eitaa logo
پایگاه جریان‌شناسی اسباط
694 دنبال‌کننده
594 عکس
30 ویدیو
3 فایل
"اسباط"، پایگاه تخصصی جریان‌شناسی حوزه و روحانیت، وابسته به موسسه مطالعات راهبردی بعثت 💻 asbaat.ir 🔸 eitaa.com/asbaat_ir 📷 www.instagram.com/asbaat_ir 💠 @Asbaatadmin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔖 بررسی شخصیت / بخش دوم 🔰 اگر دست به سلاحش زد با تیر او را بزنید 🔺روزنامه جمهوری­ اسلامی در تاریخ دهم شهريور ماه سال ۷۸ در صفحه ۱۳ خود، به نقل از سید حمید روحانی نوشت: «اختلاف منافقین و جریان بنی­‌صدر روز به روز با امام و یاران امام بیشتر می­‌شد و سید حسین روز به­ روز بیشتر از قبل در برابر بهشتی و رجائی و باهنر و خامنه‌ای و هاشمی و دیگران موضع­‌گیری می­‌کرد تا جایی­که در سال ۱۳۵۹ وقتی سید حسین خمینی می­‌‌رود در مشهد به نفع بنی­‌صدر سخنرانی می­‌کند، مردم به او حمله می­‌آورند، و می­‌خواستند سید حسین خمینی را بزنند و ایشان که مسلح بوده، سلاح کمری داشته، دست به سلاح کمری­‌اش می­‌برد، بچه­‌های کمیته جلوی او را می­‌گیرند می­‌برندش در یک اتاق دیگر. 🔸 از همان­جا مسئولین کمیته تماس می­‌گیرند با دفتر امام، پیغام به امام داده می‌­شود که آقای سیدحسین خمینی نوه شما در مشهد، از بنی­‌صدر دفاع کرده است و وقتی مردم به او هجوم آوردند، دست به اسلحه برده ما چکار کنیم؟ امام به مرحوم آیت الله اشراقی می­‌فرمایند که به مسئولین کمیته مشهد پیغام دهید که سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش برد او را با تیر بزنند. 🔸 آقای اشراقی به دفتر می­‌آید و از طریق آقای رحمانی – که بعدها نماینده امام در نیروی انتظامی شدند – به بچه‌­های کمیته پیغام می­‌دهند. ولی بخش دوم پیام امام را آقای اشراقی نمی­‌دهد و فقط می­‌گوید امام گفته آقای سید حسین خمینی تحت­ الحفظ به تهران اعزام شود. 🔸 وقتی ایشان پیش امام برمی­‌گردد امام می­‌پرسد شما دستور من را ابلاغ کردی؟ ایشان می­‌گوید بله. امام گفت آقای اشراقی کامل ابلاغ کردی؟ آقای اشراقی که نمی­‌توانسته دروغ بگوید می­‌گوید نه، من قسمت دومش را نگفتم، امام به آقای اشراقی می‌­فرمایند برمی‌­گردی مجدد تلفن میزنی و هر دو قسمت پیام من را می­‌دهید.» 🔺 حمایت­‌های ناخردمندانه حسین خمینی از بنی­‌صدر در حالی صورت می­‌گرفت که خود بارها نسبت به جدایی از امام به وی هشدار داده بود. وی در پاسخ به نامه بنی­‌صدر نوشت: 🔸 عده‌­ای از مخالفت امام با رئیس جمهور خوشحال خواهند شد اما دیده‌­ایم حضرتش تاکنون با تمام مسائل مختلفی که پیش آمده همچنان پشتیبان رئیس جمهور هستند و واقعیت این است که یک عده‌­ای مرموز و ضدانقلاب هستند که می­‌خواهند ریاست جمهوری را به مخالفت با رهبری برانگیزند و رئیس­ جمهور باید یقین داشته باشد که امام بالاتر از آن است که کسانی با حرف­‌هایی او را برانگیزند؛ البته امیدواریم ریاست جمهوری نیز با آگاهی خود جلوی نقشه­‌های شوم کسانی را که می‌خواهند ریاست جمهوری را به مخالفت با رهبری بکشانند بگیرد.» ادامه دارد ... 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=4213 🆔 @asbaat_ir
🔰 هندسه حیات / بخش سوم 💠 عالم دین و جامعه اسلامی 🔺 جامعه از طیف‌ها و طبقات گوناگونی تشکیل شده و هر طیف نیازمندی‌های دینی خاصی دارند که باید به آن‌ها توجه کرد. مردم دین خود را از عالمان می‌گیرند و بسیاری از روحیات و رفتار و خلقیات دینی را نه تنها از راه شنیدن سخنرانی از منابر که با تعامل‌های نزدیک و رو در رو با عالمان و از مشی و رفتار عملی آن‌ها درس می‌گیرند. 🔺 عالم دینی نمی‌تواند هیچ‌گاه به بهانه اشتغال به تدریس و شئون علمی خاص و یا به دلیل زیاد بودن مراجعات و تقاضا‌های مردمی برای دیدار در گوشه‌ای نشسته و تنها به وظایف علمی سرگرم باشد. 🔺 شاید بتوان گفت از حقوق یک جامعه بر عالم دینی این است که بتوانند از وجود و حضور او بهره مستقیم ببرند. یک عالم نه می‌تواند و نه باید خود را از جامعه جدا کند. کم‌رنگ شدن ارتباط مستقیم مردم و عالمان آسیب‌های جبران‌ناپذیری بر بدنه دینی و مذهبی یک جامعه وارد می‌آورد. 🔺 هرچند این ارتباط باید بر اساس ضوابط صورت پذیرد و به دیگر وظایف عالمان صدمه وارد نکند اما اصل آن به هیچ روی قابل انکار و اجتناب نیست. 🔺 یک عالم نباید نوعی حصر و حصار اطراف خود به‌وجود آورد که مردم به‌راحتی به او دسترسی نداشته باشند. شان و شئوناتی که گاه اطرافیان برای یک عالم ایجاد می‌کنند امکان هر نوع ارتباطی با وی را برای مردم از بین می‌برد. 🔺 سازنده بودن ارتباط عالمان و مردمان انکار‌ناپذیر است. در این روابط آموزه‌های دینی به‌صورتی ویژه به مخاطب آموزش داده شده و تنها در این سنخ ارتباطات است که می‌توان برخی دستورات دینی را برای مخاطبان به ایمان تبدیل کرد. 🔺 مردم با عالمان خود ارتباطات ویژه‌ای می‌گیرند. نوع تعامل مردم و عالم حول محور دین و آموزه‌های دینی است. مردم کنار یک عالم یاد دین، پرسش‌های دینی و وظایف دینی خود می‌افتند. 🔺 از سوی دیگر عالمان نباید بنشینند تا مردم به سراغ آن‌ها بروند. گاه به دلایل گوناگون فرهنگی – اجتماعی جامعه خود به سراغ عالمان نرفته و حتی از این ارتباط سر باز می‌زند. اما آیا می‌توان این عدم رغبت را مجوّزی برای عالمان به‌شمار آورد تا از وظیفه اجتماعی خود سر باز زنند؟ «طبیبٌ دوارٌ بطبه» کسی است که خود دنبال مریض می‌گردد. 🔺 زمان و نحوه حضور یک عالم در بین مردم نیز بسیار قابل اهمیت است. هنگامه بروز فتنه‌ها و سردرگمی‌های اجتماعی است که عالم باید به داد مردم برسد و آن‌ها را از تحیر و سرگردانی نجات دهد. اگر کسی در مواقع حساس سر در جیب مراقبت فرو برد، و مردم را به حال خود رها کند، در برابر تمام گمراهی‌های احتمالی برای مردم مسئول خواهد بود. ادامه دارد ... ✍️ حجت الاسلام حسین ايزدی 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=1391 🆔 @asbaat_ir
🔰 جریان‌شناسی / بخش هفتم 🎙 |روشنفکری دینی در لبنان 🔺 حجت الاسلام شاکر 👇👇👇 🆔 @asbaat_ir
🔰 جریان‌شناسی / بخش هفتم 🎙 |روشنفکری دینی در لبنان 🔺 حجت الاسلام شاکر 🔸 یک بخش از مدارس لبنان مربوط به حزب أمل بود، بخش دومش مدارس همسو با حزب‌الله است. صحیح نیست بگوییم زیر نظر حزب‌الله، هم از جهت ثبوتی هم اثباتی، چون این‌ها واقعاً زیر نظر حزب‌الله نیستند. 🔸 حوزه علمیه شأنش بالاتر از این است که زیر نظر یک حزب فعالیت کند ولو اینکه حزب خوبی باشد، اما خب همسوی با این حزب هستند. 🔸 در حوزه‌های همسو با حزب‌الله دو فکر عمده حاکم هست، یکی همان بحث علامه فضل‌الله هست، من این دو تا جریان را با افراد نمی‌گویم، افراد زیادی می‌تواند باشد، این‌ها را معمولاً بهتر است که با خود جریان بگوییم، مثلاً بگوییم جریان تقریبی، یا جریان روشن‌فکری. 🔸حالا روشنفکری نه به معنای روشنفکری که ما در ایران شاهدش هستیم، در ایران جریان روشنفکری یعنی مثلاً سروش، این چیزهایی که ما اصلاً قبولش نداریم اما بحث روشنفکری در لبنان یک‌ذره متفاوت است. 🔸روشنفکری دینی در لبنان تقریباً یک ساختار و یک چارچوبی دارد که از حوزه‌های دینی خارج نمی‌شود، نهایتاً بخواهد خیلی پا را فراتر بگذارد و به ‌اصطلاح داد همه را در بیاورد یک قضیه تاریخی را انکار می‌کند مثلاً شهادت حضرت زهرا(س) را انکار می‌کند، دیگر نمی‌آید عصمت یا آن ارکان دین را متزلزل کند مثلاً بحث وحی را انکارکند. آقای علامه فضل‌الله یکی از نمادهای بارز این جریان است. 🔸 من با پسرش آقا سید علی فضل‌الله صحبت می‌کردم می‌گفت که بابای من چه ‌بسا همه جور روزنامه‌ای می‌خواند همه جور فصلنامه‌ای و مجله‌ای براش می‌آمد نگاه می‌کرد، ایشان می‌گفت که بابای من فکرش این بود که من که مجتهد هستم باید بدانم چه چیزی در این جامعه می‌گذرد، این آقای مقلدی که از من سؤال می‌کند باید بفهمم که این سؤالش در چه فضایی مطرح می‌شود، ایشان می‌گفت بابای من با اینکه مجتهد بود ولی انگار یک کسی بود که در خیابان زندگی می‌کرد، مثلاً پوشش‌ها را می‌دانست، مطّلع بود، نشنیده بود بلکه دیده بود. 🔸یکی دیگر از این افراد همین آقای علامه عفیف نابلسی هست، ایشان هم یک مجتهد است که آمریکا رفته اروپا رفته، معمولاً مراجع آنجاها نمی‌روند، مگر عُمره یا حج تمتّعی باشد آن ‌هم اگر بروند، اما خب ایشان از نظر من جزء مراجع جریان روشنفکری جای می‌گیرد. ادامه دارد ... 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=4191 🆔 @asbaat_ir
🔖 بررسی شخصیت #شیخ_علی_تهرانی/ بخش نهم 🔰 افراط و تفریط در مواضع 👇👇👇 🆔 @asbaat_ir
🔖 بررسی شخصیت / بخش نهم 🔰 افراط و تفریط در مواضع 🔺 تهرانی در نوع مواضع خود، بسیار تند و نامتعادل است. درباره او این امکان بود که به سرعت موضع خویش را نسبت به مسئله‌ای عوض کند و در موضع جدید، با همان شدت و حدّت رفتار کند. 🔺 وی در طرفداری از امام و الفاظی که در عشق و علاقه خود به ایشان به کار می‌برد، افراط می‌کرد؛ چنان که بعدها نیز در دشمنی با ایشان به افراط گرایید. 🔺 آیت الله مسعودی درباره تهرانی می‌گوید: «آشنایی ما از مدرسه حجتیه بود. ایشان ابتدا با مثنوی و عرفان و مسائلی از این دست سروکار داشت مدتی با این افکار و اوهام مشغول بود تا این که ناگهان خبر رسید که ایشان مثنوی و حافظ را کنار گذاشته و مدعی است که این کتاب‌ها نجس هستند و آنها را با انبر بر می‌دارد. 🔸 ما از این چرخش تعجب کردیم. حالت عدم اعتدال در رفتار و گفتار این فرد به چشم می‌خورد. تهرانی از نظر درسی پیشرفت خوبی داشت و هم بحث مرحوم آقا مصطفی بود.» 🔺 آیت الله یزدی هم با اشاره به خاطرات روزهای مدرسه حجتیه می‌گوید: «این آقای تهرانی در مدرسه حجتیه هم که بود، قدری خشک بود.» وی از رفتار مخصوص او صحبت کرده می‌گوید: «وقتی در سیرجان به دیدنش رفتم، یک مرتبه در خلال ناهار، او به ناگاه از جای برخاست و ایستاد به نماز.» 🔺 برای تحلیل و بازشناسی رفتاری – اخلاقی افراد باید به نحوه تعامل آنها با محیط اطراف و رخدادهای اجتماعی که ماهیت انسان را بروز می‌دهد، توجه کرد. در بازخوانی عدم ثبات رفتاری وی، مرحوم آیت الله مهدوی کنی می‌گوید: 🔸 «ایشان از شش هفت ماه یا یک سال بعد از اینکه من طلبه شدم به مدرسه لرزاده آمدند و مشغول تحصیل شدند. ایشان ۱۹ ساله بودند و من ۱۴، ۱۵ سال داشتم. 🔸 حجره من پهلوی حجره ایشان بود. یک شب دیدم که دیوار حجره ما کوبیده می‌شود گویا کسی محکم به دیوار می‌کوبد، آمدم ببینم چه شده، دیدم که شیخ علی کله‌اش را به دیوار می‌زند. 🔸 گفتم علی اقا چه کار می‌کنی؟ گفت: «من حاشیه‌های کتاب جامع المقدمات را که می‌خوانم درست نمی‌فهمم، سرم را به دیوار می‌زنم تا مغزم باز شود و بفهمم. 🔸 البته ما آن وقت به عمق مطلب پی نبردیم، می‌گفتیم شیخ علی آقا خوب درس می‌خواند، واقعا هم خوب و زیاد درس می‌خواند، ولی بعدها که این جریان‌ها پیشامد فهمیدیم که این آقا از اول غیر عادی بود. بله ما با شیخ علی آقا سال‌ها مباحثه می‌کردیم، ولی غالبا بحث‌های ما به مجادله می‌کشید و ایشان در مدرسه فیضیه داد و فریاد زیاد می‌کرد و کلمات تندی می‌گفت.» 🔺 آیت الله سید منیرالدین حسینی شیرازی (ره) هم می‌گوید: «به یاد دارم، وقتی کتاب اقتصاد اسلامی آقا شیخ علی تهرانی را نزد آقا مصطفی آوردند، آن را شدیدا رد کرد و گفت: مؤلف، عمامه‌ای بر سر افکار کمونیستی گذاشته است.» ادامه دارد ... 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=4083 🆔 @asbaat_ir
📌 اختصاصی #اسباط: 🔖 #پرونده_ویژه| روحانیون در گذر زمان 6️⃣ #محسن_غرویان/ بخش سوم 🔰نقدی بر اصلاحات 👇👇👇 🆔 @asbaat_ir
🔖 | روحانیون در گذر زمان 6️⃣ / بخش سوم 🔰نقدی بر اصلاحات 🔺 پرونده هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال 76 با پیروزی سیدمحمدخاتمی و جریان چپ که سالیانی از منتقدان دولت به شمار می آمد، بسته شد و واژه وارد ادبیات سیاسی کشور شد. 🔺 این طیف که با شعارهای جذاب و عام پسند توانسته بود ریاست جمهوری را فتح کند، دو سال بعد نیز توانست اکثریت را دست بگیرد. 🔺 که دو قوه از قوای سه گانه کشور را در دستان خود می دیدند با یورشی همه جانبه به دنبال اصلاحات مدنظر خود برآمدند و در این راه پا بر خیلی از مقدسات دینی و انقلابی نهادند تا به هدف اصلی یعنی تضعیف برسند. 🔺 اصلاح طلبان از همان روزهای ابتدایی اصلاحات را پلی برای اغراض سیاسی خویش قرار دادند و نوک پیکان را به سمت ساختارشکنی نشانه رفتند که نمونه بارز آن را می توان در مجلس ششم و خروج از حاکمیت و و ... مشاهده کرد. 🔺 در مقام تبیین بارها در سخنرانی هایشان بر اصلاحات تأکید داشتند. ایشان در دیدار با دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر فرمودند: «اصلاح‌طلبی، یک تکلیف و یک مجاهدت است. دولت و ملت موظفند اصلاح‌طلب باشند؛» ۱۳۷۹/۱۲/۰۹ 🔺 ایشان در جای دیگر در تبیین چارچوب اصلاحات فرمودند: «اصلاحات باید ضابطه‌مند و مبتنی بر ارزش‌ها و معیارها و خط‌كش‌های اسلامی و ایرانی باشد. معیار اصلاحات، است؛ بر این اساس، باید ما اصلاحات كنیم؛ ما به اصلاحات احتیاج داریم. اصلاحات، تصحیح روش‌های ماست؛ تصحیح هدف‌های مرحله‌ای ماست؛ تصحیح تصمیم‌گیری‌های ماست؛ تعصب نورزیدن روی تصمیم‌گیری‌ها ناحق است. این، غیر از ساختارشكنی و مبارزه‌ی با قانون اساسی، مبارزه‌ی با اسلام و مبارزه‌ی با یك كشور است.» ۱۳۸۵/۰۳/۲۹ 🔺 البته حوزه علمیه قم نیز در آن زمان با شیوه‌های مختلف به مقابله و مخالفت با مبانی و طرفندهای طیف اصلاح‌طلب برآمد و روحانیون اهل قلم در مقالات و یادداشت‌های خویش به نوبه خود سعی در خنثی کردن توطئه‌های آنان داشتند که از آن جمله می‌توان به مقاله «نگاهى به اندیشه اصلاح‌طلبى» که توسط غرویان در سال 79 در به رشته تحریر درآمد، اشاره کرد. 🔺 وی که در آن زمان هنوز به جریان اصلاح‌طلبی نپیوسته بود در نقد این طیف اینگونه می‌نویسد: «اصلاح‌طلبانى که به چیزى فراتر از قانون اساسى و اسلامى دل بسته‌اند، خواسته یا ناخواسته در مسیر غیر اسلامى گام برمى‌دارند. 🔸 با توجه به شعارهاى انقلاب که برخاسته از متن است اصلاحات در کشور و نظام دینى ما به هیچ روى نمى‌تواند خارج از معیارهاى اسلامى و انقلابى باشد. قانون اساسى ما سند واضح و تبیین کننده اندیشه اصلاح‌طلبى در مى‌باشد. 🔸 اصلاحات امریکایى که مورد نظر غربى‌ها به ویژه امریکایى‌ها و برخى طرفداران آن‌ها در داخل است، با اصلاحات اسلامى تفاوت اساسى دارد. 🔸 یکى از تفاوت‌هاى عمده این دو این است که فقط به بعد مادى آدمى توجه دارد و معناى انسان در فرهنگ اصلاحات یک سره ملهم از و است که دو رکن اساسى توسعه سیاسى به معناى غربى است. بدون شک هدف اصلاحات امریکایى حذف برخى باورها و ارزش‌هاى دینى است که بامنافع آنان تنافى دارد.» ادامه دارد ... ✍️ پژوهشگر اسباط 🆔 @asbaat_ir
🔰 بررسی شخصیت آیت الله #شریعتمداری پس از انقلاب اسلامی/ بخش دوم 💠 وابستگی شدید به #حزب_خلق_مسلمان 👇👇👇 🆔 @asbaat_ir
🔰 بررسی شخصیت آیت الله پس از انقلاب اسلامی/ بخش دوم 💠 وابستگی شدید به 🔸 ادامه کار این گروه ضدانقلاب (حزب خلق مسلمان) و حمایت آیت الله شریعتمداری از این گروه، را نگران ساخته بود. در صفحات ۳۹۹-۳۹۶ خاطرات خود که به همت مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهیه شده است می‌گوید: 🔹 «امام خمینی روزی مرا خواست، خدمت ایشان رسیدم، تنها بودند. در مورد گفت­ و­ گو نمودند. از من خواستند نزد آیت الله شریعتمداری بروم و به صورت خصوصی از قول امام خمینی به او بگویم که دست از حمایت این حزب ضدانقلاب بردارید. 🔹 همان موقع حرکت کردم و پیام امام را به او رساندم، شریعتمداری در جواب می‌گوید من همه جا علنا از این حزب حمایت کردم و اگر بگویم به این حزب بستگی ندارم، اعتبار و حیثیت من از بین می‌رود. 🔹 حجت الاسلام فلسفی از جانب امام قول می‌دهد که حیثیت شریعتمداری حفظ و جبران شود. حتی قرار شد مجلسی در قم برگزار شود و رادیو و تلویزیون هم پوشش خبری بدهند. 🔹 در این مجلس آیت الله ، و امام حضور به­ هم رسانند و آقای فلسفی منبر برود و از خدمات و فداکاری­‌های آیت الله شریعتمداری در راه انقلاب تجلیل گردد و به این ترتیب اعتبار شریتعمداری در جریان کناره‌گیری از حزب خلق مسلمان صدمه نبیند. با این حال، شریعتمداری حاضر نمی‌شود دست از حمایت خود از حزب ضدانقلابی جمهوری خلق مسلمان بردارد.» 🔸 نگرانی آقای شریعتمداری برای حفظ جان رابطین و عوامل رژیم در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز شاخص دیگری است. در کتاب « خاطرات خاخام یهودی » که منوچهر کوهن عهده‌دار انجام مصاحبه و تدوین آن بوده است، به نکته مهمی در این باره اشاره شده است: 🔹 «موقعی که ما به ديدار شریعتمداری رفتیم جلوی پای ما بلند شد و بعد با تعدادی از افراد روبوسی کرد. هنگام روبوسی با من، سر در گوشم گذاشت و پرسید، «لطف الله حیّ و یوسف کهن آیا در اینجا هستند؟ 🔹 گفتم «چطور مگر حضرت آیت الله»؛ خیلی آهسته به طوری که کسی نشنود، فرمودند: «بگو از ایران بروند؛» گفتم: «قبلا رفته‌اند.»؛ فرمودند: «شکر خدا». ادامه دارد ... 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=4230 🆔 @asbaat_ir
🔰 جریان‌شناسی #موسسه_تنظیم_و_نشر_آثار_حضرت_امام (ره)/ بخش دوم 💠 عملكرد ضعيف در زمینه فرهنگی 👇👇👇 🆔 @asbaat_ir
🔰 جریان‌شناسی (ره)/ بخش دوم 💠 عملكرد ضعيف در زمینه فرهنگی 🔺 یکی از علل لزوم پرداختن به عملکرد نهادهای مسوول و در راس آنها موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره)، یافتن آسیب‌ها و نقاط ضعف آنهاست تا با برطرف نمودن آنها، آمادگی و توانایی بیشتری در از مبانی و شخصیت ایشان پیدا کنند. 🔺 با اهدافی که در تشکیل موسسه آمده و مصوبات مجلس شورای اسلامی که بعد از رحلت حضرت امام درباره انتشار و گسترش افکار و نظرات ایشان در جامعه به خصوص و و دانشگاه‌ها به تصویب رسید، امید می‎رفت الگویی که امام راحل از اسلام انقلابی یا همان اسلام ناب محمدی‎(ص) و مبتنی بر نظریه مترقی ارائه نمودند در ایران نهادینه شده و نماد و سنبل برای کشورهای اسلامی شود. اما با تاسف باید گفت بعد از گذشت سالیان متمادی، تضعیف افکار انقلابی و نظرات ابتکاری حضرت امام در جامعه علمی و نخبگانی ملموس است. 🔺 بعد از رحلت امام عظیم الشأن، طیفی در این موسسه بر سرکار آمد و جریان غالب شد که برخی از آنان یا در زمان حیات حضرت امام در او ایستادند و یا بعد از رحلت ایشان به آرمان‎های وی پشت کردند و یا در عمل موسسه را به سمتی بردند که مورد نظر حضرت امام نیست و ایشان در آن واقع شده است. 🔺 جدای از انتقاداتی که به این موسسه در زمینه ساخت حضرت امام وارد است؛ چرا که از اهداف و آرمان‌های انقلابی امام فاصله دارد و خود نوعی و دوگانگی شخصیت برای ایشان فراهم نموده چرا که عاشقان حضرت امام(ره) وقتی از اقصی نقاط جهان به ایران سفر می‎کنند با مشاهده سادگی و بی‌آلایشی ، بر روح ملکوتی حضرت امام درود می‎فرستند و از این که حرف و عمل مقتدایشان یکی بوده مسرور می‎شوند اما هنگامی که به ایشان مشرّف می‎شوند دچار حیرت و شگفتی می‎شوند و آرمان امام عالم را آنجا نمی‎بینند. 🔺 اما عمده انتقادات بر عملکرد موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی‎(ره) در زمینه و اثرگذاری و دوری از اهداف اولیه است و مع‌الاسف در سال‌های اخیر این مجموعه با گسترشی که پیدا کرده مأمنی برای و بریدگان از نظام شده و به ‎جای بسط دیدگاه و نظرات حضرت امام به قرائت‎هایی از گفتمان امام دامن می‎زند که در تقابل با اهداف و اصول بیان شده از سوی حضرت امام است. در فصل‌های آینده ان شاءالله به تفصیل به بررسی جریان حاکم بر این موسسه بزرگ و رصد و ارزیابی محصولات آن، خواهیم پرداخت. ادامه دارد ... ✍️ پژوهشگر اسباط 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=4292 🆔 @asbaat_ir