هدایت شده از باشگاه خبرنگاران جوان
22.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 محمد رستمپور، قائم مقام باشگاه خبرنگاران: آیا بعد از جمهوری اسلامی، ایران تجزیه خواهد شد؟ ما آینده ایران را نمیدانیم، اما گذشته دیگر کشورها را که دیدهایم
🔹شما حتی در کانادا و گرینلند هم با مستکبر روبرویید.
🆔 @YjcNewsChannel
هدایت شده از قرارگاه جنگ
21.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩 آمریکا در هیچ سناریویی به پهلوی حکومت ایران را نخواهد داد!
👤 محمد رستمپور
کارشناس مسائل سیاسی
تجربه ونزوئلا ثابت کرد آمریکا در تقسیم کیک قدرت پس از سرنگونی حکومت یک کشور، هیچگاه اپوزیسیون را سهیم نخواهد کرد.
📺برنامه «به افق فلسطین»
🆔@beofogh_felestin
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩 نمیتوانیم بگوییم هرکه به خیابان آمده، مامور موساد است!
👤 محمد رستمپور
کارشناس مسائل سیاسی
📺برنامه «به افق فلسطین»
🆔@beofogh_felestin
◀️چرا فتنه؟ چرا آمریکایی؟
🔰چرا رهبر انقلاب آشوبهای تروریستی را «فتنه» نامید؟
تهدید پیش رو، واژگونسازی حقیقتی است که جمهوری اسلامی ایران را به مقابله در برابر تحرک تروریستی آشوبگرانی با روش داعش واداشته. دیر یا زود، تعداد شهدا و کشتهها اعلام میشود و تصاویر و ویدئوهایی از جانهای عزیزی از مردم عادی که به تیر تروریستها از پشت سر یا با قمه اوباش از روبهرو جان باختهاند، منتشر خواهد شد. آنگاه برای تطهیر آن وحشیهایی که مردم را سلاخی کردند و آمبولانس و کتابخانه و مسجد و حسینیه و بانک و خانه مردم را آتش زدند، در یک بازار مکاره جعل و دروغ، همه جانباختهها را پای نیروهای خدومی که با دست خالی و کمترین امکانات از کیان و ناموس ایران دفاع کردند، خواهند نوشت. اینجاست که غبار فتنه سنگین خواهد شد. اگر تا دیروز، بحث در تفاوت آشوب و اعتراض بود، فردا موضوع این خواهد شد که چه کسی با چه گلوله و چه سلاحی کشته شده؛
حتی اگر منافقین در بیانیه رسمی کشته شدن نزدیک ۴۰ تن از نیروهای رسمی خود در آشوبها را اعلام کرده باشند، حتی اگر سخنگوی گروهک تجزیهطلب کرد از حضور رسمی در اغتشاشات حرف زده باشد، حتی اگر تروریستها آنیلای ۸ ساله و ملینای ۳ ساله و بهار ۲ ساله را جلوی پدر و مادرشان در اصفهان، کرمانشاه و نیشابور کشته باشند. مثل ویدئوی دلخراش ضجه زدن مادری بالای پیکر فرزندش که به دست تروریستها کشته شده و همین حالا به اسم قربانی انقلابی که رضا پهلوی رهبریاش را بر عهده دارد، این طرف و آن طرف منتشر میشود یا «ریبین مرادی» دانشآموز ١٧ ساله عضو تیم فوتبال سایپا که شهادتش از شبکه خبر اعلام شد و حالا سوژه سیاهنمایی صفحات اینستاگرامی ضدانقلاب علیه جمهوری اسلامی ایران شده.
نسخه بهروز سوریهسازی از ایران به زمان نیاز دارد و ۲ سال پیش روی ایران برای آمریکا و اسرائیل مانند همان ۲ سال آخر حکومت بشار اسد است، یعنی ترکیب فشار اقتصادی، تهدید نظامی و پیشنهاد مذاکره در سایه تهدید برای آنکه ایران نتواند از گزینههای جایگزین در کسب منافع ملی استفاده کند. غافل از آنکه ایران توانمندی بالایی در انعطاف زیستی خود با شرایط دارد و تهدید را به سرعت درک میکند و متناسب با آن، ایده و کنش طراحی میکند و از این رو است که از لحظه شکست، لحظه شکوه میسازد. مانند آنچه در راهپیمایی ۲۲ دی رخ داد و حیرت و تعجب بسیاری از ناظران بینالمللی را به دنبال داشت.
آنچه لازم است، پایمردی بر همان توصیه همیشگی آیتالله خامنهای است. اگر دشمن در پی «برادرکشی» است، باید «برادریسازی» به عنوان یک راهبرد اساسی مدنظر قرار گیرد. منافق و آشوبگر، پهلویچی و تروریست، بیش و پیش از همه از «سیدمحمد حسینیبهشتی» متنفر بود. شهید بهشتی، فاصلهها را پر میکرد، سعهصدر داشت و لحظهای و ساعتی از پیگیری و اقدام برای مسائل و مطالبات مردم فروگذار نمیکرد. از همین رو است که رهبر انقلاب این بار در نهی شدیدتر و صریحتر از اهانت به رؤسای قوای سهگانه پرهیز میدهند و همراهی و در میدان بودن مسؤولان در فتنه آمریکایی را میستایند.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001kBL
🆔https://eitaa.com/asar1398
دونالد ترامپ، دهم اسفندماه ۱۴۰۳، خطاب به انصارالله یمن:
جهنمی بر سر شما نازل خواهد شد که مانند آن را قبلاً ندیدهاید.
دونالد ترامپ، ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دستور توقف حملات سنتکام را صادر کرد، با دو جنگنده غرق شده و هفت پهپاد سرنگون شده و دو میلیارد دلار هزینه بینتیجه.
https://eitaa.com/asar1398
هیچ چیز مانند تروریسم عیان دی ۱۴۰۴ نمیتوانست درستی اعدامهای ۶۷ را اثبات کند.
https://eitaa.com/asar1398
◀️فردریک، قالیباف و اثر سیانان
۲۳ سال پیش از آنکه «فردریک پلیتگن» خبرنگار آلمانیتبار سرویس بینالملل سیانان، ۲۸ مرداد ۱۳۵۵ به دنیا بیاید، عملیات مشترک انگلیس و آمریکا دولت قانونی محمد مصدق را در ایران به زیر کشید، با دلارها و اطلاعاتی که همچنان بخش قابل توجهی از آنها در پرده مانده است.
فردریک تاکنون ۳ بار به ایران سفر کرده و با ۳ مقام ایرانی مصاحبه داشته؛ اولی در ایام انتخابات ریاستجمهوری اخیر بود در خرداد سال گذشته، دومی در ایام جنگ ۱۲ روزه و سومی همین هفته پیش که پس از جنگآشوب دی ۱۴۰۴ از میدان انقلاب و بازار تهران گزارش تهیه کرد و ۳۸ دقیقه با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی گفتوگو کرد. فردریک کارشناسی مطالعات آمریکا دارد و یک سال هم در دانشگاه نیویورک ژورنالیسم خوانده. بسیار جسور است و علاقه دارد او را «خبرنگار بحران» بشناسند. باکی ندارد در خط مقدم جنگ روسیه و اوکراین حاضر شود و از اینکه وسط جنگ ۱۲ روزه به میان راهپیمایان تهرانی بیاید نیز.
فردریک بیشتر گوش میدهد، اصراری ندارد حرفهای جهتدار بزند و بیشتر از آنکه راوی باشد، گزارشگر است؛ اگرچه سوژه گزارشهایش همیشه جنس همان سیانان شناختهشده است؛ مطابق الگویی انگلیسی که ترجیح میدهد طی زمان به صورت پنهان ایدهاش را جلو ببرد. سیانان بیش از آنکه در پی صراحت باشد، به دنبال تدریج و استمرار است و از این نظر است که شاید همچنان در پی تکرار اثر معروف خود باشد که به تأثیر بلندمدت و تدریجی رسانه بر سیاست خارجی اشاره دارد. اثر سیانان تأکید دارد نقش تلویزیونهای جهانی در پوشش خبری اتفاقات و رویدادها در سراسر جهان به اندازهای است که به یک عامل مسلط بر سیاستگذاری و تصمیمگیری در رویدادها تبدیل شده است.
در تحریم رسانهای جهان علیه جمهوری اسلامی ایران، حضور خبرنگار سیانان حتی اگر در آشوب ۱۴۰۱ بارها و بارها گزارشهای دروغ منتشر کرده، غنیمت است. در بمباران هشتگها و در سیل عددسازیها و توفان روایتهایی که زنده را جای مرده و شهید جنگ ۱۲ روزه را جای معترض کشتهشده جا میزنند، جلسه وزیر امور خارجه با سفرای خارجی در ایران و پخش گزارش خشونت آشوبگران ضروری است، حتی اگر آن صحنهها را ما ایرانیان صدها بار دیده باشیم. معادله برای ما آشکار شده اما همچنان جهان نمیداند - و نمیخواهد بداند - چون رسانه چپگرا و راستگرا، دموکرات و جمهوریخواه، کارگر و محافظهکار چیزی را برای آن مخاطب بستهبندی میکند که فرسنگها با واقعیت میدان فاصله دارد. جهان، ایران را به شکل واضحی در جنگ ۱۲ روزه شناخت و دانست به گفته رئیس مجلس «برتری تکنولوژیک الزاماً به پیروزی راهبردی منجر نخواهد شد». آیا یک مصاحبه، یک گزارش یا یک روایت میتواند مانع جنگ شود؟ نیوزویک در جریان جنگ روسیه و اوکراین نوشته بود «یک میم یا یک توئیت نمیتواند مانع حرکت یک تانک شود اما قطعی است که یک تانک هم نمیتواند مانع انتشار یک میم یا یک توئیت شود».
وقتی ۳۱۱۷ نفر کشتهشده طی ۲ شب، ۳۰ هزار و ۶۰ هزار شمرده میشود، راهی جز تعدد راهها و ابزارهای ارتباطی و تریبونها و سکوهای گفتوگو با رسانههای جهان نیست، بویژه آنکه ائتلافهای اقتصادی پشت پرده، رسانههای غربی غیرآمریکایی را نیز علیه جمهوری اسلامی ایران به میدان آوردهاند. بیبیسی و اسکاینیوز در پی آنند تغییر نظام سیاسی را در ایران «ممکن» و چهبسا «ساده» نشان دهند، بویژه آنکه مخاطب جهانی این شبکهها تجربه یک ماه پیش ربایش مادورو و همسرش را نیز در ذهن دارد.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001kHM
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️ بنبست ترامپیسم در خیابانهای ایران
🔰تداوم وضعیت تعلیق و احساس تبعیض، سیاست دشمن مأیوس شده است
فاصله ۲ جمله کاملاً متناقض رئیسجمهور آمریکا، اندکی بیش از ۳۰ روز بود؛ از «در کنار معترضان ایران هستیم» تا «امیدوارم بتوانیم با ایران به توافق برسیم»، از دوم ژانویه ۲۰۲۶ تا هفتم فوریه ۲۰۲۶ و البته چرخش دیگری که به یک ماه هم نرسید؛ از «یک ناوگان عظیم به سمت ایران در حرکت است» تا «آمریکا عجلهای برای اقدام نظامی علیه ایران ندارد». چیزی درون کاخ سففید تغییر کرده یا مهرههای قمار ترامپ آنقدر متنوع است که چرخش مواضع برای دستیابی به منافع را برای آمریکا ضروری میکند؟
ترامپ با اتکا به تکنیکهای تلویزیونی در پی آن است همواره خود را در مرکز توجهات قرار دهد و بکوشد قاب و زوم دوربین حتی برای لحظهای از روی او برداشته نشود. در نتیجه این سیاستورزی خودخواهانه و تمرکزگرایانه، وجهی از تعیینکنندگی و تصمیمگیری به مخاطب القا میشود که گویی اراده و قصد شخص ترامپ برای رقم زدن جنگها و برپایی صلحها یگانه عنصر مؤثر است. فراتر از همه آنچه ترامپ در مواجهه با ایران در نظر دارد، سیاست «نه جنگ، نه صلح» با هدف اخلال در توسعه و فرسایش ذهنی اجتماع در دستور کار است تا امکان زندگی معمولی و رضایتبخش که تابآوری میآورد، از ایرانیان سلب شود.
اگر ملت و جمعیتی احساس تبعیض کند، زانویش برای مقاومت شل میشود و مشتش برای فریاد بالا نمیرود. آن که باید کاری کند و برای جامعه، امکان مقاومت، زیست و فراتر از آن، توسعه را فراهم کند؛ پیش از همه باید بر احساس تبعیض غلبه کند، چه در مجلس که باید صدای مردم باشد، چه در رسانه که باید سخن بازار را منتشر کند و چه در دولت که باید شب و روز را یکی کند تا طعم مقاومت شیرین باشد.
در وضعیت تعلیق، تصمیمات مرتباً به فرداها ارجاع میشوند و گذشته نزدیک، ذهنیت ملموسی میسازد. برای ذهنی که ربایش مادورو را دیده و شکستهای ترامپ در غزه و اوکراین برایش تجسم جدی نیافته، باید کارآمدی ساخت و عینیت آفرید؛ چیزی شبیه موشکهایی که از خرمآباد تا تلآویو در ۱۲۶۵ کیلومتر آنسوتر، بر سر صهیونیستها فرود آمد. با این نگاه، مذاکره برای آنکه ترامپیسم را خنثی کند، باید روی ستاندههای شدنی ایران تمرکز کند و نه توقعاتی که دائماً تکرار میشود.
غلبه بر وضعیت تعلیق و بهرهمندی از فرصتی که حضور و شجاعت نیروهای بسیجی و انتظامی در شب تاریک ۱۸ دی و پس از آن فریاد اعتراض به مداخله آمریکا و اسرائیل در عصر روشن ۲۲ دی برای ایران ساخته است، باید از همان جایی آغاز شود که متمایزکننده اعتراض و آشوب است؛ یعنی نهادی که نمایندگی مردم را بر عهده دارد. گامهای مأیوسکننده دشمن در ۲۲ بهمن و صبر و تحمل ملت در ۵۰ روز گذشته باید به سیاست و تدبیر برای حل مسائل تبدیل شود، اگرنه کمپین فشار حداکثری با همه تناقضهای خندهدارش همچنان تداوم خواهد یافت.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001kMB
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️برای اینترنشنال گوش نسازیم
🔰تحلیلی بر دلایل خشونت عریان آشوبهای دیماه
«یک اختلاس اثر صد منبر را از بین میبرد». این جمله را چند سال پیش، یکی از خطبای مشهور گفت؛ وقتی مفاسد اقتصادی به عنوان یک تهدید نوین چندلایه در رسانه و افکار عمومی بروز خشن اما صورت ناشناختهای پیدا کرده بود؛ پیش از آبان ۹۸ که صحنههای آشوب بیسابقهای را رقم زد، بویژه در برخی شهرها که برای نخستینبار در صحن عمومی اذهان جامعه شنیده میشد؛ هجوم به فروشگاهها، غارت مغازهها، آتش زدن بانکها و ادارات و بستن راهها و جادهها و مقابله وحشیانه با هر که در سوی مقابل ایستاده، با هر میزان پایبندی به سیستم سیاسی و هر رتبه اقتصادی. در ۶ سال گذشته البته متأثر از رویدادهای بینالمللی از جمله تداوم فشار حداکثری و تلاش برای تحدید قدرت ایران و تحریم منابع و داراییها با هدف فقیرسازی ایران، تیغهای پشت و روی اژدهای فساد اقتصادی تیزی مضاعفی پیدا کرده.
قشرشناسی آنانی که ۱۸ دی به خیابان آمدند - صرف نظر از هر میزان جمعیت و بدون توجه به چرایی انتخاب آن ساعت خاص برای اعتراض - آشکار میکند واقعه یک «کنش جمعی» بوده که به یک «رفتار جمعی» منتهی شده. این ۲ عبارت به رغم شباهت در الفاظ، تفاوتهای بنیادینی دارند که ۲ شکل کاملاً متمایز از نارضایتی اجتماعی را تعریف میکنند. در «کنش جمعی»، نارضایتی اجتماعی در فیلتر محاسبه عقلانی پالایش میشود و صرفاً یک واکنش گذرا و احساسی و هیجانی نیست. «کنش جمعی»، هزینهپایه است و از این میپرسد که تغییر چگونه ممکن میشود و آیا نتیجه به آن هزینهای که من کنشگر صرف میکنم، میارزد یا خیر.
در نتیجه در «کنش جمعی»، محاسبه و بویژه آیندهنگری وجود دارد و از این نظر است که سازمان در آن اهمیت دارد اما در «رفتار جمعی»، واکنش به فشار اقتصادی یا یک اتفاق تأثربرانگیز مانند افزایش ناگهانی قیمتها به مثابه جرقه یا محرک، به یک بروز خشمآلود منتهی میشود که نه محاسبهای دارد و نه افق و زمانبندی و برنامهای. این انفجار ناگهانی بلافاصله سرد میشود اما عوارض و پیامدهایی که بر جا میگذارد، به سرعت قابل ترمیم نیست.
به جای آنکه تحلیلگران در نامگذاری و توصیف نیز به دو یا چند دسته تقسیم شوند، باید تمرکز را روی این برد و از این موضوع پرسید: چه چیزی موجب میشود فشارهای ساختاری همچنان حلناشده باقی بماند؟ چه عاملی سبب میشود بهرغم آنکه در روزهای پیش از پنجشنبه، اوضاع به صورت نقطهای ملتهب شده، باز هم در پی فراخوان خارجی برآمده از یک پروژه اثباتشده امنیتی، برخی - کم یا زیاد - برای اعتراض به خیابان بیایند؟ چرا جامعه از بخشی از خود یعنی بازار که پیشران اعتراض بود، سبقت گرفت و مسیرهای رسمی را برای مطالبهگری تکرار نکرد؟
خشمی که ۱۸ دی آتش شد، هیزمش فقط تبعیض نبود. مواد آتشزای شگفتی که ناگهان همه چیز را خاکستر میکرد، ترکیبی از تبعیض و «احساس تبعیض» بود و این احساس تبعیض را به صورت مشخص و هدفمند، شبکههای ماهوارهای بویژه اینترنشنال ساختند.
رهایی از اعوجاج زامبیپرور اینترنشنال فقط به راهاندازی کمپینهای تحریمی نیست، بلکه به از میان بردن منطقی است که فرد را پای این قاب دروغ و جعل مینشاند. هیچ چیز به اندازه تبعیض، فرد را آماده یک رفتار جمعی تهاجمی نمیکند.
اصلاح باید از همان جایی آغاز شود که اهرم فاصله مردم و نظام سیاسی شده. قدرت سیاسی باید نشان دهد - و اثبات کند - دشمن تبعیض است و با تبعیضسازان میجنگد، در هر سطحی، خرد یا کلان و فقط به دنبال این نباشد همه تبعیض را «احساس تبعیض» معرفی کند.
عذرخواهی یا وعده کارگزار سیاسی، وقتی مؤثر است که عمل تبعیضستیزانه در سفره و معیشت و در ادامه در آینده مردم خود را نشان دهد، حتی اگر سیاست یا برنامه «توزیع کالابرگ»، «پلکانی شدن مالیات» یا گرفتن زهر و اثر تورم به هر طریقی باشد. برای اینترنشنال، موتور پمپاژ خشم و نفرت و اهرم مبدل «کنش جمعی» به «رفتار جمعی»، گوش نسازیم.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001kO0
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️ذبح عظیم جمهوری اسلامی ایران
🔰سوگ واقعی شهادت آیت الله خامنهای چیست؟
زیر هیمنه این سوگ آوارگونه و در میانه مقابله با دشمن صهیونی-آمریکایی، با چشمی گریان و چشمی مراقب فتنه، باید از آیتالله شهید خامنهای گفت و نوشت. همین گفتنها و نوشتنها، همین روضهها و رجزها، همین متنها و پیامهاست که آنچه میراث خامنهای دانسته میشود، همچون یک مائده نورانی، سهم لبها و قلبها و جانهایی میشود که در کنار بازوان و زانوهای صفکشیده در برابر جبهه جزیره فاسد اپستین، از پیر حکیم سفرکرده روایت میکنند. آیتالله شهید آنقدر در حکمت و فرزانگی و ادب و سیاست و مهربانی و فضل و شرافت و شجاعت، پیش رفت که دست یافتن به مقام و جایگاه وجودی و اثرگذاری شخصیتی او محال به نظر میآید.
حضرت آیتالله خامنهای با فکر تیزبین و فراست نورانیشان، ۳۷ سال، همه طرحها و دسیسههای آمریکا در آنچه خود تصریح کرده بودند، یعنی بلعیدن ایران از کار انداختند و فراتر از آن، منطقه نفتخیز اما وابسته غرب آسیا را به جبهه استقلال و شرافت علیه آمریکایی که خود را مرکز و محور جهان میدانند، تبدیل کردند. راز دلدادگی ایرانیان به سید سیاستمدار حکیم فقیه مردمدار صبور شجاع آیندهنگری که جامعه و جهان را به یاد حضرت امام خمینی رحمتالله علیه میانداخت و تحریم و تهدید و ترور را برای آنان قابل تحمل میکرد، همین بود. آیتالله رمز عزتمندی را میدانست و بر آن پا میفشرد. او تاریخ میدانست و فریب نمیخورد و بازی و بازیچه را تشخیص میداد و از این روست که ولایت فقیه بنیانگذاردهشده به دست و ذهن امام خمینی(ره) را به سیستمی به روز و فناوریپایه و بویژه تسهیلگر زندگی اقشار مختلف ایرانیان با فکر و شکل و سیما و پوششهای مختلف تبدیل کرد.
آنچه ذبح عظیم جمهوری اسلامی ایران یعنی شهادت رهبر معظم انقلاب را همچون عاشورای سیدالشهدا به یک صبح درخشان خواهد رساند، جلوگیری از ذبح جمهوری اسلامی است. آیتالله خامنهای رفتند تا جمهوری اسلامی بماند، با همه مختصات و ویژگیهای بیبدیل و بینظیری که در هیچ نظام سیاسیای در جهان نمیتوان یافت. در صدر این تمایزات و امتیازات، قیام علیه کودککشها و فاسدالاخلاقهایی است که در تعدی و تجاوز و غارتگری علیه بشریت هیچ قاعده و هنجاری را نمیشناسند و رعایت نمیکنند. سوگ و خشم عزای شهادت مظلومانه رهبر حکیم انقلاب، باید همراه با حراست و حفاظت میراثی باشد که ایشان در ۳۷ سال، به تدریج و با رنج جسم و خون دل و به مدد یاران و یاورانی که سربازی برای او را سربازی امام زمان(عج) میدانستند، پایه گذاشتند.
ایرانیان، پدر از دست دادهاند اما بیش از این حس خانوادگی، گمان میکنند مراد فکری و معنای زندگیشان را از دست دادهاند. اما اتفاقاً آنچه در این فقدان، «پیدا» میشود، پیدا کردن «خود» در این سوگ جمعی است و همین است که انفعال را از «جمعیت» میگیرد و آیتالله شهید خامنهای را جاودانه میکند. جاودانگی شهید به نشر پیام و مسیر و مکتب و میراث و هویت اوست و چه چیزی ملموستر و کارآمدتر از حفظ و حراست از جمهوری اسلامی ایران که فقیهی همچون او برای بقا و ارتقایش فدا شد. از همین روست که در روز دوم حمله اخیر آمریکایی - صهیونی، مجله آتلانتیک در گزارشی نوشت سرنوشت سیاسی ترامپ اکنون در دست ایرانیان است. قمار بزرگ ترامپ در اعتماد به اسرائیل برای تغییر نظام سیاسی ایران، با بقای میراث خامنهای کبیر پوچ خواهد شد. گر پدر رفت، تفنگ پدری هست هنوز و تفنگ و توشه رهبر عالیقدر ایران، امروز در دست تکتک ایرانیان قرار گرفته است.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001kUa
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️تکثیرِ خامنهایِ رویدادساز
🔰حالا همه میخواهند خامنهای باشند؛شجاع، نترس، فهیم، امیدوار و شهید.
تقویم، کنش میسازد و احساس را درگیر میکند. تاریخ را رویدادها میسازند. تاریخ اجتماعی، تاریخ سیاسی و تاریخ اقتصادی با رویدادها تعریف میشوند و این رویدادها را انسانها ساختهاند. انسانهایی که تصمیم گرفتهاند بر جبر تاریخ و جبر جغرافیا غلبه کنند. تاریخ ایران از هر نقطهای که آغاز شود، داستان زندگی آدمهاست. صد سال یا هزار سال، تاریخ، تجمیع داستان آدمهایی است که هفتاد سال یا کم و بیش روی این کره خاکی زندگی کردهاند. در ظاهر ۷۰ یا ۸۰ سال عمر یا حیاتی که فرصت هر کسی است برای زندگی، چیزی نیست برای آنکه تاریخ بسازد و تقدیر را رقم بزند اما همین عمرهای کوتاه است که بنا و بلندای تاریخ را میسازند.
آیت الله خامنهای پس از خرداد ۶۸، در مقام رهبر جامعه ایرانی، کوشش مجدانهای به کار بست که ایرانیان را به سوی ایمان محمدی و معنویت علوی که استکبار را در هم میشکند و ظالم را مأیوس میسازد، هدایت کند. او حالا حیات دنیوی ندارد و حتی موقعیت رویدادساز او یعنی حسینیه امام خمینی (ره) نیز وجود ندارد اما چیزی به این جامعه و مردم هدیه کرده که از همه تصمیمات و تدابیر همه دوران رهبریاش، کارسازتر و مؤثرتر است. اگر قرار باشد یک تصمیم یا یک سخن یا یک تدبیر آیت الله خامنهای که بیشترین اثر را بر جامعه ایران داشت، به زبان بیاوریم؛ چیزی جز شهادتش میتوان گفت؟
او تقویم ایران را در نقطهای که جهان گمان میکرد، ایده مقاومت ایران در برابر هاضمه جهان پایان یافته، به صفحه جدیدی برد. صفحهای که پر است از شجاعت و جسارت و جرأت در برابر تقدیری که میخواهد قطب و محور اقتصاد و سیاست را از واشنگتن تعریف کند. حالا راننده تاکسی هم میخواهد خامنهای باشد، معلم هم، مغازهدار نیز و پزشک و کارمند و کارگر و دانشجو و دانشآموز هم. آیت اللهِ شهید رویداد ساخت و کنش تعریف کرد. برای ایرانی بودن باید بیش و پیش از هر چیز، سید علی خامنهای بود؛ شجاع، نترس، فهیم، امیدوار و شهید.
متن کامل را اینجا بخوانید
https://soleimani.ir/?p=22861
🆔https://eitaa.com/asar1398