eitaa logo
اتاقِ‌آخرِ‌آسایشگاه...
457 دنبال‌کننده
521 عکس
75 ویدیو
1 فایل
من اومدم آسایشگاه که فقط هم اتاقی تو باشم. [همین که حوصله شعر خواندنی داریم غنیمت است در این روزگار بی برکت...] ‌+پشتِ دیوار آسایشگاه بنویس: https://daigo.ir/secret/9207013686
مشاهده در ایتا
دانلود
به یه جایی تو زندگی میرسی که نه توجیه میخوای و نه فرصت جبران میدی به آدما فقط آروم با تموم سختیاش میذاریشون کنار.
امروز یه غریبه‌ی آشنا رو دیدم تناقض بین چیزی که بهم جلوه کرده بود و چیزی که میدیدم انقد بالا بود که وقتی رسیدم خونه از یادآوریش بالا آوردم.
آدما مثل سکه‌ان.
بیاین آدم نباشیم! :)
مقدار زیادی امیدواری با تلفیقی از ذوقمرگی. دارم به سوژه‌ی داستان کوتاهم نزدیک میشم!
یه ضرب المثلی هست که میگه: داستان نویسان، دروغ‌گویانِ بزرگی هستند.
در ادامه گفته که: منظور از دروغ آن نیست که میدانیم بلکه دروغی‌‌است که از هر راستی، راست‌تر جلوه کند و باورپذیر‌تر باشد.
کسی هست اینجا که اهل داستان نوشتن باشه؟! https://harfeto.timefriend.net/16735301561609
بچها در راستای سوالاتون! جریان ازین قراره که من و هلال و ویرمان شروع کردیم به داستان نویسی. و فقط یک هفته وقت داریم که داستانو تموم کنیم. این تایمو خودمون انتخاب کردیم. و بعد قراره در راستای مقایسه قرارشون بدیم.
لذا الان میخوایم کسی رو پیدا کنیم که اهل داستان خوندن و داستان نوشتن باشه و در مقام منتقد بهمون نظر بده راجب داستان‌ها.
خیلی خب! اونهایی که گفتن بر نقد داستان دستی دارن برام آی دیتونو بذارین.
تو کتابخونه یه دختره کنارم نشسته علاوه بر اینکه جوری ورق میزنه کتابشو که انگار بهش گفتن ضرب و صدا ایجاد کن، عطسه میکنه جلو دهنشو نمیگیره! اگه کتاب بیشعوری همرام بود حتما میکوبیدمش تو صورتش!