💚
مثل اینکه آدم آبِ میوه رو بگیره
بعد تفاله شو به مهمون تعارف کنه!
ما چی میخوایم بدیم به خدا؟!
اونی که خدا میخواد آبمیوه وجود ماست.
حقیقت ماست...
نیت ماست...
خدای مهربان ما میخواد کار,
ساده بشه.
با بحث درباره نیت معلوم میشه رسیدن به خدا سخت نیست.
وقتی توجه به نیت باشه,
مریدان و اولیاء خدا زیاد میشن.
شما خودتون الان چرا در مکتب اباعبدالله الحسین (ع) نشستید؟
چون ثمرات نیات آبا و اجدادتون هستید.
🌸🍃
بعضیا اونقدر همت ندارن که نیت کنن.
دیگه از اونا چه انتظاری میشه داشت؟
دیگه آدم به اونا چی بگه؟
خدایا من چه جوری کمکش کنم؟
عارف بزرگواری بودن بنام حاج آقا فخر. یکی از آشنایان ایشون تعریف میکرد;
" در محضر این عارف نشسته بودیم داشت با شخصی صحبت میکرد,
بعد یه حرفی رو زد که من حس کردم حرفش مهمه...
گفتم: چی بود اون مطلب؟!
ایشون برگشت به من نگاه کرد و گفت: "به درد منبر نمیخوره."
یعنی"نیت "منو دید!
( یعنی میدونم تو میخوای به این نیت بشنوی که یه حرف قشنگ بالای منبر بزنی...)
💠 خدا که خیلی بهتر نیتهای ما رو
می بینه. 💠
باورتون میشه که نیت ما دیده میشه؟
واقعا ما دیده می شیم؟
بله نیت ها دیده میشن.
اصلا ما به واسطه نیت هامون
دیده می شیم.
🌴🌷
باید طوری باشید که وقتی در مجلس اهل بیت(ع) شرکت می کنید,🌼
آقاامام زمان که به شما نگاه می کنن بفرمایند:
" رزمنده های من اومدن.👉
منتقمین خون حسین اومدن..."
اینجوری شما رو نگاه کنه. 👌
و این با "نیته". ✅
🔅🔆🔅🔆🔅
🌿🍃
شخصی هست بنام آقای" ماشاالله نجار" شاید قصه شو شنیده باشید.
تعریف می کرد" سالها پیش من بیمار شدم و کلیه هام از کار افتاده بود.
حالم به قدری خراب بود که دیگه منو بُردن خونه تا از دنیا برم.
دیگه حتی حرف هم نمیتونستم بزنم.
محرم بود. ✨
مادرم از مجلس اباعبدالله (ع)
دستمالی رو برام آورد که با اون اشکهاشو پاک کرده بود.
☘گفت:"میخوام شفا بگیری..."
شروع کرد گریه کردن و دستمال رو
کی کشید به بدن من..
گفت:" یااباعبدالله من بچه مو از تو میخوام."
منم دلم شکست... 💔
گفتم:" آقا اگه منو شفا بدی, منم روضه می گیرم برات.
توی کوچه ها شام میدم..."
دیدم یه آقایی روی صندلی کنارم نشسته... فرمود:" خب ماشاالله نجار
چی میخوای؟"
گفتم:" من با اربابم حسین کار دارم.
میخوام منو شفا بده." 💫
فرمود :"خب من حسینم. شفا دادم.
بیا آب بخور ببین شفا گرفتی..."
دوباره فرمود:" ولی گفتی روضه میگیرم
" چند روز میخوای بگیری؟"
گفتم :" آقا 10 روز. "
فرمود:" 18 روز بگیر به یاد مادرم زهرا(س)..."
🍃🍃🍃
سال بعد همون زمان شد اما پول نداشتم.
توی حیاط از ناراحتی ضجه میزدم...
دوباره آقا رو دیدم.
فرمود:" تو روضه تو بگیر بقیه ش
با ما..."
اومدم دم در خونه دیدم یکی از بازاریهای شهرمون اومده
داره برنج و روغن و ...
از ماشین خالی میکنه
و گریه میکنه.
گفتم:" اینا چیه؟"
گفت:" حرف نزن. هرچی تو دیشب دیدی منم دیدم."
"نیت" کرده بود;
" میخوام برات روضه بگیرم."
+عزیزایی که مبحث رو مطالعه کردید
با صلواتی محفلمون رو نورانی تر و اعلام حضور کنید ..،
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌸🍃
یه زمانی با زور جنگ و شهادت
و معنویات ناشی از مظلومیت این انقلاب, " نور معنوی"
برای گروه اندکی از جوانان
حاصل میشد.
اما امروز عقلانیت و اقتدار ایمان برای کرور کرور از جوانان,
نور ایمان تولید میکنه.
کِی قدیم اینگونه بود.
زمان متفاوت شده.
جبهه دشمنان بشدت ضعیف شده.
جبهه ما بشدت گسترده شده.