🔰نگاهی به نتایج اجتماعی و سیاسی انحلال بانک آینده
◀️تصمیم بگیرید!
فریاد «رضاشاه، روحت شاد» برای مدتی بود که سر داده نشده بود، شاید برای ۳ سال اما ۱۰ روز پیش، در پی خرابی مترو مسیر تهران - گلشهر، گروهی از مسافران دوباره این شعار را سر دادند؛ آن هم وقتی که مجبور شدند در میانه راه، مترو را ترک کنند و پیاده به سوی ایستگاه یا جاده عبوری حرکت کنند.
از آبان ۹۸ که این شعار به شکل جدی وارد ادبیات معارضان شد تا خرداد ۱۴۰۱ که برای آخرین بار به یک هشتگ در شبکههای اجتماعی تبدیل شد، بارها و بارها جامعهشناسها، اهالی رسانه و حتی اقتصاددانها، چرایی سر دادن این شعار را سوژه تحلیل و یادداشت کردند. پررنگترین مضمون یا محور مورد اشاره، نیاز جامعه به شکلی از اقتدارگرایی یا کارآمدی نهادی یا کاریزمای شخصی برای حل مسائل و مشکلات موجود است. به تعبیر گویاتر، انداختن نانوا در تنور یا خواباندن مهندس سازنده روی ریل و از این داستانهایی که از رضاخان در تاکسی و اتوبوس یا در میان اطرافیان و دوستان زیاد میشنویم، در واقع، تجسم آرزوها و خواستههایی است که جامعه از نظام سیاسی دارد.
گمان جامعه این است که خشونت رضاشاه در ساخت یک نظم اجتماعی که مثلاً در مقابله با عشایر و روستاییان به سقوط دامداری در ایران انجامید یا کشیدن خط آهن از جنوب به شمال که به گفته مصدق تا ۱۵۰ سال به کار ایران نیامد، لازمه یا نیازمندی پیشبرد پروژه کلی توسعه در ایران بوده است. این تقاضا یا تمنا البته ویژه جامعه ایران نیست.
بر اساس یک پیمایش اکونومیست، در ۱۵ سال گذشته، احزاب راست افراطی دستاوردهای قابل توجهی در سراسر اروپا داشتهاند و اکنون محبوبترین خانواده احزاب سیاسی اروپا را از نظر سهم آرا تشکیل میدهند. در مقابل، مردم در کشورهای مختلف جهان از بیتصمیمی، تعلل در اقدام، کند بودن و البته گفتاردرمانی و شعارزدگی در سیاست خستهاند. بیتصمیمی مقامات سیاسی و مدیران اقتصادی در عرصههای عمومی و شرکتهای خصوصی، به از دست رفتن فرصتهای رقابتی، کاهش اعتماد اجتماعی و نوعی سیاستگریزی یا سیاستپرهیزی منجر میشود. در محیطهای پرتلاطم مانند سیاست در ایران، بیتصمیمی به «فلج تحلیلی» میانجامد؛ جایی که مسؤولان به جای عمل، در چرخه بیپایان «پیگیری» و «بررسی» میافتند و این اتفاق، تضعیف مشروعیت دولت را در پی دارد.
رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری در شهریور ۱۳۸۳ تصریح میکنند: «مشروعیت همه ما بسته به انجام وظیفه و کارایی در انجام وظیفه است و هرجا کارآمدی نباشد، مشروعیت از بین خواهد رفت». رهبر انقلاب در دیدار رمضانی مسؤولان نظام در اسفند ۱۴۰۳ نیز رکن ناکارآمدی سیاسی امروز را بیتصمیمی میشناسند و تأکید دارند: «بعضی از مدیران ما، متأسفانه دیده شده، فکر میکنند بیخطرترین کار، تصمیم نگرفتن است، چون تصمیمگیری احتمال اشتباه و خطر و بعد، یقهگیری و مچگیری و اینچیزها را دارد دیگر، پس کار بیخطر این است که انسان تصمیم نگیرد؛ این جزو خطرناکترین فکرهاست؛ اینکه ما تصور کنیم برای آسودگی خیالمان، خیلی حرص نزنیم، جوش نزنیم، دنبال کار نرویم، حالا شد، شد. خدای متعال از ترک فعلها هم سؤال میکند. سؤال الهی فقط مربوط به فعل نیست، مربوط به ترک فعل هم هست».
بیتصمیمی، کندی در تصمیمگیری و اهل اقدام نبودن، بیش از آنکه مولود تمرکزگرایی، ساختار غلط بروکراتیک یا موازیکاری باشد، حاصل اولویتنشناسی است. مدیران و سیاستمداران، ترسو یا محافظهکار نیستند؛ بلکه اولویتها را بدرستی تشخیص نمیدهند.
در آخرین نمونه، انحلال بانک آینده پس از فرآیندی کشدار و کسالتبار، به بیتصمیمی درباره ناترازی این بانک پرحاشیه پایان داده است. این انحلال به دلیل بستن یک پرونده پیچیده و پردامنه، مبارک است و از سوی دیگر، به دلیل تأخیر بسیار در اقدام و البته مشخص نبودن فرآیند جبران زیان انباشتهای که بانک از مدتها پیش تولید کرده، در خور تأمل. آن هم در زمانی که پروندههای ابهامانگیز دیگری همچون ماجرای کرسنت یا پرونده بابک زنجانی در افکار عمومی باز است.
برای آنکه کسی دیگر شعار «رضا شاه، روحت شاد» سر ندهد، تبیین خیانتها و ناکارآمدیهای پهلوی و تبعات و عوارض دردناک قلدری او لازم است اما مهمتر آن است که به تمنای اقتدارطلبی ایرانیان پاسخهای درخور و شایستهای داده شود. مانند آنچه این روزها بر دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) نقش بسته، باید مثل «آینده» تصمیم بگیرید و برای آینده.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001jSs
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️ آب، آتش جدید
🔰تنش آبی در ایران سوژه جدید دشمن برای دعوت به نافرمانی مدنی است
حساب کاربری «جان لاک» در ایکس فارسی که مرتباً محتواهای معارضان جمهوری اسلامی ایران را منتشر میکند و اخیراً کوشیده است با تغییر نام، رویکرد خشونتطلبانه خود را پنهان کند، دیروز توئیت زد: «قطرهای در مصرف آب صرفهجویی نکنید؛ تهران باید متشنج شود». این پیشنهاد، جدیدترین تکنیک معارضان برای آن چیزی است که خود ادعا میکنند، یعنی نافرمانی مدنی. پیش از این، در التهابات ۱۴۰۱ و پس از آن، تکنیکهایی مانند عدم پرداخت قبوض یا زدن اتو به برق در ساعات پیک مصرف برای اختلال در زنجیره خدمات به شهروندان پیشنهاد شده بود. این الگو و این دست پیشنهادات، پس از ماجراهای پرغصه و تلخ ۸۸ که جامعه را رسماً به ۲ قطب متضاد تبدیل کرد، باب شد.
شعارنویسی روی دیوارها و بیلبوردهای شهری، بوق زدن بیدلیل، عدم پرداخت مالیات و استفاده از نمادها و نشانهها یا چیدن مو مقابل دوربین که در سال ۱۴۰۱ تا صحن پارلمان اروپا نیز راه یافت، از جمله روشهایی است که پیش از این و برآمده از رساله دکترای جین شارپ، پدر انقلابهای رنگی، در ایران آزموده شده است. مارک دوبوویتز، مدیر بنیاد دفاع از دموکراسیها که گروهی حامی تحریم ملت ایران است و وابستگی آشکاری به رژیم صهیونسیتی و لابیهای ضدایرانی کنگره آمریکا دارد؛ ۳ روز پیش در توئیتی کوشید ماجرای کمآبی را صرفنظر از پیچیدگیهای متعدد اقلیمی و جهانی بودن پدیده که در منطقه غرب آسیا بروز جدیتری یافته؛ تماماً به تصمیمات و اقدامات مقامات جمهوری اسلامی ایران نسبت دهد.
چرخه تولید و توزیع محتوای آشوبگرانه میان رسانههای رسمی و حسابهای فیک و ناشناخته در رسانههای اجتماعی و اندکی بعد، ویدئوهای جعلی ساختهشده به کمک هوش مصنوعی، سوژه جدیدی پیدا کرده است. مرور همبستگی خیابان و شبکه در اعتراضات پدیدآمده پس از انقلاب نشان میدهد تولید پیامهای سیاهنمایی و القای بنبست در گام نخست خط تولید خشم
است.
در ادامه تکرار پیامها زمینه فرسایش تابآوری را فراهم میآورد و در مرحله سوم، یک رویداد عاطفی درگیرکننده کنش خیابانی را ترتیب میدهد. هدف، همان چیزی است که برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران در سیستم سنجش و ارزیابی امنیت ملی آمریکا، سالیان متمادی است تکرار میشود: تضعیف پشت جبهه با هدف گرفتن امتیاز در میز مذاکره یا خط مقدم نبرد.
در مقابل این هجمه که از رگههایی از واقعیت برای اثبات حقانیت خود وام میگیرد و در تلاش است شکلی از نافرمانی و آشوبگری علیه سیستم را که در جنگ ۱۲ روزه به دست نیامد، راه بیندازد؛
اولا نباید مردم را ترساند. هشداردهی و تذکر برای مدیریت مصرف با القای ترس که به نومیدی و انفعال منتهی میشود و شکلی از مواجهه منطقی را سلب میکند؛ تفاوت دارد. متاسفانه آنچه تا امروز در این حوزه رخ داده، مبتنی بر تکنیک ترس بوده تا افکار عمومی آگاه و صرفهجویی ۲۰ درصدی مورد نظر که تنش آبی را به شکل موقت چاره میکند، حاصل شود.
ثانیاً به یک جریان ملیسازی مسأله آب نیاز داریم تا موضوع در وجوه مختلف محل تأمل و بررسی مردم شود. اینجا باید به جای تکرار، از تنوع پیام بهره برد تا صرفهجویی به یک انتخاب تبدیل شود، نه یک اضطرار.
در اضطرار، منطق رنگ میبازد و نوعی از منفعتگرایی بروز مییابد که اختلافساز است. هر شکل از اختلاف یا هر نوع از برداشت «تبعیض» از موضوع، مسأله را از یک امر ملی به یک امر جناحی یا سیاسی تبدیل میکند و به دشمن اجازه میدهد در امنیتیسازی موضوع موفق شود.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001jZQ
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️بیبیسی در کوزه افتاد
🔰دستکاری سخنان ترامپ در یک مستند بیبیسی جنجال آفرید
دو استعفا در یک روز و روزی بیسابقه در بیبیسی که از ۱۰۳ سال پیش تاکنون صدای سیاست خارجی بریتانیا محسوب میشود. دوشنبه، تیم دیوی، مدیرکل و دبورا ترنس، مدیر بخش خبر بیبیسی استعفا دادند. دیوی از سال ۲۰۲۰ در این سمت فعالیت میکرد و ترنس از سال ۲۰۲۲ با تیمی ۶ هزارنفره بر برنامههای خبری و گزارشهای تحلیلی بیبیسی نظارت داشت. ماجرا به مستندی به نام «پانوراما» مربوط میشود که نقلقول ترامپ را با فاصلهای نزدیک به ۵۰ دقیقه دستکاری کرده بود تا اینگونه به نظر برسد که رئیسجمهور آمریکا از حمله معترضان به ساختمان کنگره در ژانویه ۲۰۲۱ حمایت کرده است.
بیبیسی که از سال ۱۹۲۹ به مهمترین ابزار سیاست خارجی انگلیس تبدیل شده، در یکی از چالشیترین دوران خود به سر میبرد. برای ایرانیان، همکاری رادیو بیبیسی با کودتاگرانی که دولت مصدق را برانداختند، همچنان مهمترین نقطه سیاه این رسانه به شمار میرود. شبکه چهار رادیو بیبیسی ۲۲ آگوست ۲۰۰۵ برنامهای از سری برنامههای موسوم به «داکیومنت/ سند» با عنوان «یک کودتای خیلی بریتانیایی» پخش کرد. در این برنامه اعلام شد گوینده بیبیسی با اعلام جمله «اکنون ساعت دقیقاً ۱۲ نیمهشب است» به جای جمله همیشگی «اکنون ساعت ۱۲ نیمه شب است» پیامی رمزی به محمدرضا شاه و همراهانش برای اطمینان بخشیدن به آنان و نشان دادن آمادگی لندن برای عملیات کودتا داد.
اما این اتفاق تنها اقدام این رسانه علیه ایران نیست. اساساً رادیو فارسی بیبیسی برای خنثیسازی نفوذ تبلیغاتی آلمان نازی در میان مقامات و مردم ایران تأسیس شد. علاوه بر این، تطهیر اشغالگران انگلیسی در برهه اخراج رضاشاه از ایران و همچنین کوشش برای توسعه و ترویج بهاییت در ایران با هدف تثبیت آن بهجای دین رسمی کشور از نخستین خیانتهای بیبیسی در ایران به شمار میآید؛ خیانتی که با حمایت از اعراب منطقه در جداسازی بحرین از کشور شکل عریانتری گرفت تا جایی که چهارسال مانده به انقلاب اسلامی، دفتر بیبیسی در تهران تعطیل شد. در جریان انقلاب بیبیسی سعی کرد حرکت مردم را کور و برآمده از رویکردهای چپگرایانه نشان دهد و در نهایت وقتی با موج توفنده انقلاب روبهرو شد، سعی کرد با ابهامسازی و تردیدزایی خود را یک تماشاگر بیطرف نشان دهد.
متن کامل را اینجا بخوانید
https://farhikhtegandaily.com/page/274980/
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️ارتش طنز همایونی
🔰چرا تکنیکهای پهلوی برای تغییر نظام سیاسی جواب نمیدهد
انتشار یک ویدئوی کمتر از ۱۰ ثانیهای کافی بود تا بحثهایی مجازی میان هواخواهان و مخالفان رضا پهلوی درباره توانایی جریان سلطنتطلب برای تغییر نظام سیاسی ایران به جریان بیفتد. ۲ فرد به ظاهر ارتشی در حالی که پرچم شیر و خورشید را در دست گرفتهاند، رو به مسافران مترو در خط روبهرویی چیزهایی میگویند. صحنه آنقدر باورنکردنی است که یکی با فریاد میپرسد «دوربین مخفیه» و یکی هم از راه میرسد و پرچم را از دست ۲ نفر میکشد. ۲ روز بعد، یعنی جمعه صبح ویدئویی جعلی از پرچم شیر و خورشید در یک اسکله، این بار در دستان ۲ افسر نیروی دریایی منتشر شد. جمعه شب کاربری ویدئویی از یک لباس نظامی پردرجه منتشر کرد که یک افسر ارتشی که خود را سرهنگ ارتش معرفی میکند، میگوید در اعتراض به جمهوری اسلامی ایران، از کار کناره خواهد گرفت؛ در حالی که لباسش از لباسهای یک رده یگان ویژه سپاه است.
تمرکز سلطنتطلبان بر اعتراض نیروهای نظامی آن هم به این شکل انحرافی و پرغلط از ناآرامیهای ۱۴۰۱ شدت گرفت، ابتدا در میان نیروی انتظامی با این عنوان که مثلاً دیگر نمیخواهند روبهروی مردم بایستند و در ادامه در میان نیروهای سپاه که هسته سخت نظام توصیف میشوند.
این تمرکز با ۲ هدف صورت میگیرد: اولاً سلطنتطلبان در پی آنند نشان دهند تمایل به ایده پادشاهی و رضا پهلوی در میان نیروهای نظامی و انتظامی بیشتر است، چرا که آنان همبستگی بیشتری با اقتدار دارند و در نتیجه بر اساس منطق همنشینی، ربع پهلوی را آورنده اقتدار به ایران تصویر کنند و ثانیاً میخواهند نشان دهند محبوبیت و مقبولیت پهلوی حتی تا عمق دارایی ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی ایران نیز نفوذ کرده و در نتیجه، سلطنتطلبی را ایده ممکن برای گذار سیاسی تعریف کنند. با این همه، چیزهایی واقعیتر از آنچه در اینستاگرام نمایش داده میشود، وجود دارد.
رضا پهلوی در یک دوگانه پیچیده گرفتار شده؛ مردم ایران اولاً ایده سلطنت را برای تغییر اوضاع نمیپسندند و ثانیاً اساساً نیروی اجتماعی رژیم اسرائیل در جنگ خردادماه نشدند، پس از آنجا که هیچ پشتیبان و نیرویی برای آنکه او را به حساب آورد و در نقشه کلی مقابله با ایران به او نقش و وزن و سهم و اثر و جایگاه بدهد، وجود خارجی ندارد، مجبور است به سمت اسرائیل حرکت کند اما این حرکت اتفاقاً او را نزد مردم ایران منفورتر کرده و همدست جنایتکار نشان داده.
نبرد میان «بقا» به عنوان یک نیروی سیاسی و «اعتبار» به عنوان اهرم تغییرات اجتماعی، رضا پهلوی را به یک عنصر غیرجدی و مهره دست چندم برای اثرگذاری بر جمهوری اسلامی ایران تقلیل داده.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001jbu
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️خبر بد برای فرهنگ عمومی کشور
🔰نگاهی به بازنمایی پدیدهها در تولیدات نمایش خانگی
اگر میخواهید مسئلهای حل نشود، سیاسیاش کنید. بسپاریدش به توییتریها که گوشت قربانی دعواهای روزمرهای بشود که خیلی جان داشته باشد، سه روز هشتگ شود و بعد هم برود میان انبوه خبر و ویدئو و عکس و گزارشی که هر روز از جلوی چشمهایمان میگذرد. از جمله همین مسائل یا موضوعات یا سوژههایی که برای اندیشیدن هستند، رابطه پدیدههای اجتماعی است با بازنماییشان در رسانه. مثلاً شغل زنان در سریالهای نمایش خانگی.
براساس یک بررسی در دو سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ در سریالهای دو شبکه نمایش خانگی فیلیمو و نماوا، ۸۸ شخصیت زن حضور دارند که تقریباً ۵۰ درصد آنها شاغلند. از بین این شاغلان، عمده سریالهای نمایش خانگی در وهله اول، زنان را مدیر و در وهله دوم زنان را خلافکار نشان دادهاند. حال آنکه براساس آمار، یکسوم نویسندگان کشور، زنان هستند یا زنانی که در بخش کشاورزی در روستاها مشغول به کارند. نه زنان کشاورز و نه زنان نویسنده، هیچ سهمی از بازنمایی در شبکه نمایش خانگی ندارد. شبکهای که مرتباً در گفتوگوها و مصاحبههای عوامل و فعالانش، آینه واقعیت ایران توصیف میشود.
همچنان که در پنداشت ما، یک معلم با خصایصی تصور میشود یا یک پزشک با ویژگیهایی؛ این رسانه است که تصویر میسازد و چیزها و پدیدهها را به ما معرفی میکند. اگر فرهنگ عمومی جامعه، شغل یا کاری را همنشین با رفتاری بشناسد که در واقعیت چنین نیست، باید تصریح کنیم که رسانه در پی برساخت معنایی بوده است که ممکن است خوشایند جامعه هم باشد، اما جعلی است.
مفاهیمی مانند «سفیدشویی» یا «سیاهنمایی» ذیل بازنمایی به این موضوع میپردازند که تصویر یا شرح ارائهشده فاصله معناداری با واقعیت دارند. رسانه باید واقعیت را بگوید، اما به اندازه، به قاعده و آگاهانه. رسانه مؤثر رسانهای نیست که تماماً آنچه خوشایند جامعه است، نشان دهد یا تماماً در پی انکار واقعیت باشد. با این نگاه، باید در مورد اندازهشناسی تولیدات نمایش خانگی در هر ژانر و فرمی تأمل کنیم.
وقتی یک سؤال ثابت از پربازدیدترین برنامه گفتوگومحور یک شبکه این باشد که «چی میزنی؟ چی مصرف میکنی؟»، جامعه اندکاندک، مصرف را عادی میشمرد و فراتر از آن، به دلیل دیدن این رفتار در شخصیت محبوب سینمایی یا تلویزیونیاش، آن را یک عنصر هویتبخش اتحادساز با آنکه او را دوست دارد، شناسایی میکند و البته همین طور است رفتارهای ارزشمندی که همچنان در جامعه جاری است و در شبکه نمایش خانگی هم به عنوان اصول مسلم انسانی فرض میشوند؛ مانند احترام به پدر و مادر.
نسبت شبکه نمایش خانگی با فرهنگ عمومی، سوژه دعوای رسانه ملی با شبکه نمایش خانگی نیست که مظاهر منفی عریان آن را در سریالها بجوریم و کلیپش کنیم و بعد یک ۱۸+ روی آن بزنیم و سُر بدهیمش در توییتر که چند روزی جنجال برپا کند و یک سریال مجوز بگیرد یا یک قسمت یک سریال از درگاه یک شبکه حذف شود. فرهنگ عمومیای که رسانه میسازد، جامعه را تربیت میکند و آن را شکل میدهد. برگردیم به ارزشهایی که جامعه را ساخته و ببینیم کدامهایشان در مرز نابودیاند و به کدامهایشان بیشتر نیاز داریم. مقصرسازی کافی است. بیفرهنگی دامان همه را میگیرد، حتی آنان که یک دقیقه از یک تولید نمایش خانگی را هم ندیدهاند.
متن کامل را اینجا بخوانید
https://farhikhtegandaily.com/page/275631/
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️شهید ایرانی، امر ملی
🔰در ارتباط با تصویر شهید نیلوفر قلعهوند بر روزنامه اینترنتی مؤسسه تنظیم و نشر آثار رهبر انقلاب
پنجشنبه شب حضرت آیتالله خامنهای پس از سخنرانی تقریباً ۲۰ دقیقهای، در ۴ دقیقه 4 توصیه کوتاه برای مردم ایران داشتند که نخستین و مهمترین آن، اتحاد و انسجام در برابر دشمن خارجی بود. کمتر از ۲۴ ساعت بعد، تجمعی در پاسداشت ارزش و اعتبار حجاب به عنوان یک ارزش مسلم اجتماعی برگزار شد و مورد تفسیر و تجزیه و تحلیل پرشماری قرار گرفت. ساعاتی بعد، روزنامه اینترنتی «صدای ایران» مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای که در هر شماره به یکی از شهدای جنگ ۱۲ روزه تقدیم میشد، با تصویر شهید نیلوفر قلعهوند منتشر شد. نیلوفر قلعهوند، مربی پیلاتس، ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ در حمله هوایی رژیم صهیونیستی به محله نوبنیاد تهران به همراه پدر و مادرش شهید شد؛ حادثه تلخ و دردناکی که در همان روزها هم نفرت مضاعفی از رژیم صهیونیستی ایجاد کرد، چرا که نه نیلوفر و نه هیچکدام از خانوادهاش نظامی نبودند و تصاویر و ویدئوهایی که از او در فضای مجازی منتشر شد، نشان داد او نسبت به حجاب نیز آن التزام رسمی را نداشته اما مظلومانه به شهادت رسیده است.
انتشار تصویر او روی روزنامهای منتسب به مؤسسهای که آثار و بیانات رهبر معظم انقلاب را پوشش میدهد، حتی به شکلی که اندکی پرداخت و ویرایش شده بود؛ سبب بروز بحثهای مجازی شد؛ بویژه پس از اعلام هفته پیش الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت که از ابلاغیه رهبر انقلاب درباره موضوع حجاب خبر داده بود. حضرتی در مصاحبه با یک رسانه، مفاد یک فایل صوتی ۱۱ دقیقهای درباره دستور رهبر انقلاب در حاشیه گزارشی از وزارت اطلاعات درباره ناهنجاریهای اجتماعی از جمله عریاننمایی را تکذیب کرد. در فایل مورد استناد، یک سخنران از دستور آیتالله خامنهای به دولت برای پیگیری بیحجابی و بیعفتی خبر میدهد و تأکید دارد درون دولت چهاردهم با برخورد با این پدیدهها مخالفت دارند. مصاحبه حضرتی کافی بود تا رسانههای ضدانقلاب، سوژهای برای تاختن به نظام سیاسی بویژه رهبر انقلاب پیدا کنند.
در ۵ ماهی که از جنگ گذشته است، ۳ هدف آشکار حملات معارضان عبارت بوده است از: شخص رهبر انقلاب، نیروهای مسلح و انسجام و اتحاد ملی. در هر اتفاق و رخدادی، از کمبود بارش آسمانی گرفته تا افزایش نرخ گوشت، معارضان کوشش میکنند اولاً بنبستنمایی کنند و ثانیاً شخص، سیره و تصمیمات رهبر انقلاب را هدف بگیرند.
از سوی دیگر، تمرکز رسانههای خارجی بر موضوعات اجتماعی که به دلایل گوناگون میتواند اختلافساز باشد، مانند حجاب، موتورسواری زنان یا حتی مصوبه مجلس درباره کیفرزدایی از مهریه، در ۳ ماه اخیر افزایش معناداری پیدا کرده است. از آسوشیتدپرس تا فاکسنیوز در پی آنند القا کنند ایران هم از نظر داخلی و هم در محیط خارجی، ضعیف شده و از این نظر است که چندان پیگیری و اهتمامی به موضوعاتی مانند حجاب قانونی ندارد.
صرف نظر از ادعای این رسانهها، تصریحات جدی رهبر انقلاب درباره حرام بودن کشف حجاب و از سوی دیگر، تلاش برای آگاهسازی جامعه نسبت به اهداف و مقاصدی که دشمن از پس ظاهر کردن موضوعاتی که امکان بروز تنش را داراست، همچنان موجود است اما مسأله این است که اتفاقاً آنجایی که مصلحت در معنای درست و دقیق بروز و ظهور دارد، همین موقعیتهاست. یعنی نه انکار قانونی بودن حجاب و نه اقدام فوری سیاسی برای آنچه باید طی سالیان متمادی به شکل اجتماعی و فرهنگی ترمیم مییافته.
با این نگاه، اصرار بر انتشار ویدئوهایی از جمعهایی که قانون و شریعت را به بازی گرفتهاند، با هدف خیالی بیدارسازی غیرت متدینان کاری کاملاً خلاف عقل و شرع است. در نقطه مقابل، تلاش برای هیجانیسازی موضوع و سوار شدن بر موجهای گاه و بیگاهی که در شبکههای اجتماعی با هدف دوقطبیسازی پدید میآید و قصد زیر سؤال بردن بنیادهای اساسی حکومت دینی را دارد نیز، چنین است.
فهم هدف دشمن و سطحبندی برنامهای که برای تعمیق اختلافات و گسستسازی از وقایع دارد، نشان میدهد کار رسانه دفتر تنظیم و نشر آثار رهبر انقلاب، در انتشار تصویر شهید قلعهوند، در راستای تحکیم اتحاد ملی و نهی و نفی اختلافات و تعمیق شکافهای اجتماعی بوده است.
هر شکل از بیان، سخنرانی، تحلیل و تفسیر که جمهوری اسلامی را ناچار از اتخاذ یا عدم اتخاذ تصمیمات معرفی کند یا در تقسیمبندی جامعه، بهشت و جهنم راه بیندازد؛ بدون تردید بیشترین کمک را به اسرائیل کرده است. صد البته سوءاستفاده از حساسیت شرایط فعلی برای اشاعه فحشا و سعی در عادیسازی اعمال قبیح نیز باطل است.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001jjN
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️زندهباد مخالفی که حامد کاشانی باشد!
🔰مناظره کاشانی و اردستانی نشان داد جامعه از اندیشه استقبال میکند
پنج سال و ده روز بعد از مناظره حامد کاشانی و حسین دهباشی، مناظره حامد کاشانی و عبدالرحیم سلیمانیاردستانی برگزار شد، تقریباً با همان مضمون و محتوا در مورد چگونگی شهادت حضرت زهرا سلامالله علیها. ماجرای مناظره پنج سال پیش از یک توییت حسین دهباشی آغاز شد و ماجرای این مناظره از یک مصاحبه عبدالرحیم سلیمانیاردستانی با شبکه جهانی کلمه، رسانهای که به توهین و افترا به مقدسات و باورهای تشیع شهره است. آن مناظره در بستر اینستاگرام و در محل یادمان سرچشمه تهران برگزار شد و این یکی در دفتر رسانه آزاد که میزبان گفتوگوهای یوتیوبی است.
یک هفته پیش، موسسه نمافر که در حوزه تحلیل داده صنایع خلاق کار میکند، پربازدیدترین برنامههای ایرانی در بستر یوتیوب را فهرست کرد؛ «پامپ» امیرحسین قیاسی با نزدیک به ۸۵ میلیون بازدید در صدر، «آزاد» با بیش از ۵۸ میلیون بازدید در رتبه دوم و «باضیاء» با بیش از ۵۰ میلیون بازدید در رتبه سوم. اینکه دو برنامه از سه برنامه مورد اقبال ایرانیان در یک بستر رسانهای، گفتوگوست و اینکه برنامههای گفتوگومحور در پلتفرمهای مختلف داخلی و خارجی بعضاً به شمارههای دو یا سهرقمی میرسند، نشان میدهد ایرانیان همچنان به شنیدن و تأمل کردن علاقه دارند.
حامد کاشانی نشان داده است که شاید بهواسطه جوانی یا شاید بهواسطه بهروزرسانی رفتاری خود با تغییرات اجتماعی، میتواند ترکیبی از منبر و دانشگاه ارائه کند، بیآنکه این ترکیب به سمت هر یک از آن دو سنگین شود. از این نظر است که او در یک ساعت نخست مناظره با استادی که کاملاً نقضی و ایجابی و شبههافکنانه بحث میکند؛ کوشش دارد به تعبیر خودش از بحث خارج نشود. حال آنکه مناظرههای معمول بهویژه در فرم سیاسی که در دوران انتخابات ۱۳۸۸ در تلویزیون باب شد و پس از آن در دیگر بسترها رواج یافت، عمدتاً مبانی بر حمله به رقیب سازمان یافته است.
یک هفته پیش بیبیسی فارسی در گزارشی از بازار گرم مناظرههای اینترنتی در ایران نوشت و سعی کرد این گرمی را موقتی و برای «کنترل افکار عمومی و خالی کردن انرژی مردم از حرفهای ناگفته در برهههای حساس» تصویر کند. این رسانه در این گزارش همچنین نگاهی هم دارد به سرنوشت کرسیهای آزاداندیشی مورد مطالبه رهبر انقلاب در سال ۱۳۸۵ که متأسفانه به دلایلی به سرانجام نرسید؛ اما خلاف آنچه بیبیسی فارسی در تلاش است القا کند، این میزان مناظره و گفتوگو در ایران که چه بسا از تلویزیون به کلابهاوس و حالا به یوتیوب یا دیگر رسانهها رسیده، نشانگر جامعهای است که واقعاً گفتوگو را برای از میان برداشتن موانع همزیستی مفید و مؤثر میداند.
نمیشود از سویی این همه مناظره در پلتفرمها و رسانههای متعدد و گوناگون را ندید و مرتباً سعی کرد جامعه را خسته، بریده و عصبانی نشان داد. از این نظر است که باید ادعا کرد اتفاقاً مناظره حتی اگر در سه ماه پایانی سال یا سال آینده، از این تب و تاب بیفتد؛ حتی در موضوعاتی که به تعبیر حامد کاشانی «ناموسی» باشند، میتواند بیننده جذب کند و اثر رسانهای بر افکار عمومی داشته باشد.
حامد کاشانی در روز مناظره سعی کرد چنین کند، یعنی با مخاطب گفتوگو کند و به او منطق یاد بدهد، بیآنکه بخواهد تکبر کند یا برای خود هوادار جمع کند. به همین دلیل است که برخی پس از این مناظره سه ساعته، به درستی پرسیدند چرا نباید چنین مناظرهای از رسانه ملی پخش شود. به شیوه همان برنامه شیوه و زاویه که برای مدتی میزبان مناظرههای داغی بود که شبکه چهار را در فهرست تماشا قرار میداد. با این همه، نباید از یاد برد که چنین توجه در برنامهسازی که اکنون «آزاد» از آن بهرهمند است، تنها در صورتی تداوم خواهد یافت که از تقلید مصون بماند و در یک دوره زمانی تدریجی به ثمر برسد. طراحان و تهیهکنندگان چنین برنامههایی باید تا جای ممکن از عجله و شتاب پرهیز کنند. نیازی به داغ کردن بحثها نیست، نیازی به مهمانان عصبانی هم نیست، باید مخاطب را جدی گرفت و برای او محتوای مناسب تولید کرد؛ چیزی که اصلاً ساده نیست.
متن کامل را اینجا بخوانید
https://farhikhtegandaily.com/page/275889/
🆔https://eitaa.com/asar1398
🔴قصۀ بغض و فرحِ فرح
🔹 تمثالی از جانبازان گمنام جنگ که کمتر رسانه، سینما و هنری بدانها پرداخته است، نزدیک به هیچ. اثری واقعی و تلخ از شبوروز زنی که با همه اعتقاد و باورش به آرمان همسرش ایمان دارد. اما انسان است و کم میآورد در برابر سختی فرساینده جنگ و زانو میزند در مقابل روی بیرحم روزگار؛ اما ادامه میدهد و از پا نمیافتد. روایت دختر یک خان که همسر یک پاسدار میشود. داستان یک ستیز پرفرازونشیب با انتظار و انتظار و انتظار.
🔹 کتاب ۳۵۰صفحهای در همان صفحه ۲۲ به اوج میرسد در تعریف سوگ مادر راوی که آنقدر تند و تکاندهنده است که مخاطب را احساسی میکند. قصه عشقی غیرمعمولی در یک دوره غیرمعمولی که همه چیز را تاریخی، ماندگار و خواندنی میکند. فرهاد خضری آنقدر «همسفر آتش و برف» را با جزئیات تعریف میکند که ردّ قلمش از کلمات فرحناز رسولی، همسر شهید سعید قهاریسعید جا میماند. نیمه اول کتاب مانند همه کتاب زندگی همسران شهداست، متأثر از انقلابی عجیب که جوهر و جانمایه زندگی ایرانیها را ازاینرو به آنرو کرد.
🔹 داستان سادگی دلبستن دختری به یک لباسسبزپوش لاغراندام که از سنقر و مریوان و همدان و کرمانشاه تا یزد و ارومیه راهی میشود تا از یک چریک سرسخت به یک سرتیپ سوژه ترور تبدیل شود. فرحناز در هجران همسر جوانش دلتنگی میکند، بغض میکند، اعتراض میکند و زبان به شکایت باز میکند. او بیدستوپا نیست؛ اما جهادش صبر است و صبر، تلخ است، خیلی تلخ. آنقدر که شتاب روایت زندگیاش، باز هم از تلخی چشمانتظاریاش برای دیدن سعید، بودن با سعید، زندگی کنار سعید نمیکاهد.
متن کامل را اینجا بخوانید
fdn.ir/219349
https://eitaa.com/asar1398
◀️سرباز عابد
🔰در مورد الهیات سیاسی قاسم سلیمانی
مهمترین و فکورترین سردار ایرانی که در پهنهسازی از امنیت ملی و ساخت بازدارندگی دفاعی برای جمهوری اسلامی ایران، نظیر نداشت، همراه با خود تسبیح و قرآن و انگشتری داشت و تا حد ممکن، بویژه در سفرها و مسافتها، خلوت میکرد، قرآن میخواند و ذکر میگفت. در ۶ سالی که از شهادتش میگذرد، ویدئوها و صوتهای پرشماری از او منتشر شده اما ویدئوی زیارت عاشورا خواندنش یکی از پربازدیدهاست.
قاسم سلیمانی در هر عرصه و ساحتی از حیث نظامی و سیاسی، بینظیر یا کمرقیب باشد، حتماً در بنیانگذاری الهیات مبارزه سیاسی در زمره بیبدیلهاست. مانند همسنگرش «عماد مغنیه» یا همجبههایاش «سیدحسن نصرالله». همانی که از آیتالله جوادیآملی میخواست کفنش را امضا کند، رأی رئیسجمهور مسیحی روسیه را برای عملیات نظامی در سوریه میگیرد و همو اتفاقاً وقتی کار در نبل و الزهرا گره میخورد، از عمق میدان نبرد به مراجع در قم زنگ میزند و میخواهد برای پیروزی دعا و قربانی کنند.
اهل ذکر بودن اما بنده ورد نشدن، سحربیداری و خوابنما نشدن، ترکیب تعقل و توکل از اعتقادی برمیآید که سرسلسلهاش، حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب است.
آنچه قاسم سلیمانی با آن جنگیده، تنها صورت و تجسم تکفیر در اشکال مختلفش نیست، او اثبات کرده الهیات سیاسی، به خانهنشینی و وردخوانی نیست. فتح از نظر او و در عمل او، بیش و پیش از آنکه امکانات نظامی و ذخایر تسلیحاتی نیاز داشته باشد، تدبیر و تقدیس توأمان میخواهد. همان وصف حضرت امیرالمؤمنین از متقین که در نظر آنان، عظمت خالق سبب شد مخلوق را کوچک ببینند.
در این نگاه، دیگر آنچه فلان خواب یا بهمان استخاره میگوید، مهم نیست؛ مهم عمل به تکلیف بر اساس آنچه روی زمین دیده میشود است؛ همان وجه اختلافی حاج قاسم با برخی سیاسیون در ابتدای آغاز آشوبها در سوریه درباره نحوه ورود ایران به ماجرا. چنین سربازی، مسلح به اعتقاد و عقلانیت است و تقدیرگرا و مقدسمآب نیست. مشروعیت اقدامش را از فرمان آن کارگزاری میگیرد که رفته است زیر بار سنگین اجرای حکم الهی تا همان قرآنی که میلیونها مسلمان میخوانند، در طاقچه خاک نخورد. قرآنی که مبارزه میآورد، قرآنی که دیپلماسی میسازد و قرآنی که عدالتآفرین است.
اینچنین است که قاسم سلیمانی منتظر آخرالزمان نمینشیند، امداد الهی را در ورود جنیان به نبرد بوکمال تفسیر نمیکند و در هیچ لحظهای از وظیفه غفلت نمیکند. خود را به کشتن نمیدهد اما از شهادت استقبال میکند؛ نقشه و طراحی دارد اما نماز شبش هم ترک نمیشود. قاسم سلیمانی مظهر عقلانیت جهادی است. لزومی نمیبیند دشمن در سوریه و یمن و عراق و فلسطین را سفیانی ببیند یا خود را شعیب بن صالح تصور کند.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001k25
🆔@https://eitaa.com/asar1398
◀️نوبت ایران است؟
🔰چرا مقایسه ایران و ونزوئلا غلط است؟
آمریکا با یک دست در ایران شایعه میسازد و با یک دست در ونزوئلا دکمه شلیک را فشار میدهد. درست در همان ساعتی که حضرت آیتالله خامنهای یا به تعبیر آمریکاییها، رهبر عالی ایران در سالروز میلاد امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در تهران از این سخن میگویند که مولای متقیان در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد اما در جنگ مبتنی بر «فریب و دروغ و تهمت و شایعه» اهدافش به بار ننشست؛ بنا بر ادعای رسانههای آمریکایی، هلیکوپترهای شینوک در عملیاتی در کاراکاس توانستند رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش را بربایند.
رسانه از دقت و سرعت عملیات نظامی آمریکا پس از کشمکشی چند ماهه در ونزوئلا خبر میداد و آیتالله خامنهای تأکید داشتند «یکی از ابزارهای دشمن و بعضی افراد ناباب یا غافل در کارزار جنگ نرم، انکار داشتهها و تواناییهای ملت ایران است، چرا که غفلت از تواناییهای ملی، زمینهساز تحقیر و تسلیم در برابر دشمن خواهد شد». قصد دشمن در راهاندازی یک چرخه ناامنی و آلودهسازی ادراک عمومی درباره ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی که با اعلام آمادگی ترامپ مبنی بر حمایت از آشوبگران آن هم به شکل نظامی آشکار شده بود، با ربایش مادورو میرود به صورت جدی در ذهن بخشی از ایرانیان تثبیت شود.
اما یک چیز ماجرا را از قطعیت قدرتمندی آمریکا خارج میکند؛ اگر آمریکا هر چه اراده میکند، در هر جایی از جهان به وقوع میپیوندد و مثل فرعون و نمرود، ادعای خدایی دارد، پس آنچه در جنگ ۱۲ روزه رخ داد چه بود؟ چرا آمریکا از طریق واسطههای منطقهای و اروپایی پیام تسلیم و توقف آتش فرستاد؟ مگر نه این است که آمریکا و اسرائیل بر اساس آنچه اخیراً توسط واشنگتنپست افشا شد، در تقسیم کاری آشکار در پی فراهمسازی زمینه انهدام برنامه موشکی و هستهای ایران بودند؟
اکنون ۶ ماه و ۱۴ روز پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، جز این نیست که اهداف دشمن محقق نشده و همان نیروی دلتای آمریکا و نیروی هوایی رژیم از پس اهداف تعیینی خود صهیونیستها در جنگ برنیامدند. علاوه بر این، نمونههای تاریخی پرشماری اثبات میکند آمریکا در اقدام برای کسب هر چه به دنبال آن است، موفقیت مطلق ندارد. محسوسترین نمونه برای ایرانیان، عملیات شکستخورده «پنجه عقاب» دولت کارتر است که او را از انتخاب مجدد به عنوان رئیسجمهور آمریکا باز داشت.
حتی اگر ایران نمونه ویژه تاریخ سیاسی جهان نباشد، سنتهای الهی و قواعد حکمرانی چیزی نیست که هر روز تغییر کند. ونزوئلاییها نه مسلمانند و نه مرگ بر آمریکا گفتهاند اما مستکبر هیچ مخالفتی را برنمیتابد. این است که خلاف همه قواعد حقوق بینالملل و بیاعتنا به تمام آموزههای انسانی، هر شکل از رفتار را برابر هر کسی که بخواهد، مجاز میشمرد اما همان قواعد را به مثابه اصول مسلم در دیگر کشورها تبلیغ و ترویج میکند. مانند حمایت از همین آشوبگرانی که حالا در عرض ۴۸ ساعت، نهتنها شعارشان تغییر کرده، بلکه به سلاح گرم و سرد مجهز شدهاند و به کلانتری و فرمانداری حمله میکنند. در برابر این غول اغوا و فریب چه میتوان کرد جز همانی که آیتالله خامنهای از تجربه حکومت امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام درس میدهند.
سؤال اساسی که باید شب و روز آن را تکرار کرد، این است: قدرتی که توانسته آنگونه که رسانه ادعا میکند، بیمزاحمت، معادله را در ونزوئلا تغییر دهد، چرا ۴۷ سال در برابر جمهوری اسلامی ایران شکست خورده؟ جز این است که به تعبیر حضرت آیتالله خامنهای «عاملی که موجب شد دشمن درخواست توقف جنگ کند و پس از آن نیز پیغام بدهد نمیخواهیم با شما جنگ کنیم، قدرت و توانایی ملت ایران است»؟
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001k3G
🆔https://eitaa.com/asar1398
هدایت شده از باشگاه خبرنگاران جوان
22.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 محمد رستمپور، قائم مقام باشگاه خبرنگاران: آیا بعد از جمهوری اسلامی، ایران تجزیه خواهد شد؟ ما آینده ایران را نمیدانیم، اما گذشته دیگر کشورها را که دیدهایم
🔹شما حتی در کانادا و گرینلند هم با مستکبر روبرویید.
🆔 @YjcNewsChannel