eitaa logo
آسمانی باش
8.6هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
5.1هزار ویدیو
1 فایل
با رهنمودهای اهلبیت علیهم السلام و اولیاء الهی میتوانیم آسمانی باشیم مدیرکانال @ali_reza_ayati
مشاهده در ایتا
دانلود
دقت کنید دقت....! @saatibarayagha @Asemani_bashim
  ای گوهر بحر آفرینش وی چشم و چراغ اهل بینش همنام علی مرتضایی سرتا به قدم خدانمائی امروز که دل قرین شادیست میلاد تو ای امام هادی است میلاد تو برهمه مبارک بر مهدی فاطمه مبارک   @saatibarayagha @Asemani_bashim
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کلیپ سه دقیقه مدح و رجز عید ولایت و امامت عید غدیر مبارک @Asemani_bashim
6.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ ۸ دقیقه نماهنگ زیارت حضرت امام هادی علیه السلام متن و صوت محسن فرهمند @saatibarayagha @Asemani_bashim
10.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ کوتاه 🎁 کادوی خاص تولد شما به حضرت امام هادی علیه‌السلام @saatibarayagha @Asemani_bashim
7.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ‌ کوتاه معامله ای پر سود که طرف معامله وفادارترین به عهد هست حاج اقا دارستانی @saatibarayagha @Asemani_bashim
جرج جرداق مسیحی: «عده‌ای از مردم کشورهای حوزه خلیج فارس و مصر به من پیشنهاد می‌کردند که مثلاً در مورد عمر و یا دیگران بنویسم... اما من نپذیرفتم نه به این خاطر که بخواهم بگویم عمر و یا کس دیگری بد است نه اصلاً اینطور نبود بلکه من پس از علی ( علیه السلام ) کسی را شایسته نوشتن ندیدم و تصمیم گرفتم که جز در مورد علی (ع) ننویسم... انقلاب علی علیه السلام انقلاب انسانی، اجتماعی، فکری و فرهنگی بود و در آن بین دو جبهه فسق و قتل و قاچاق انسان و برده و مرگ از یک طرف و جبهه دین و رحمت و عدالت و انسانیت و آزادی و حیات فاصله‌های زیادی بود. موظف شدم که جبهه علی را که خالص ترین جبهه‌ها است، مورد بررسی و تحلیل قرار دهم. این جبهه راه را برای من روشن کرد و چراغ راهم شد». ✍️سخنان خواندنی جرج جرداق مسیحی در گفتگو با شفقنا @Asemani_bashim
حضرت امام رضا علیه السلام: روز غدیر، روز زينت‌كردن است. هركس براى روز غدير، خود را زينت كند خداوند همۀ خطاهايى را كه انجام داده از كوچك و بزرگ مى‌آمرزد.» ✍️اقبال الاعمال ص 260 @Asemani_bashim
نویسنده ای ثروتمند در بلاد ربیعه بنام یوسف بن یعقوب بود. شخصی از او پیش متوکل سخن چینی کرد. متوکل او را طلبید تا جریمه و سیاست کند. یوسف در بین راه که به طرف سامرا می آمد خیلی آشفته خاطر بود نزدیک (سر من رآی) که رسید گفت خود را از خداوند می خرم به صد اشرفی هرگاه از متوکل به من آسیبی نرسید آن صد اشرفی را می دهم به ابن الرضا (امام هادی علیه السلام) که از اولاد علی بن ابیطالب است و خلیفه او را از حجاز به سامرا آورده و خانه نشین کرده و شنیده ام از جهت معیشت به ایشان خیلی سخت می گذرد. همین که به دروازه سامرا رسید با خود گفت خوب است قبل از آنکه پیش متوکل بروم صد دینار را خدمت آن آقا ببرم؛ ولی متوجه شد که منزل آنجناب را بلد نیست، فکر کرد اگر از کسی بپرسد مبادا به متوکل خبر دهند که او از منزل ابن الرضا سراغ می گرفته و خشمش بیشتر شود. در این موقع گفت بر خاطرم گذشت که الاغ را آزاد بگذارم شاید به لطف خداوند بدون پرسش به منزل ایشان برسم. گفت الاغ را آزاد گذاشتم از کوچه و بازارهای زیاد عبور کرد تا اینکه بر در منزلی ایستاد هر چه سعی کردم از آنجا رد نشد. پرسیدم از شخصی اینجا منزل کیست؟ گفت منزل ابن الرضا امام رافض است. گفتم همین قدر در عظمت و شرافت این آقا بس که بدون پرسش مرکب سواری من بر در خانه او ایستاد. در این اندیشه بودم که غلام سیاه پوستی بیرون آمد و گفت یوسف بن یعقوب تو هستی؟ گفتم آری. گفت پیاده شو و مرا به داخل منزل برد و خودش وارد اطاق شد. با خود گفتم این دلیل دوم، غلامی که مرا ندیده چگونه از نامم اطلاع داشت. من که تاکنون به این شهر نیامده ام؟ برای مرتبه دوم غلام آمد و گفت آن صد اشرفی که در آستینت پنهان کرده ای بده. با خود گفتم این هم دلیل سوم. غلام رفت و فورا برگشت. مرا به قسمت داخلی منزل راهنمائی کرد. الاغ را بستم و داخل شدم. دیدم مرد شریفی نشسته فرمود ای یوسف آیا آنقدر دلیل ندیدی که اسلام اختیار کنی؟ گفتم به اندازه کفایت مشاهده کردم. فرمود هیهات تو مسلمان نمی شوی ولی فرزندت اسحق مسلمان خواهد شد و او از شیعیان و دوستان ما است، یوسف! بعضی از مردم خیال می کنند محبت و دوستی شما با ما فایده ای ندارد به خدا چنین نیست هر که با ما محبتی کند بهره اش را می بیند چه از اهل اسلام و چه غیر مسلمان اینک با خاطری آسوده پیش متوکل برو و هیچ تشویش و نگرانی نداشته باش از او بتو آسیبی نمی رسد، وقتی وارد شهر شدی خداوند ملکی را مقرر ساخت راهنمای حیوان سواری تو شد و او را آورد تا در خانه و این حیوان نیز در روز رستاخیز داخل بستانهاخواهد شد. اسحق پسر یعقوب پس از بازگشت پدرش و شنیدن جریان مسلمان شد. حال پدرش را از حضرت پرسیدند فرمود چون بر دین نصاری مرد ناچار وارد جهنم می شود ولی به واسطه دوستی که با ما داشت و مرا کمک کرد آتش او را نمی سوزاند. ✍🏻مجمع النورین، نقل از خرایج و بحار، ج 12 @Asemani_bashim