چه چیزی ایران را مصون از جنگ می‌کند و چه چیزی اسرائیل را به تجاوز ترغیب می‌کند؟ آنچه حملات مکرر و مستمر رژیم صهیونیستی به ایران را بی‌سرانجام کرد، نشان می‌دهد جنگ به تنهایی نمی‌تواند مقصود اسرائیل را برآورده کند، همچنان که در لبنان نیز چنین است. چیزی علاوه بر جنگ، مانند استقبال از متجاوز یا بی‌تفاوتی نسبت به اوضاع و شرایط لازم است تا ورود بیگانه در قلمرو را آسان کند. اسرائیل برای اقدام به جنگ به ۲ مؤلفه اساسی نیاز دارد: «غافلگیری» و «هدفمندی». ایران امروز از حیث دفاعی و نظامی، اگر آماده‌تر از خرداد نباشد، آگاه‌تر است. به این معنا که نقشه و راهبرد جنگ برای ضربه زدن به ایران، هر آنچه بوده، در جنگ خرداد آزمون شد. توجه به این نکته قابل اعتناست که این نقشه و راهبرد اولاً بسیار دقیق و ماهرانه بوده و ثانیاً با همراهی و ائتلاف کشورهای دیگری از منطقه و خارج از آن انجام شده. در نتیجه اتکای عنصر غافلگیری در جنگ خرداد بر این ۲ اهرم استوار شده و باید دید آیا این دو اکنون نیز موجود است یا خیر. مؤلفه دومی که اسرائیل برای اقدام به جنگ با ایران به آن نیاز دارد، هدف است. در نبرد خرداد چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟ ترور مقامات نظامی و دانشمندان هسته‌ای در طرح کلی تضعیف ایران جا می‌گیرد و «الزاماً» به سرنگونی جمهوری اسلامی ایران منتج نمی‌شود. اسرائیل به چیزی فراتر از اینها نیاز داشت. ایران ضربه خورد و آسیب دید اما هدفی که روز دوم نبرد، وزیر جنگ اسرائیل بر آن تصریح کرد، یعنی سرنگونی نظام سیاسی ایران، محقق نشد. آیا اسرائیل می‌توانست دامنه جنگ را گسترده‌تر کند و این کار را نکرد؟ برای اسرائیل کمتر از نابودی جمهوری اسلامی ایران معنادار نیست اما هیچ جنگی به خودی ‌خود نمی‌تواند این هدف را برای صهیونیست‌ها محقق کند. اینجاست که معادله چندوجهی طراحی یک عملیات ترکیبی روی میز می‌آید که به ازای اضافه شدن هر متغیر، سختی طراحی و چالش انجام آن بیشتر می‌شود. گزینه مکمل جنگ برای اسرائیل که روی آن برای ساعات و روزهای پس از بامداد جمعه ۲۳ خرداد حساب کرده بود، «آشوب» بود. آشوب برای به هم زدن ثبات سیاسی، تحت فشار قرار دادن مقامات، مغشوش کردن نظام محاسباتی و بویژه کاستن از پیکره انسجام اجتماعی به کار گرفته می‌شود. مهم‌ترین گرانیگاه آشوب که تاکنون بویژه در آبان ۹۸ در ایران اجرا شده، «نارضایتی‌های اقتصادی» برآمده از تحریم است. هر شکل از اعتراض خیابانی، فرصتی است برای فعال‌ شدن گروهک‌هایی که به سبب گستردگی امنیت اجتماعی، جرأت و فرصت رویارویی آشکار با نظام را ندارند. در نتیجه، آنچه جنگ با همه خشونت و خسارتش نتوانست به بار آورد و اتفاقاً خلاف آن یعنی ظهور حمایت سرسختانه از جمهوری اسلامی ایران را تثبیت کرد، آشوب می‌تواند بسازد. با این نگاه، جنگ نزدیک نیست، مگر آنکه ماشه واقعاً چکانده شود. سایه جنگ پیش از آنکه روی ناوها یا بر لبه پهپادها نقش ببندد، روی ذهن‌ها می‌افتد. ذهن هر اندازه شرایط عادی و حتی سخت باشد، فرضی از جنگ به خود راه نمی‌دهد. تا زمانی که تقدم و تأخر «جنگ - آشوب» به «آشوب و بعد جنگ» تغییر نکند، اسرائیل شکست خورده است؛ حتی اگر نتانیاهو هر شب با ترامپ جلسه بگذارد. متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001j8Q 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️جنگ بایت‌ها و روایت‌ها 🔰رژیم صهیونیستی چگونه تلاش می‌کند افکار عمومی ایرانیان را دستکاری کند؟ ۱۶ مارس ۲۰۱۲، ۱۰ روز پس از آنکه نتانیاهو ادعا کرد برای مقابله با برنامه هسته‌ای ایران، «همه گزینه‌ها روی میز است»، «رونی اِدری» تصویر خودش و دخترش را که یک پرچم اسرائیل در دست گرفته بود، در فیسبوک منتشر کرد و زیرش نوشت: «اسرائیل عاشق ایران است». هشتگ این گرافیست اسرائیلی ناگهان در فیسبوک چرخید و صدها نفر رو به دوربین گفتند ما نمی‌خواهیم کشور شما را بمباران کنیم. بی‌بی‌سی فارسی این کمپین را «بمب عشق» نامید و مدعی ریشه‌های تاریخی مشترک ایران و اسرائیل شد. ۲ فروردین ۱۳۹۱/ مارس ۲۰۱۲، پوسترهای کمپینی روی ۷۰ اتوبوس در تل‌آویو نصب و پروژه‌هایی مانند «ایرانی‌ها در تل‌آویو» راه‌اندازی شد که تصاویر اسرائیلی‌ها و ایرانی‌ها را در کنار هم نشان می‌داد. ۶ سال بعد، گرافیست اسرائیلی در یک مصاحبه گفت «همه فکر می‌کنند کار ما یک پروژه سیاسی بوده است». یک هفته پس از حمله رژیم صهیونیستی به ایران، سرویس راستی‌آزمایی بی‌بی‌سی در گزارشی، از یک کمپین بزرگ اطلاعات نادرست و اخبار جعلی پرده برداشت. این کمپین بر اساس حساب‌های کاربری ایکس که در حوزه اطلاعات نظامی محتوا تولید می‌کنند، بنا شده بود. این حساب‌ها عمدتاً از تصاویر قدیمی یا ویدئوهای تولیدی هوش مصنوعی استفاده می‌کردند تا حجم تخریب حملات اسرائیل علیه ایران را بیشتر از میزان واقعی نشان دهند. محور دیگری که این حساب‌ها دنبال می‌کردند، در پی این بود نشان دهد در میانه جنگ، مخالفت‌ها و اعتراض‌های ایرانیان علیه نظام سیاسی به خیابان‌ها کشیده شده. ۲ روز پیش از آنکه گزارش بی‌بی‌سی منتشر شود -28 خرداد- یک وب‌سایت تحلیلی به نام «رادوِر» (Radware) از جنگی دیجیتال به موازات رد و بدل شدن موشک‌ها میان ایران و اسرائیل خبر داد و این جنگ را نمونه‌ای بارز از جنگ ترکیبی مدرن دانست که در آن، بایت‌ها و روایت‌ها به اندازه بمب‌ها و موشک‌ها مهم است. گزارش «رادور» همراهی عملیات سایبری و عملیات دستکاری را سبب تأثیرگذاری مضاعف هر دو دانسته است. بدین معنا که در زمان قطع اینترنت یا اخلال در ارتباط، اخبار جعلی، ترس بیشتری می‌سازد و باورپذیری پیام‌ها را افزایش می‌دهد؛ موضوعی که در جنگ 12 روزه نیز آزمون شد. ۲ سال پیش آسوشیتدپرس در گزارشی تصریح کرد به‌رغم آنکه چین و روسیه به دستکاری در افکار عمومی مشهور شده‌اند اما واقعیت این است که اکنون اسرائیل با نفوذ به کمپین‌های انتخاباتی، انتشار شایعه، انتشار اغراق‌آمیز اطلاعات، حملات سایبری، مارپیچ سکوت (ترس از انزوای اجتماعی)، اکثریت‌نمایی و تخریب شخصیت، به یک بازیگر فعال این حوزه تبدیل شده است. ارتش جعل و تحریف اسرائیل، در جنگ 12 روزه نتوانست مطالبات و خواسته‌هایی ایرانیان را به سکویی برای حمایت از جنگ و کشتار تبدیل کند. مرور آنچه در این جنگ تجربه شد، به همراه پایش فنی و رصد مستند فعالیت حساب‌های کاربری و رسانه‌های اجتماعی می‌تواند پیش‌درآمد مقابله‌ شناختی با اسرائیل باشد. متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001jBk 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️آقای رئیس‌جمهور! بس کنید 🔰نگاهی به پیامدهای ضعف‌نمایی‌های مسعود پزشکیان  دو بار خودتحقیری و ضعیف‌نمایی در فاصله کمتر از یک ماه. اولی در نشست شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان اردبیل؛ درست چهار روز پس از تذکر رهبر انقلاب و دومی، پنجشنبه در جمع خیران مدرسه‌ساز در اصفهان با این تعبیر که « اینکه گرسنگی می‌کشیم، مشکل ما هستیم؛ نه سرمایه‌های ما». رهبر انقلاب در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیات دولت در تاریخ شانزدهم شهریور گفته بودند: «دوستانی از مسؤولان کشور که با مردم حرف می‌زنند، راوی قدرت و قوت و امکانات کشور باشند. بله! ما ضعف داریم، نقص داریم، کمبود داریم؛ کدام کشور ندارد؟ لکن قوت‌هایی داریم، توانایی‌هایی داریم، کارهایی شده، تلاش‌هایی شده؛ اینها را روایت کنیم و به مردم بگوییم. هم مطبوعات در این زمینه مسؤولند، هم صداوسیما مسؤول است و بیش از همه خود مسؤولان دولتی مسؤولند که وقتی جلوی مردم پشت آن بلندگو قرار می‌گیرند، راوی ضعف و ناتوانی و ناامیدی و مانند اینها نباشند». اما رئیس‌جمهور همچنان اصرار دارد برای القای صمیمیت یا جلب همدلی و همراهی مردمی که تحت فشارهای خردکننده اقتصادی و معیشتی هستند، از مشکلات و ناهنجاری‌ها بگوید. غافل از آنکه اولاً اصرار بیش از اندازه بر این صمیمت و سادگی شخص رئیس‌جمهور، بیش از آنکه پیام و نماد مردم‌سالاری باشد، وجهی از ناتوانی در حل مشکلات را یادآوری می‌کند. جهان مطلوب پزشکیان، جهانی است که دعوا و ستیز در آن راه ندارد، جهانی است که با تلاش و کوشش می‌توان مشکلات را برطرف کرد حتی اگر از ناحیه همه جهان تحریم شده باشید. اما تصویر این جهان تا جایی کارآمد است که رؤیا بسازد و چشم‌انداز تعریف کند. پزشکیان می‌تواند صمیمیت بسازد اما نمی‌تواند افق تعریف کند، چراکه از ابتدا حرف و بحثش مبنی بر «وفاق» در حد یک ایده انتخاباتی باقی مانده. آنچه به یک سیاست و سیاستمدار قدرت و اعتبار می‌بخشد، علاوه بر همدلی، صمیمیت و سادگی، کاریزما و توان حل مسأله است. تسکین یک وجه زبانی دارد؛ یک وجه عملی و دولت پزشکیان و شخص او در وجه زبانی باقی مانده است. علاوه بر این، پرسش اساسی این است: آسیب‌شناسی وضع کشور و توجه دادن به محدودیت‌ها و اشکالات چه فایده‌ای دارد؟ واقع‌بینی و واقع‌گویی، هر اندازه هم تلخ و نیش‌دار باشد، در جایی کارساز و مفید و مؤثر است که به حرکت یا اقدام و تصمیم اجرایی بینجامد. آنچه در یک سال و دو ماه از روی کار آمدن دولت چهارهم دیده‌ایم، اعتراف به مشکلات است و بس! این اعتراف‌ها توده‌ مردم را ناامید می‌کند و اتفاقاً به رفتارهای عصبی‌ای وامی‌دارد که خود رئیس‌جمهور بدان اعتراض دارد، یعنی افراط در استفاده از منابع، بی‌اعتنایی مطلق به سرنوشت دیگران و صدالبته بی‌اعتنایی به ایده وفاق که بر اشتراکات تأکید دارد. بخشی از تمنای برخی گروه‌های اجتماعی برای خرید طلا و دلار در این گزاره نهفته است که آنها احساس بی‌پناهی می‌کنند. یعنی دولت در رایج‌ترین رفتار خود که برآمده از اعتقاد رئیس‌جمهور به صمیمیت است، خلاف آنچه می‌خواهد و می‌بیند، تجربه می‌کند. مهم‌ترین رکن مقاومت در برابر کمپین فشار حداکثری ترامپ علیه مردم ایران، تاب‌آوری اجتماعی گروه‌های مختلف مردم است. چه چیزی این تاب‌آوری را غیر از دوقطبی‌سازی‌ها، اختلافات و دعواهای بی‌حاصل که به پاره‌پاره شدن جامعه می‌انجامد، کم می‌کند؟ اگر جامعه حس کند تنها و بی‌پناه است و دریابد رئیس‌جمهور نه توان و نه اراده‌ای برای حل مسائل روزمره‌اش ندارد، دچار نوعی خودخواهی و خودمداری می‌شود که نقطه مقابل تاب‌آوری اجتماعی و وفاق سیاسی است. در نتیجه در عین حال که رفتارهایی را ناسالم می‌شناسد، اما به همان‌ها دست می‌زند، چون وجهی از بی‌مسؤولیتی را در رفتار و کنش سیاستمداران دیده است. متن کامل را اینجا بخوانید: http://vtn.ir/001jJP 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️ترور زرد! 🔰درباره فیلم منتشر شده علیه شمخانی؛ از عملیات موساد تا ضرورت رعایت حقوق عامه انتقام سیاسی، ترور دوم موساد یا هر چه باشد؛ ویدئوی عروسی دختر دبیر اسبق شورای امنیت ملی را حالا هزاران نفر دیده‌اند. کافی است عبارت «فیلم لورفته» یا «ویدئوی خصوصی» را در نوار بالایی هر موتور جست‌وجویی که می‌شناسید، وارد کنید و از نتایج پرشمار فهرست‌شده شگفت‌زده شوید. عده‌ای می‌گویند مسؤولان یا مقامات جمهوری اسلامی ایران درون متفاوتی نسبت به آنچه در بیرون نشان می‌دهند، دارند. عده‌ای معتقدند نوع پوشش زنان در عروسی‌های غیرمختلط یک امر متداول است و رفتار محجوب شمخانی در مشایعت دخترش را نشانه‌ای از تقید عمیق او به مسائل شرعی می‌دانند. عده‌ای هم ماجرا را از زاویه دیگری می‌نگرند. آیا اظهارات اخیر شمخانی بویژه درباره ماجرای هواپیمای اوکراینی، انگیزه انتقام‌جویی و انتشار این فیلم را به وجود آورده است؟ آیا موساد پس از ترور نافرجام شمخانی در بامداد ۲۳ خرداد، حالا رو به ترور شخصیت او آورده است؟ افشای ویدئوهای این‌چنینی، یک قربانی ندارد. اگرچه گفتن این حرف به دلیل آنکه قربانی، یک مسؤول حکومتی است، ممکن است سویه جانبدارانه‌ای پیدا کند و دفاع ضمنی از علی شمخانی تلقی شود اما تنها در چنین موقعیت‌هایی است که توجه به چنین هشدارهایی وزن پیدا می‌کند. براساس یک ارزیابی عمومی از تأثیرات اجتماعی انتشار چنین ویدئوهایی، چنین مواردی، افزایش اضطراب فردی و از سوی دیگر بی‌حسی عاطفی در پی دارد. پخش مکرر ویدئوهای افشاگرانه می‌تواند جامعه را به خشونت یا نقض حریم خصوصی عادت دهد که این خود امنیت روانی را کاهش می‌دهد. تجربه رخدادهای اینچنینی نشان می‌دهد اخبار در حد ترند باقی می‌ماند و ۳ روز دیگر، سوژه جدید تمام می‌شود اما آنچه می‌ماند، همچنان درماندگی و بی‌پناهی ذهن مردمی است که با انبوهی از پرسش‌ها و تردیدها همچنان زیر فشار خردکننده معیشتی مقاومت می‌کنند و میهن‌پرستانه کوشش می‌کنند سره دفاع حیثیتی از ایران و ناسره توجیه اشتباهات و ناکارآمدی‌ها را از هم جدا کنند. بی‌آنکه با یک بررسی فنی بخواهیم درباره منبع یا شکل انتشار ویدئوی شمخانی اظهارنظر کنیم، بیایید به آنچه در ۵ سال گذشته بر سر ذهن ایرانیان وارد آمده نگاه کنیم. با هر نگاه و تفسیری که داشته باشیم، مدافع یا مخالف مسؤولان جمهوری اسلامی باشیم، آنچه بیش از شمخانی یا هر شخص دیگری قربانی می‌گیرد، امنیت روانی جامعه است. این بی‌حسی عاطفی با همدلی اجتماعی نسبت و ارتباط مستقیم دارد؛ چیزی که در بحران‌ها وزنه اصلی روانی برای تحمل شرایط است. در نتیجه باید گفت اثر انتشار چنین ویدئوهایی به مرور زمان یک رسوب فکری ایجاد می‌کند و فرد را دچار نوعی بی‌اعتنایی به شرایط و در گام بعد، خودخواهی می‌کند. ضمن آنکه تأثیر انتشار چنین ویدئوهایی که نوعی دهن‌کجی به مقاومت مردم در شرایط سخت اقتصادی کنونی است، فاصله ذهنی مردم و حکومت را زیاد کرده و به ساخت نوعی اتاق پژواک کمک می‌کند. اتاق پژواک در واقع محیطی سربسته است که امکان و احتمال هر شکلی از آشتی‌جویی و سازشکاری را نفی می‌کند و صدای مقابل را هر اندازه هم بهره‌مند از منطق و استدلال باشد، بی‌معنا می‌کند. در نتیجه، صرف نظر از قربانی و اهداف ناشر چنین ویدئویی، آنکه ضرر می‌کند همه مردمند. امر ملی آنچنان که در دفاع در مقابل هجوم اسرائیل در کنش‌های شگفت‌آور فردی مانند نذر نان یا توزیع شربت در صف بنزین یا تخفیف اجناس به جای گران کردن آن، خود را نشان داد؛ با چنین ویدئوهایی از صلابت و استواری روزهای نخست می‌افتد. مخاطبان چنین ویدئوهایی اتفاقاً تمام مردم ایرانند تا دفاع و مقاومت را بی‌حاصل ببینند. متن کامل را اینجا بخوانید: https://vtn.ir/001jKw 🆔https://eitaa.com/asar1398
🔰نگاهی به نتایج اجتماعی و سیاسی انحلال بانک آینده ◀️تصمیم بگیرید!  فریاد «رضاشاه، روحت شاد» برای مدتی بود که سر داده نشده بود، شاید برای ۳ سال اما ۱۰ روز پیش، در پی خرابی مترو مسیر تهران - گلشهر، گروهی از مسافران دوباره این شعار را سر دادند؛ آن هم وقتی که مجبور شدند در میانه راه، مترو را ترک کنند و پیاده به سوی ایستگاه یا جاده عبوری حرکت کنند. از آبان ۹۸ که این شعار به شکل جدی وارد ادبیات معارضان شد تا خرداد ۱۴۰۱ که برای آخرین بار به یک هشتگ در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد، بارها و بارها جامعه‌شناس‌ها، اهالی رسانه و حتی اقتصاددان‌ها، چرایی سر دادن این شعار را سوژه تحلیل و یادداشت کردند. پررنگ‌ترین مضمون یا محور مورد اشاره، نیاز جامعه به شکلی از اقتدارگرایی یا کارآمدی نهادی یا کاریزمای شخصی برای حل مسائل و مشکلات موجود است. به تعبیر گویاتر، انداختن نانوا در تنور یا خواباندن مهندس سازنده روی ریل و از این داستان‌هایی که از رضاخان در تاکسی و اتوبوس یا در میان اطرافیان و دوستان زیاد می‌شنویم، در واقع، تجسم آرزوها و خواسته‌هایی است که جامعه از نظام سیاسی دارد. گمان جامعه این است که خشونت رضاشاه در ساخت یک نظم اجتماعی که مثلاً در مقابله با عشایر و روستاییان به سقوط دامداری در ایران انجامید یا کشیدن خط آهن از جنوب به شمال که به گفته مصدق تا ۱۵۰ سال به کار ایران نیامد، لازمه یا نیازمندی پیشبرد پروژه کلی توسعه در ایران بوده است. این تقاضا یا تمنا البته ویژه جامعه ایران نیست. بر اساس یک پیمایش اکونومیست، در ۱۵ سال گذشته، احزاب راست افراطی دستاوردهای قابل توجهی در سراسر اروپا داشته‌اند و اکنون محبوب‌ترین خانواده احزاب سیاسی اروپا را از نظر سهم آرا تشکیل می‌دهند. در مقابل، مردم در کشورهای مختلف جهان از بی‌تصمیمی، تعلل در اقدام، کند بودن و البته گفتاردرمانی و شعارزدگی در سیاست خسته‌اند. بی‌تصمیمی مقامات سیاسی و مدیران اقتصادی در عرصه‌های عمومی و شرکت‌های خصوصی، به از دست رفتن فرصت‌های رقابتی، کاهش اعتماد اجتماعی و نوعی سیاست‌گریزی یا سیاست‌پرهیزی منجر می‌شود. در محیط‌های پرتلاطم مانند سیاست در ایران، بی‌تصمیمی به «فلج تحلیلی» می‌انجامد؛ جایی که مسؤولان به جای عمل، در چرخه بی‌پایان «پیگیری» و «بررسی» می‌افتند و این اتفاق، تضعیف مشروعیت دولت را در پی دارد. رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری در شهریور ۱۳۸۳ تصریح می‌کنند: «مشروعیت همه‌ ما بسته به انجام وظیفه و کارایی در انجام وظیفه است و هرجا کارآمدی نباشد، مشروعیت از بین خواهد رفت». رهبر انقلاب در دیدار رمضانی مسؤولان نظام در اسفند ۱۴۰۳ نیز رکن ناکارآمدی سیاسی امروز را بی‌تصمیمی می‌شناسند و تأکید دارند: «بعضی از مدیران ما، متأسفانه دیده شده، فکر می‌کنند بی‌خطرترین کار، تصمیم نگرفتن است، چون تصمیم‌گیری احتمال اشتباه و خطر و بعد، یقه‌گیری و مچ‌گیری و این‌چیز‌ها را دارد دیگر، پس کار بی‌خطر این است که انسان تصمیم نگیرد؛ این جزو خطرناک‌ترین فکرهاست؛ اینکه ما تصور کنیم برای آسودگی خیال‌مان، خیلی حرص نزنیم، جوش نزنیم، دنبال کار نرویم، حالا شد، شد. خدای متعال از ترک فعل‌ها هم سؤال می‌کند. سؤال الهی فقط مربوط به فعل نیست، مربوط به ترک فعل هم هست». بی‌تصمیمی، کندی در تصمیم‌گیری و اهل اقدام نبودن، بیش از آنکه مولود تمرکزگرایی، ساختار غلط بروکراتیک یا موازی‌کاری باشد، حاصل اولویت‌نشناسی است. مدیران و سیاستمداران، ترسو یا محافظه‌کار نیستند؛ بلکه اولویت‌ها را بدرستی تشخیص نمی‌دهند. در آخرین نمونه، انحلال بانک آینده پس از فرآیندی کشدار و کسالت‌بار، به بی‌تصمیمی درباره ناترازی این بانک پرحاشیه پایان داده است. این انحلال به دلیل بستن یک پرونده پیچیده و پردامنه، مبارک است و از سوی دیگر، به دلیل تأخیر بسیار در اقدام و البته مشخص نبودن فرآیند جبران زیان انباشته‌ای که بانک از مدت‌ها پیش تولید کرده، در خور تأمل. آن هم در زمانی که پرونده‌های ابهام‌انگیز دیگری همچون ماجرای کرسنت یا پرونده بابک زنجانی در افکار عمومی باز است. برای آنکه کسی دیگر شعار «رضا شاه، روحت شاد» سر ندهد، تبیین خیانت‌ها و ناکارآمدی‌های پهلوی و تبعات و عوارض دردناک قلدری او لازم است اما مهم‌تر آن است که به تمنای اقتدارطلبی ایرانیان پاسخ‌های درخور و شایسته‌ای داده شود. مانند آنچه این روزها بر دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) نقش بسته، باید مثل «آینده» تصمیم بگیرید و برای آینده. متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001jSs 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️ آب، آتش جدید 🔰تنش ‌آبی در ایران سوژه جدید دشمن برای دعوت به نافرمانی مدنی است حساب کاربری «جان لاک» در ایکس فارسی که مرتباً محتواهای معارضان جمهوری اسلامی ایران را منتشر می‌کند و اخیراً کوشیده است با تغییر نام، رویکرد خشونت‌طلبانه خود را پنهان کند، دیروز توئیت زد: «قطره‌ای در مصرف آب صرفه‌جویی نکنید؛ تهران باید متشنج شود». این پیشنهاد، جدیدترین تکنیک معارضان برای آن چیزی است که خود ادعا می‌کنند، یعنی نافرمانی مدنی. پیش از این، در التهابات ۱۴۰۱ و پس از آن، تکنیک‌هایی مانند عدم پرداخت قبوض یا زدن اتو به برق در ساعات پیک مصرف برای اختلال در زنجیره خدمات به شهروندان پیشنهاد شده بود. این الگو و این دست پیشنهادات، پس از ماجراهای پرغصه و تلخ ۸۸ که جامعه را رسماً به ۲ قطب متضاد تبدیل کرد، باب شد. شعارنویسی روی دیوارها و بیلبوردهای شهری، بوق زدن بی‌دلیل، عدم پرداخت مالیات و استفاده از نمادها و نشانه‌ها یا چیدن مو‌ مقابل دوربین که در سال ۱۴۰۱ تا صحن پارلمان اروپا نیز راه یافت، از جمله روش‌هایی است که پیش از این و برآمده از رساله دکترای جین شارپ، پدر انقلاب‌های رنگی، در ایران آزموده شده است. مارک دوبوویتز، مدیر بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها که گروهی حامی تحریم ملت ایران است و وابستگی آشکاری به رژیم صهیونسیتی و لابی‌های ضدایرانی کنگره آمریکا دارد؛ ۳ روز پیش در توئیتی کوشید ماجرای کم‌آبی را صرف‌نظر از پیچیدگی‌های متعدد اقلیمی و جهانی بودن پدیده که در منطقه غرب آسیا بروز جدی‌تری یافته؛ تماماً به تصمیمات و اقدامات مقامات جمهوری اسلامی ایران نسبت دهد. چرخه تولید و توزیع محتوای آشوبگرانه میان رسانه‌های رسمی و حساب‌های فیک و ناشناخته در رسانه‌های اجتماعی و اندکی بعد، ویدئوهای جعلی ساخته‌شده به کمک هوش مصنوعی، سوژه جدیدی پیدا کرده است. مرور همبستگی خیابان و شبکه در اعتراضات پدیدآمده پس از انقلاب نشان می‌دهد تولید پیام‌های سیاه‌نمایی و القای بن‌بست در گام نخست خط تولید خشم  است.‌  در ادامه تکرار پیام‌ها زمینه فرسایش تاب‌آوری را فراهم می‌آورد و در مرحله سوم، یک رویداد عاطفی درگیرکننده کنش خیابانی را ترتیب می‌دهد. هدف، همان چیزی است که برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران در سیستم سنجش و ارزیابی امنیت ملی آمریکا، سالیان متمادی است تکرار می‌شود: تضعیف پشت جبهه با هدف گرفتن امتیاز در میز مذاکره یا خط مقدم نبرد.  در مقابل این هجمه که از رگه‌هایی از واقعیت برای اثبات حقانیت خود وام می‌گیرد و در تلاش است شکلی از نافرمانی و آشوبگری علیه سیستم را که در جنگ ۱۲ روزه به دست نیامد، راه بیندازد؛ اولا نباید مردم را ترساند. هشداردهی و تذکر برای مدیریت مصرف با القای ترس که به نومیدی و انفعال منتهی می‌شود و شکلی از مواجهه منطقی را سلب می‌کند؛ تفاوت دارد. متاسفانه آنچه تا امروز در این حوزه رخ داده، مبتنی بر تکنیک ترس بوده تا افکار عمومی آگاه و صرفه‌جویی ۲۰ درصدی مورد نظر که تنش آبی را به شکل موقت چاره می‌کند، حاصل شود. ثانیاً به یک جریان ملی‌سازی مسأله آب نیاز داریم تا موضوع در وجوه مختلف محل تأمل و بررسی مردم شود. اینجا باید به جای تکرار، از تنوع پیام بهره برد تا صرفه‌جویی به یک انتخاب تبدیل شود، نه یک اضطرار. در اضطرار، منطق رنگ می‌بازد و نوعی از منفعت‌گرایی بروز می‌یابد که اختلاف‌ساز است. هر شکل از اختلاف یا هر نوع از برداشت «تبعیض» از موضوع، مسأله را از یک امر ملی به یک امر جناحی یا سیاسی تبدیل می‌کند و به دشمن اجازه می‌دهد در امنیتی‌سازی موضوع موفق شود.‌ متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001jZQ 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️بی‌بی‌سی در کوزه افتاد 🔰دست‌کاری سخنان ترامپ در یک مستند بی‌بی‌سی جنجال آفرید دو استعفا در یک روز و روزی بی‌سابقه در بی‌بی‌سی که از ۱۰۳ سال پیش تاکنون صدای سیاست خارجی بریتانیا محسوب می‌شود. دوشنبه، تیم دیوی، مدیرکل و دبورا ترنس، مدیر بخش خبر بی‌بی‌سی استعفا دادند. دیوی از سال ۲۰۲۰ در این سمت فعالیت می‌کرد و ترنس از سال ۲۰۲۲ با تیمی ۶ هزارنفره بر برنامه‌های خبری و گزارش‌های تحلیلی بی‌بی‌سی نظارت داشت. ماجرا به مستندی به نام «پانوراما» مربوط می‌شود که نقل‌قول ترامپ را با فاصله‌ای نزدیک به ۵۰ دقیقه دست‌کاری کرده بود تا این‌گونه به نظر برسد که رئیس‌جمهور آمریکا از حمله معترضان به ساختمان کنگره در ژانویه ۲۰۲۱ حمایت کرده است. بی‌بی‌سی که از سال ۱۹۲۹ به مهم‌ترین ابزار سیاست خارجی انگلیس تبدیل شده، در یکی از چالشی‌ترین دوران خود به سر می‌برد. برای ایرانیان، همکاری رادیو بی‌بی‌سی با کودتاگرانی که دولت مصدق را برانداختند، همچنان مهم‌ترین نقطه سیاه این رسانه به شمار می‌رود. شبکه چهار رادیو بی‌بی‌سی ۲۲ آگوست ۲۰۰۵ برنامه‌ای از سری برنامه‌های موسوم به «داکیومنت/ سند» با عنوان «یک کودتای خیلی بریتانیایی» پخش کرد. در این برنامه اعلام شد گوینده بی‌بی‌سی با اعلام جمله «اکنون ساعت دقیقاً ۱۲ نیمه‌شب است» به جای جمله همیشگی «اکنون ساعت ۱۲ نیمه شب است» پیامی رمزی به محمدرضا شاه و همراهانش برای اطمینان بخشیدن به آنان و نشان دادن آمادگی لندن برای عملیات کودتا داد. اما این اتفاق تنها اقدام این رسانه علیه ایران نیست. اساساً رادیو فارسی بی‌بی‌سی برای خنثی‌سازی نفوذ تبلیغاتی آلمان نازی در میان مقامات و مردم ایران تأسیس شد. علاوه بر این، تطهیر اشغالگران انگلیسی در برهه اخراج رضاشاه از ایران و همچنین کوشش برای توسعه و ترویج بهاییت در ایران با هدف تثبیت آن به‌جای دین رسمی کشور از نخستین خیانت‌های بی‌بی‌سی در ایران به شمار می‌آید؛ خیانتی که با حمایت از اعراب منطقه در جداسازی بحرین از کشور شکل عریان‌تری گرفت تا جایی که چهارسال مانده به انقلاب اسلامی، دفتر بی‌بی‌سی در تهران تعطیل شد. در جریان انقلاب بی‌بی‌سی سعی کرد حرکت مردم را کور و برآمده از رویکرد‌های چپ‌گرایانه نشان دهد و در نهایت وقتی با موج توفنده انقلاب روبه‌رو شد، سعی کرد با ابهام‌سازی و تردیدزایی خود را یک تماشاگر بی‌طرف نشان دهد. متن کامل را اینجا بخوانید https://farhikhtegandaily.com/page/274980/ 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️ارتش طنز همایونی 🔰چرا تکنیک‌های پهلوی برای تغییر نظام سیاسی جواب نمی‌دهد انتشار یک ویدئوی کمتر از ۱۰ ثانیه‌ای کافی بود تا بحث‌هایی مجازی میان هواخواهان و مخالفان رضا پهلوی درباره توانایی جریان سلطنت‌طلب برای تغییر نظام سیاسی ایران به جریان بیفتد. ۲ فرد به ظاهر ارتشی در حالی که پرچم شیر و خورشید را در دست گرفته‌اند، رو به مسافران مترو در خط روبه‌رویی چیزهایی می‌گویند. صحنه آنقدر باورنکردنی است که یکی با فریاد می‌پرسد «دوربین مخفیه» و یکی هم از راه می‌رسد و پرچم را از دست ۲ نفر می‌کشد. ۲ روز بعد، یعنی جمعه صبح ویدئویی جعلی از پرچم شیر و خورشید در یک اسکله، این بار در دستان ۲ افسر نیروی دریایی منتشر شد. جمعه شب کاربری ویدئویی از یک لباس نظامی پردرجه منتشر کرد که یک افسر ارتشی که خود را سرهنگ ارتش معرفی می‌کند، می‌گوید در اعتراض به جمهوری اسلامی ایران، از کار کناره خواهد گرفت؛ در حالی که لباسش از لباس‌های یک رده یگان ویژه سپاه است. تمرکز سلطنت‌طلبان بر اعتراض نیروهای نظامی آن هم به این شکل انحرافی و پرغلط از ناآرامی‌های ۱۴۰۱ شدت گرفت، ابتدا در میان نیروی انتظامی با این عنوان که مثلاً دیگر نمی‌خواهند روبه‌روی مردم بایستند و در ادامه در میان نیروهای سپاه که هسته سخت نظام توصیف می‌شوند. این تمرکز با ۲ هدف صورت می‌گیرد: اولاً سلطنت‌طلبان در پی آنند نشان دهند تمایل به ایده پادشاهی و رضا پهلوی در میان نیروهای نظامی و انتظامی بیشتر است، چرا که آنان همبستگی بیشتری با اقتدار دارند و در نتیجه بر اساس منطق همنشینی، ربع پهلوی را آورنده اقتدار به ایران تصویر کنند و ثانیاً می‌خواهند نشان دهند محبوبیت و مقبولیت پهلوی حتی تا عمق دارایی ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی ایران نیز نفوذ کرده و در نتیجه، سلطنت‌طلبی را ایده ممکن برای گذار سیاسی تعریف کنند. با این همه، چیزهایی واقعی‌تر از آنچه در اینستاگرام نمایش داده می‌شود، وجود دارد. رضا پهلوی در یک دوگانه پیچیده گرفتار شده؛ مردم ایران اولاً ایده سلطنت را برای تغییر اوضاع نمی‌پسندند و ثانیاً اساساً نیروی اجتماعی رژیم اسرائیل در جنگ خردادماه نشدند، پس از آنجا که هیچ پشتیبان و نیرویی برای آنکه او را به حساب آورد و در نقشه کلی مقابله با ایران به او نقش و وزن و سهم و اثر و جایگاه بدهد، وجود خارجی ندارد، مجبور است به سمت اسرائیل حرکت کند اما این حرکت اتفاقاً او را نزد مردم ایران منفورتر کرده و همدست جنایتکار نشان داده. نبرد میان «بقا» به عنوان یک نیروی سیاسی و «اعتبار» به عنوان اهرم تغییرات اجتماعی، رضا پهلوی را به یک عنصر غیرجدی و مهره دست چندم برای اثرگذاری بر جمهوری اسلامی ایران تقلیل داده. متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001jbu 🆔https://eitaa.com/asar1398