حضرت امام اومدن تو سخنرانیشون فرمودند:
💢نگوئید
شهید جان خود را به خدا ایثار می کند؛
🔶 ایثار
مال وقتیه که آدم یه چیزی داشته باشه و خودش شایستش باشه
ولی بده به دیگری.✔️
جان مال خداست
و این شهید
این امانت رو به خود خدا برگردونده.
🔻امام اجازه نمی داد
در مورد شهدا مبالغه آمیز تبلیغات بشه
در مورد هفتاد و دو تن شهدای هفت تیر شهید بهشتی و یارانشون فرمودند:
🔷 بگویید ما """"به عدد"""" شهدای کربلا شهید دادیم
نه اینکه
بگویید ما هم """"مثل """"شهدای کربلا هفتاد و دو تن دادیم
نه ❌
شهدای ما مثل شهدای کربلا نیستن.
♨️امام اجازه ی مبالغه آمیز سخن گفتن به نفع حق هم نمی داد
همین امام می فرمود:
این رزمنده ها راه صدساله را یک شبه طی کردن
و درک امام از "رشد سریع و عمیق" اونها از روی وصیت نامه هاشون بود ✔️
خودشون می فرمودند:
این وصیت نامه ها را بخوانید خیلی توصیه های روشنی داشتن
✔️🌺✔️
یا"""" مبارزه با نفس"""" می کنی
و
در اثر زجر کشیدن برای تغییر عادتها و از بین بردن
" نقاط ضعف" به خدا می رسی
یا
🔷به خدا می رسی
و نقطه ضعفهات بر طرف می شه
در ادامه ی بحث که در خصوص تقرب به خداوند متعال بود، در خصوص برخی عرفا مباحثی رو نقل می کنیم👇👇
از حاج آقای دولابی پرسیدن:
شما چه جوری شد
که چشمه های حکمت از قلبت بر زبانت جاری شد⁉️
می گفت
🔶 من به خدا گفته بودم
خدایا عزیزترین چیزی که دارم حاضرم ازم بگیری
ولی بجاش
عزیزترین چیزهایی که داری بهم بدی
تو مناجاتهام همین جوری گفته بودم😢
🔷 بعضی از علمایی که در قم،
اهل منبر هستن،
اهل" معرفت و اهل ذوق"
هستن
مکرر می رفتن خدمت حاج اقا دولابی
یکی از این عالِمان بزرگوار می فرمودند:
🔸 ما هر چی روایت و قرآن خوانده بودیم
ایشون(حاج اقا دولابی)
همین جوری نفس می زد و همین جوری حرف می زد و
همه ی روایتهایی که ما بلد بودیم از روی کتاب خونده بودیم
از ""حفظ"" می خوند 👌👌
خب گفتیم چشمه های
← حکمت→ از قلب ایشون بر زبانشون جاری بود
ازش پرسیدن چجوری این اتفاق افتاده ؟؟⁉️