◀️سرباز عابد
🔰در مورد الهیات سیاسی قاسم سلیمانی
مهمترین و فکورترین سردار ایرانی که در پهنهسازی از امنیت ملی و ساخت بازدارندگی دفاعی برای جمهوری اسلامی ایران، نظیر نداشت، همراه با خود تسبیح و قرآن و انگشتری داشت و تا حد ممکن، بویژه در سفرها و مسافتها، خلوت میکرد، قرآن میخواند و ذکر میگفت. در ۶ سالی که از شهادتش میگذرد، ویدئوها و صوتهای پرشماری از او منتشر شده اما ویدئوی زیارت عاشورا خواندنش یکی از پربازدیدهاست.
قاسم سلیمانی در هر عرصه و ساحتی از حیث نظامی و سیاسی، بینظیر یا کمرقیب باشد، حتماً در بنیانگذاری الهیات مبارزه سیاسی در زمره بیبدیلهاست. مانند همسنگرش «عماد مغنیه» یا همجبههایاش «سیدحسن نصرالله». همانی که از آیتالله جوادیآملی میخواست کفنش را امضا کند، رأی رئیسجمهور مسیحی روسیه را برای عملیات نظامی در سوریه میگیرد و همو اتفاقاً وقتی کار در نبل و الزهرا گره میخورد، از عمق میدان نبرد به مراجع در قم زنگ میزند و میخواهد برای پیروزی دعا و قربانی کنند.
اهل ذکر بودن اما بنده ورد نشدن، سحربیداری و خوابنما نشدن، ترکیب تعقل و توکل از اعتقادی برمیآید که سرسلسلهاش، حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب است.
آنچه قاسم سلیمانی با آن جنگیده، تنها صورت و تجسم تکفیر در اشکال مختلفش نیست، او اثبات کرده الهیات سیاسی، به خانهنشینی و وردخوانی نیست. فتح از نظر او و در عمل او، بیش و پیش از آنکه امکانات نظامی و ذخایر تسلیحاتی نیاز داشته باشد، تدبیر و تقدیس توأمان میخواهد. همان وصف حضرت امیرالمؤمنین از متقین که در نظر آنان، عظمت خالق سبب شد مخلوق را کوچک ببینند.
در این نگاه، دیگر آنچه فلان خواب یا بهمان استخاره میگوید، مهم نیست؛ مهم عمل به تکلیف بر اساس آنچه روی زمین دیده میشود است؛ همان وجه اختلافی حاج قاسم با برخی سیاسیون در ابتدای آغاز آشوبها در سوریه درباره نحوه ورود ایران به ماجرا. چنین سربازی، مسلح به اعتقاد و عقلانیت است و تقدیرگرا و مقدسمآب نیست. مشروعیت اقدامش را از فرمان آن کارگزاری میگیرد که رفته است زیر بار سنگین اجرای حکم الهی تا همان قرآنی که میلیونها مسلمان میخوانند، در طاقچه خاک نخورد. قرآنی که مبارزه میآورد، قرآنی که دیپلماسی میسازد و قرآنی که عدالتآفرین است.
اینچنین است که قاسم سلیمانی منتظر آخرالزمان نمینشیند، امداد الهی را در ورود جنیان به نبرد بوکمال تفسیر نمیکند و در هیچ لحظهای از وظیفه غفلت نمیکند. خود را به کشتن نمیدهد اما از شهادت استقبال میکند؛ نقشه و طراحی دارد اما نماز شبش هم ترک نمیشود. قاسم سلیمانی مظهر عقلانیت جهادی است. لزومی نمیبیند دشمن در سوریه و یمن و عراق و فلسطین را سفیانی ببیند یا خود را شعیب بن صالح تصور کند.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001k25
🆔@https://eitaa.com/asar1398
◀️نوبت ایران است؟
🔰چرا مقایسه ایران و ونزوئلا غلط است؟
آمریکا با یک دست در ایران شایعه میسازد و با یک دست در ونزوئلا دکمه شلیک را فشار میدهد. درست در همان ساعتی که حضرت آیتالله خامنهای یا به تعبیر آمریکاییها، رهبر عالی ایران در سالروز میلاد امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در تهران از این سخن میگویند که مولای متقیان در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد اما در جنگ مبتنی بر «فریب و دروغ و تهمت و شایعه» اهدافش به بار ننشست؛ بنا بر ادعای رسانههای آمریکایی، هلیکوپترهای شینوک در عملیاتی در کاراکاس توانستند رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش را بربایند.
رسانه از دقت و سرعت عملیات نظامی آمریکا پس از کشمکشی چند ماهه در ونزوئلا خبر میداد و آیتالله خامنهای تأکید داشتند «یکی از ابزارهای دشمن و بعضی افراد ناباب یا غافل در کارزار جنگ نرم، انکار داشتهها و تواناییهای ملت ایران است، چرا که غفلت از تواناییهای ملی، زمینهساز تحقیر و تسلیم در برابر دشمن خواهد شد». قصد دشمن در راهاندازی یک چرخه ناامنی و آلودهسازی ادراک عمومی درباره ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی که با اعلام آمادگی ترامپ مبنی بر حمایت از آشوبگران آن هم به شکل نظامی آشکار شده بود، با ربایش مادورو میرود به صورت جدی در ذهن بخشی از ایرانیان تثبیت شود.
اما یک چیز ماجرا را از قطعیت قدرتمندی آمریکا خارج میکند؛ اگر آمریکا هر چه اراده میکند، در هر جایی از جهان به وقوع میپیوندد و مثل فرعون و نمرود، ادعای خدایی دارد، پس آنچه در جنگ ۱۲ روزه رخ داد چه بود؟ چرا آمریکا از طریق واسطههای منطقهای و اروپایی پیام تسلیم و توقف آتش فرستاد؟ مگر نه این است که آمریکا و اسرائیل بر اساس آنچه اخیراً توسط واشنگتنپست افشا شد، در تقسیم کاری آشکار در پی فراهمسازی زمینه انهدام برنامه موشکی و هستهای ایران بودند؟
اکنون ۶ ماه و ۱۴ روز پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، جز این نیست که اهداف دشمن محقق نشده و همان نیروی دلتای آمریکا و نیروی هوایی رژیم از پس اهداف تعیینی خود صهیونیستها در جنگ برنیامدند. علاوه بر این، نمونههای تاریخی پرشماری اثبات میکند آمریکا در اقدام برای کسب هر چه به دنبال آن است، موفقیت مطلق ندارد. محسوسترین نمونه برای ایرانیان، عملیات شکستخورده «پنجه عقاب» دولت کارتر است که او را از انتخاب مجدد به عنوان رئیسجمهور آمریکا باز داشت.
حتی اگر ایران نمونه ویژه تاریخ سیاسی جهان نباشد، سنتهای الهی و قواعد حکمرانی چیزی نیست که هر روز تغییر کند. ونزوئلاییها نه مسلمانند و نه مرگ بر آمریکا گفتهاند اما مستکبر هیچ مخالفتی را برنمیتابد. این است که خلاف همه قواعد حقوق بینالملل و بیاعتنا به تمام آموزههای انسانی، هر شکل از رفتار را برابر هر کسی که بخواهد، مجاز میشمرد اما همان قواعد را به مثابه اصول مسلم در دیگر کشورها تبلیغ و ترویج میکند. مانند حمایت از همین آشوبگرانی که حالا در عرض ۴۸ ساعت، نهتنها شعارشان تغییر کرده، بلکه به سلاح گرم و سرد مجهز شدهاند و به کلانتری و فرمانداری حمله میکنند. در برابر این غول اغوا و فریب چه میتوان کرد جز همانی که آیتالله خامنهای از تجربه حکومت امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام درس میدهند.
سؤال اساسی که باید شب و روز آن را تکرار کرد، این است: قدرتی که توانسته آنگونه که رسانه ادعا میکند، بیمزاحمت، معادله را در ونزوئلا تغییر دهد، چرا ۴۷ سال در برابر جمهوری اسلامی ایران شکست خورده؟ جز این است که به تعبیر حضرت آیتالله خامنهای «عاملی که موجب شد دشمن درخواست توقف جنگ کند و پس از آن نیز پیغام بدهد نمیخواهیم با شما جنگ کنیم، قدرت و توانایی ملت ایران است»؟
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001k3G
🆔https://eitaa.com/asar1398
هدایت شده از باشگاه خبرنگاران جوان
22.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 محمد رستمپور، قائم مقام باشگاه خبرنگاران: آیا بعد از جمهوری اسلامی، ایران تجزیه خواهد شد؟ ما آینده ایران را نمیدانیم، اما گذشته دیگر کشورها را که دیدهایم
🔹شما حتی در کانادا و گرینلند هم با مستکبر روبرویید.
🆔 @YjcNewsChannel
هدایت شده از قرارگاه جنگ
21.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩 آمریکا در هیچ سناریویی به پهلوی حکومت ایران را نخواهد داد!
👤 محمد رستمپور
کارشناس مسائل سیاسی
تجربه ونزوئلا ثابت کرد آمریکا در تقسیم کیک قدرت پس از سرنگونی حکومت یک کشور، هیچگاه اپوزیسیون را سهیم نخواهد کرد.
📺برنامه «به افق فلسطین»
🆔@beofogh_felestin
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩 نمیتوانیم بگوییم هرکه به خیابان آمده، مامور موساد است!
👤 محمد رستمپور
کارشناس مسائل سیاسی
📺برنامه «به افق فلسطین»
🆔@beofogh_felestin
◀️چرا فتنه؟ چرا آمریکایی؟
🔰چرا رهبر انقلاب آشوبهای تروریستی را «فتنه» نامید؟
تهدید پیش رو، واژگونسازی حقیقتی است که جمهوری اسلامی ایران را به مقابله در برابر تحرک تروریستی آشوبگرانی با روش داعش واداشته. دیر یا زود، تعداد شهدا و کشتهها اعلام میشود و تصاویر و ویدئوهایی از جانهای عزیزی از مردم عادی که به تیر تروریستها از پشت سر یا با قمه اوباش از روبهرو جان باختهاند، منتشر خواهد شد. آنگاه برای تطهیر آن وحشیهایی که مردم را سلاخی کردند و آمبولانس و کتابخانه و مسجد و حسینیه و بانک و خانه مردم را آتش زدند، در یک بازار مکاره جعل و دروغ، همه جانباختهها را پای نیروهای خدومی که با دست خالی و کمترین امکانات از کیان و ناموس ایران دفاع کردند، خواهند نوشت. اینجاست که غبار فتنه سنگین خواهد شد. اگر تا دیروز، بحث در تفاوت آشوب و اعتراض بود، فردا موضوع این خواهد شد که چه کسی با چه گلوله و چه سلاحی کشته شده؛
حتی اگر منافقین در بیانیه رسمی کشته شدن نزدیک ۴۰ تن از نیروهای رسمی خود در آشوبها را اعلام کرده باشند، حتی اگر سخنگوی گروهک تجزیهطلب کرد از حضور رسمی در اغتشاشات حرف زده باشد، حتی اگر تروریستها آنیلای ۸ ساله و ملینای ۳ ساله و بهار ۲ ساله را جلوی پدر و مادرشان در اصفهان، کرمانشاه و نیشابور کشته باشند. مثل ویدئوی دلخراش ضجه زدن مادری بالای پیکر فرزندش که به دست تروریستها کشته شده و همین حالا به اسم قربانی انقلابی که رضا پهلوی رهبریاش را بر عهده دارد، این طرف و آن طرف منتشر میشود یا «ریبین مرادی» دانشآموز ١٧ ساله عضو تیم فوتبال سایپا که شهادتش از شبکه خبر اعلام شد و حالا سوژه سیاهنمایی صفحات اینستاگرامی ضدانقلاب علیه جمهوری اسلامی ایران شده.
نسخه بهروز سوریهسازی از ایران به زمان نیاز دارد و ۲ سال پیش روی ایران برای آمریکا و اسرائیل مانند همان ۲ سال آخر حکومت بشار اسد است، یعنی ترکیب فشار اقتصادی، تهدید نظامی و پیشنهاد مذاکره در سایه تهدید برای آنکه ایران نتواند از گزینههای جایگزین در کسب منافع ملی استفاده کند. غافل از آنکه ایران توانمندی بالایی در انعطاف زیستی خود با شرایط دارد و تهدید را به سرعت درک میکند و متناسب با آن، ایده و کنش طراحی میکند و از این رو است که از لحظه شکست، لحظه شکوه میسازد. مانند آنچه در راهپیمایی ۲۲ دی رخ داد و حیرت و تعجب بسیاری از ناظران بینالمللی را به دنبال داشت.
آنچه لازم است، پایمردی بر همان توصیه همیشگی آیتالله خامنهای است. اگر دشمن در پی «برادرکشی» است، باید «برادریسازی» به عنوان یک راهبرد اساسی مدنظر قرار گیرد. منافق و آشوبگر، پهلویچی و تروریست، بیش و پیش از همه از «سیدمحمد حسینیبهشتی» متنفر بود. شهید بهشتی، فاصلهها را پر میکرد، سعهصدر داشت و لحظهای و ساعتی از پیگیری و اقدام برای مسائل و مطالبات مردم فروگذار نمیکرد. از همین رو است که رهبر انقلاب این بار در نهی شدیدتر و صریحتر از اهانت به رؤسای قوای سهگانه پرهیز میدهند و همراهی و در میدان بودن مسؤولان در فتنه آمریکایی را میستایند.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001kBL
🆔https://eitaa.com/asar1398
دونالد ترامپ، دهم اسفندماه ۱۴۰۳، خطاب به انصارالله یمن:
جهنمی بر سر شما نازل خواهد شد که مانند آن را قبلاً ندیدهاید.
دونالد ترامپ، ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دستور توقف حملات سنتکام را صادر کرد، با دو جنگنده غرق شده و هفت پهپاد سرنگون شده و دو میلیارد دلار هزینه بینتیجه.
https://eitaa.com/asar1398
هیچ چیز مانند تروریسم عیان دی ۱۴۰۴ نمیتوانست درستی اعدامهای ۶۷ را اثبات کند.
https://eitaa.com/asar1398
◀️فردریک، قالیباف و اثر سیانان
۲۳ سال پیش از آنکه «فردریک پلیتگن» خبرنگار آلمانیتبار سرویس بینالملل سیانان، ۲۸ مرداد ۱۳۵۵ به دنیا بیاید، عملیات مشترک انگلیس و آمریکا دولت قانونی محمد مصدق را در ایران به زیر کشید، با دلارها و اطلاعاتی که همچنان بخش قابل توجهی از آنها در پرده مانده است.
فردریک تاکنون ۳ بار به ایران سفر کرده و با ۳ مقام ایرانی مصاحبه داشته؛ اولی در ایام انتخابات ریاستجمهوری اخیر بود در خرداد سال گذشته، دومی در ایام جنگ ۱۲ روزه و سومی همین هفته پیش که پس از جنگآشوب دی ۱۴۰۴ از میدان انقلاب و بازار تهران گزارش تهیه کرد و ۳۸ دقیقه با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی گفتوگو کرد. فردریک کارشناسی مطالعات آمریکا دارد و یک سال هم در دانشگاه نیویورک ژورنالیسم خوانده. بسیار جسور است و علاقه دارد او را «خبرنگار بحران» بشناسند. باکی ندارد در خط مقدم جنگ روسیه و اوکراین حاضر شود و از اینکه وسط جنگ ۱۲ روزه به میان راهپیمایان تهرانی بیاید نیز.
فردریک بیشتر گوش میدهد، اصراری ندارد حرفهای جهتدار بزند و بیشتر از آنکه راوی باشد، گزارشگر است؛ اگرچه سوژه گزارشهایش همیشه جنس همان سیانان شناختهشده است؛ مطابق الگویی انگلیسی که ترجیح میدهد طی زمان به صورت پنهان ایدهاش را جلو ببرد. سیانان بیش از آنکه در پی صراحت باشد، به دنبال تدریج و استمرار است و از این نظر است که شاید همچنان در پی تکرار اثر معروف خود باشد که به تأثیر بلندمدت و تدریجی رسانه بر سیاست خارجی اشاره دارد. اثر سیانان تأکید دارد نقش تلویزیونهای جهانی در پوشش خبری اتفاقات و رویدادها در سراسر جهان به اندازهای است که به یک عامل مسلط بر سیاستگذاری و تصمیمگیری در رویدادها تبدیل شده است.
در تحریم رسانهای جهان علیه جمهوری اسلامی ایران، حضور خبرنگار سیانان حتی اگر در آشوب ۱۴۰۱ بارها و بارها گزارشهای دروغ منتشر کرده، غنیمت است. در بمباران هشتگها و در سیل عددسازیها و توفان روایتهایی که زنده را جای مرده و شهید جنگ ۱۲ روزه را جای معترض کشتهشده جا میزنند، جلسه وزیر امور خارجه با سفرای خارجی در ایران و پخش گزارش خشونت آشوبگران ضروری است، حتی اگر آن صحنهها را ما ایرانیان صدها بار دیده باشیم. معادله برای ما آشکار شده اما همچنان جهان نمیداند - و نمیخواهد بداند - چون رسانه چپگرا و راستگرا، دموکرات و جمهوریخواه، کارگر و محافظهکار چیزی را برای آن مخاطب بستهبندی میکند که فرسنگها با واقعیت میدان فاصله دارد. جهان، ایران را به شکل واضحی در جنگ ۱۲ روزه شناخت و دانست به گفته رئیس مجلس «برتری تکنولوژیک الزاماً به پیروزی راهبردی منجر نخواهد شد». آیا یک مصاحبه، یک گزارش یا یک روایت میتواند مانع جنگ شود؟ نیوزویک در جریان جنگ روسیه و اوکراین نوشته بود «یک میم یا یک توئیت نمیتواند مانع حرکت یک تانک شود اما قطعی است که یک تانک هم نمیتواند مانع انتشار یک میم یا یک توئیت شود».
وقتی ۳۱۱۷ نفر کشتهشده طی ۲ شب، ۳۰ هزار و ۶۰ هزار شمرده میشود، راهی جز تعدد راهها و ابزارهای ارتباطی و تریبونها و سکوهای گفتوگو با رسانههای جهان نیست، بویژه آنکه ائتلافهای اقتصادی پشت پرده، رسانههای غربی غیرآمریکایی را نیز علیه جمهوری اسلامی ایران به میدان آوردهاند. بیبیسی و اسکاینیوز در پی آنند تغییر نظام سیاسی را در ایران «ممکن» و چهبسا «ساده» نشان دهند، بویژه آنکه مخاطب جهانی این شبکهها تجربه یک ماه پیش ربایش مادورو و همسرش را نیز در ذهن دارد.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001kHM
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️ بنبست ترامپیسم در خیابانهای ایران
🔰تداوم وضعیت تعلیق و احساس تبعیض، سیاست دشمن مأیوس شده است
فاصله ۲ جمله کاملاً متناقض رئیسجمهور آمریکا، اندکی بیش از ۳۰ روز بود؛ از «در کنار معترضان ایران هستیم» تا «امیدوارم بتوانیم با ایران به توافق برسیم»، از دوم ژانویه ۲۰۲۶ تا هفتم فوریه ۲۰۲۶ و البته چرخش دیگری که به یک ماه هم نرسید؛ از «یک ناوگان عظیم به سمت ایران در حرکت است» تا «آمریکا عجلهای برای اقدام نظامی علیه ایران ندارد». چیزی درون کاخ سففید تغییر کرده یا مهرههای قمار ترامپ آنقدر متنوع است که چرخش مواضع برای دستیابی به منافع را برای آمریکا ضروری میکند؟
ترامپ با اتکا به تکنیکهای تلویزیونی در پی آن است همواره خود را در مرکز توجهات قرار دهد و بکوشد قاب و زوم دوربین حتی برای لحظهای از روی او برداشته نشود. در نتیجه این سیاستورزی خودخواهانه و تمرکزگرایانه، وجهی از تعیینکنندگی و تصمیمگیری به مخاطب القا میشود که گویی اراده و قصد شخص ترامپ برای رقم زدن جنگها و برپایی صلحها یگانه عنصر مؤثر است. فراتر از همه آنچه ترامپ در مواجهه با ایران در نظر دارد، سیاست «نه جنگ، نه صلح» با هدف اخلال در توسعه و فرسایش ذهنی اجتماع در دستور کار است تا امکان زندگی معمولی و رضایتبخش که تابآوری میآورد، از ایرانیان سلب شود.
اگر ملت و جمعیتی احساس تبعیض کند، زانویش برای مقاومت شل میشود و مشتش برای فریاد بالا نمیرود. آن که باید کاری کند و برای جامعه، امکان مقاومت، زیست و فراتر از آن، توسعه را فراهم کند؛ پیش از همه باید بر احساس تبعیض غلبه کند، چه در مجلس که باید صدای مردم باشد، چه در رسانه که باید سخن بازار را منتشر کند و چه در دولت که باید شب و روز را یکی کند تا طعم مقاومت شیرین باشد.
در وضعیت تعلیق، تصمیمات مرتباً به فرداها ارجاع میشوند و گذشته نزدیک، ذهنیت ملموسی میسازد. برای ذهنی که ربایش مادورو را دیده و شکستهای ترامپ در غزه و اوکراین برایش تجسم جدی نیافته، باید کارآمدی ساخت و عینیت آفرید؛ چیزی شبیه موشکهایی که از خرمآباد تا تلآویو در ۱۲۶۵ کیلومتر آنسوتر، بر سر صهیونیستها فرود آمد. با این نگاه، مذاکره برای آنکه ترامپیسم را خنثی کند، باید روی ستاندههای شدنی ایران تمرکز کند و نه توقعاتی که دائماً تکرار میشود.
غلبه بر وضعیت تعلیق و بهرهمندی از فرصتی که حضور و شجاعت نیروهای بسیجی و انتظامی در شب تاریک ۱۸ دی و پس از آن فریاد اعتراض به مداخله آمریکا و اسرائیل در عصر روشن ۲۲ دی برای ایران ساخته است، باید از همان جایی آغاز شود که متمایزکننده اعتراض و آشوب است؛ یعنی نهادی که نمایندگی مردم را بر عهده دارد. گامهای مأیوسکننده دشمن در ۲۲ بهمن و صبر و تحمل ملت در ۵۰ روز گذشته باید به سیاست و تدبیر برای حل مسائل تبدیل شود، اگرنه کمپین فشار حداکثری با همه تناقضهای خندهدارش همچنان تداوم خواهد یافت.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001kMB
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️برای اینترنشنال گوش نسازیم
🔰تحلیلی بر دلایل خشونت عریان آشوبهای دیماه
«یک اختلاس اثر صد منبر را از بین میبرد». این جمله را چند سال پیش، یکی از خطبای مشهور گفت؛ وقتی مفاسد اقتصادی به عنوان یک تهدید نوین چندلایه در رسانه و افکار عمومی بروز خشن اما صورت ناشناختهای پیدا کرده بود؛ پیش از آبان ۹۸ که صحنههای آشوب بیسابقهای را رقم زد، بویژه در برخی شهرها که برای نخستینبار در صحن عمومی اذهان جامعه شنیده میشد؛ هجوم به فروشگاهها، غارت مغازهها، آتش زدن بانکها و ادارات و بستن راهها و جادهها و مقابله وحشیانه با هر که در سوی مقابل ایستاده، با هر میزان پایبندی به سیستم سیاسی و هر رتبه اقتصادی. در ۶ سال گذشته البته متأثر از رویدادهای بینالمللی از جمله تداوم فشار حداکثری و تلاش برای تحدید قدرت ایران و تحریم منابع و داراییها با هدف فقیرسازی ایران، تیغهای پشت و روی اژدهای فساد اقتصادی تیزی مضاعفی پیدا کرده.
قشرشناسی آنانی که ۱۸ دی به خیابان آمدند - صرف نظر از هر میزان جمعیت و بدون توجه به چرایی انتخاب آن ساعت خاص برای اعتراض - آشکار میکند واقعه یک «کنش جمعی» بوده که به یک «رفتار جمعی» منتهی شده. این ۲ عبارت به رغم شباهت در الفاظ، تفاوتهای بنیادینی دارند که ۲ شکل کاملاً متمایز از نارضایتی اجتماعی را تعریف میکنند. در «کنش جمعی»، نارضایتی اجتماعی در فیلتر محاسبه عقلانی پالایش میشود و صرفاً یک واکنش گذرا و احساسی و هیجانی نیست. «کنش جمعی»، هزینهپایه است و از این میپرسد که تغییر چگونه ممکن میشود و آیا نتیجه به آن هزینهای که من کنشگر صرف میکنم، میارزد یا خیر.
در نتیجه در «کنش جمعی»، محاسبه و بویژه آیندهنگری وجود دارد و از این نظر است که سازمان در آن اهمیت دارد اما در «رفتار جمعی»، واکنش به فشار اقتصادی یا یک اتفاق تأثربرانگیز مانند افزایش ناگهانی قیمتها به مثابه جرقه یا محرک، به یک بروز خشمآلود منتهی میشود که نه محاسبهای دارد و نه افق و زمانبندی و برنامهای. این انفجار ناگهانی بلافاصله سرد میشود اما عوارض و پیامدهایی که بر جا میگذارد، به سرعت قابل ترمیم نیست.
به جای آنکه تحلیلگران در نامگذاری و توصیف نیز به دو یا چند دسته تقسیم شوند، باید تمرکز را روی این برد و از این موضوع پرسید: چه چیزی موجب میشود فشارهای ساختاری همچنان حلناشده باقی بماند؟ چه عاملی سبب میشود بهرغم آنکه در روزهای پیش از پنجشنبه، اوضاع به صورت نقطهای ملتهب شده، باز هم در پی فراخوان خارجی برآمده از یک پروژه اثباتشده امنیتی، برخی - کم یا زیاد - برای اعتراض به خیابان بیایند؟ چرا جامعه از بخشی از خود یعنی بازار که پیشران اعتراض بود، سبقت گرفت و مسیرهای رسمی را برای مطالبهگری تکرار نکرد؟
خشمی که ۱۸ دی آتش شد، هیزمش فقط تبعیض نبود. مواد آتشزای شگفتی که ناگهان همه چیز را خاکستر میکرد، ترکیبی از تبعیض و «احساس تبعیض» بود و این احساس تبعیض را به صورت مشخص و هدفمند، شبکههای ماهوارهای بویژه اینترنشنال ساختند.
رهایی از اعوجاج زامبیپرور اینترنشنال فقط به راهاندازی کمپینهای تحریمی نیست، بلکه به از میان بردن منطقی است که فرد را پای این قاب دروغ و جعل مینشاند. هیچ چیز به اندازه تبعیض، فرد را آماده یک رفتار جمعی تهاجمی نمیکند.
اصلاح باید از همان جایی آغاز شود که اهرم فاصله مردم و نظام سیاسی شده. قدرت سیاسی باید نشان دهد - و اثبات کند - دشمن تبعیض است و با تبعیضسازان میجنگد، در هر سطحی، خرد یا کلان و فقط به دنبال این نباشد همه تبعیض را «احساس تبعیض» معرفی کند.
عذرخواهی یا وعده کارگزار سیاسی، وقتی مؤثر است که عمل تبعیضستیزانه در سفره و معیشت و در ادامه در آینده مردم خود را نشان دهد، حتی اگر سیاست یا برنامه «توزیع کالابرگ»، «پلکانی شدن مالیات» یا گرفتن زهر و اثر تورم به هر طریقی باشد. برای اینترنشنال، موتور پمپاژ خشم و نفرت و اهرم مبدل «کنش جمعی» به «رفتار جمعی»، گوش نسازیم.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001kO0
🆔https://eitaa.com/asar1398