میخوام یکم از امروز براتون بنویسم~*
صبح بیدار شدم با شروع کارهای همیشگی روزمو شروع کردم بعدم رفتم برق ناخن خالی زدم روی ناخونامو و نتیجش✨✨خوب شد و چون هروقت لاک میزنم دوست دارم بکنمش همین بلارو سر بعضی از ناخونام آوردم.بعدم تصمیم گرفتم یچیزی درست کنم و چی بهتر از نوشیدنی؟پس رفتم دالگونا درست کردم و خیلی خوشمزه شد، عاشق کفِش شدم و چون قهوهاش اضافه اومده بود منو ایشون نفری ۳ تا لیوان دااگونا خوردیم بعدم نشستم و با اعضای خانواده معاشرت کردم الانم تو این فکرم که برم چندتا ماسک خونگی درست کنم،و یکم به پوستم برسم💆🏻♀✨و چون خیلی وقته میخوام رول دارچینی درست کنم شاید امروز رفتم سراغش..و میخوام سعی کنم یه کارکتر جدید ذهنی بکشم. و شاید یکمی بخوابم
تا حرفای بی اهمیت دیگه بدرود
تازه کلی کارای نصفه نیمه دارم مثل بافتنیم ..خرت و پرتای شمع سازیم و گلای ربانی و بومی که ده ساله افتاده گوشه ی خونه و نرفتم سراغش و.. مگه یه آدم چقدر میتونه گشاد باشه که اینهمه کار داشته باشه ولی درعین حال بگه حوصلم سررفته بیاید یه کاری کنیم،_، پس فعلا باید فکر خرید خمیرو از سرم بندازم بیرون((😭.
هیچ تعریفی اندازه ی اینکه چقدر بوی خوبی میدی یا بوی عطرت چه خوبه نمیتونه خوشحالم کنه.
من عاشق روزای پر مشغلم حتی اگه هیچکدومشو انجام ندم چون حداقل دارم بهشون فکر میکنم و ذهنم سراغ چیزای چرت و پرت نمیره
پس روزای پر مشغله>>
کل اعضای خونواده علاقه ی خاصی به کارتون پت و مت دارن مخصوصا بابام( خودمم هستم ) چراا آخه؟🦦