🌹بسم رب الشهدا و الصدیقین 🌹
قسمت 2⃣
🌷شهید پویا اشکانی 🌷
@asganshadt
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🌸🌹🌿🌸🌸🌸🌹
🌸🌿🌸🌸🌸🌹
🌸🌸🌸🌸🌹
🌸🌸🌸🌹
🌸🌸🌹
🌸🌹
🌸
#خصوصیت_بارزاخلاقی
#شهیدمدافع_وطن
#پویا_اشکانی
پویا پسر سر به زیری بود اگر گاهی بحثی پیش میومد یا از دست کسی ناراحت میشدن همیشه سکوت میکردن و چیزی نمیگفتن
#ازدواج
#ازلسان_همسرگرامی
۱۷ آبان ۹۵ روزی بود که پویای من تو سن ۱۷سالگی به مامانش (عمه ام) از علاقه اش به من میگه و ۱۰فروردین ۹۶رسما میان خواستگاری؛ آقاپویا برای مراسم خاستگاری نبودن؛ مامانش بهم گفت: که از دایی وزندایی خجالت می کشید ونیومده بود. منم نبودم روز خاستگاری؛ بعد که اومدم خونه از آبجی پویا پرسیدم . دیدم همه چی حل شد شکر خدا و مشکلی پیش نیومده بود. پدرم بهم گفت: من گفتم هر چی دخترم بگه؛ نظر من رو پرسید من هیچی نگفتم از شرم و حیا ؛ همون سکوت علامت
رضاست.
#مراسم_عقد
من و پویا از بچگی علاقه داشتیم اما حجب حیامون همیشه مانع از ابراز این علاقه می شد. بالاخره ۱۳خرداد ۹۶ب عقد هم آمده ایم. در دوران عقد پویا سرباز بود و قرار بود عید ۹۷ زندگیمان را شروع کنیم که خداوند جوری دیگر برایمان رقم زد. زمان قرائت خطبه عقد صدای ضربان قلب خودم و پویام رو می شنیدم. خطبه عقد که می خوندن باراول دوم برخلاف همه عروسها گفتن عروس داره سوره ی نور می خونه؛ بار دوم برای خوشبختی مون دعا کردم و
بار سوم با استناد از آقا امام زمان علیه السلام و شهدا با اجازه از پدر و مادرم و بزرگترا بله را گفتم. حاج آقا هم بعداز عرض تبریک و مبارک باشی
گفتند: ماشاالله که آقای داماد سرباز اسلام هستن ان شاالله سرباز امام حسین علیه السلام بشند؛ سفید بخت بشید ان شاالله. دعای عاقدمون چه زود به استجابت رسید و پویام تو ایام اربعین سرباز امام حسین علیه السلام شد. عاشقی من و پویا دوران شیرینی بود.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🌸🌿🌸🌸🌹
🌸🌸🌹
🌸
@asganshadt
http://asganshadt.blog.ir
قسمت2⃣در وبلاگ پیدای پنهان هم انتشار شد👆👆
🌹سایت رسمی شهید علی میرعلیزاده 🌺
http://shidalimiralizadh.blog.ir 👈
﷽
توی #سنگر هر کس #مسئول کاری بود.
یک بار #خمپاره ای آمد و خورد کنار سنگر.
به خودمان که آمدیم، دیدیم رسول پای راستش را با #چفیه بسته است.
نمیتوانست درست و حسابی راه برود!
.
از آن به بعد کارهای رسول را هم بقیه #بچه ها انجام میدادند.
.
کم کم بچهها بهش شک کردند.
.
یک #شب چفیه را از پای راستش باز کردند و بستند به پای چپش.😬
#صبح بلند شد؛
راه که افتاد، پای چپش میلنگید!😐
.
سنگر از خندهی بچهها رفته بود روی هوا!😂😅
تا میخورد زدندش
و مجبورش کردند تا یک #هفته کارهای سنگر را انجام بدهد.
.
خیلی شوخ بود.
همیشه به بچهها روحیه میداد.
اصلا بدون رسول خوش نمیگذشت.
.
#شهید_رسول_خالقی_پور 🌷🌷
@asganshadt
پسرم روی #نمازاولوقت و #حجاب خیلی تأکید داشت☝
زمانی که به #سوریه رفته بود پسر خردسالش میگفت "پدر من خدایی است" و وقتی دلیلش را پرسیدیم گفت "چون خیلی نماز میخواند"
وقتی مراسم دعای ندبه و دعای کمیل داشتیم شهید از ابتدا تا انتها اشک میریخت😭
و همیشه میخواست که همه با هم مهربان باشند☺️👌طوری که اکنون که به #شهادت رسیده است همه میگویند "جوادآقا لیاقت شهیدشدن را داشته" و من هم همین فکر را میکنم که لیاقتش را داشت.
پسرم واقعاً به حضرت #فاطمه_زهرا(س) ارادت و علاقه داشت❤ و در وصیتنامهاش گفته که "اگر کسی میخواهد مرا یاد کند سه بار بگوید #یازهرا(س)".
هرجا اسم ایشان میآمد بلند بلند گریه میکرد.😭😭
#شهیدجـوادجـهانے🌹🍃
#یادش_باصلوات
🍃🌹🍃🌹
@asganahadt