هدایت شده از خانومِلوبیا
بابابزرگ فقط خودمون میدونیم که تو چه پشتوانه ی محکمی بودی.
میدونی ای کاش هممون اینطوری باشیم مثل تو..برای خونواده دلگرمی باشیم ،یه جوری باشیم که همه اعضای خانواده پشتشون بهمون گرم باشه، به همه بگن مثلا چه غلطی میخوای بکنی بابام هست داداشم پشتمه خواهرم پدرتو درمیاره و...
یه جوری بودی که آب تو دل کسی تکون نمیخورد.
تا وقتی تو بودی بابابزرگ، کسی نمیتونست نگاه چپ به خونوادت بکنه..رفتی اما اونقدر اسم و رسمت بزرگ بود، انقدر آدم اصیل و تاثیرگذاری بودی که تو هر جمعی اسمت بیاد همه دو دیقه سکوت میکنن؛همینقدر مرد، همینقدر محکم و با ابهت .
ولی وقتی میومدی پیش ما ،میشدی همبازی ،میشدی مدل برای دختر بچه ای که میخواست موهاتو عروسکی ببنده ،ازون شعرای بچه گونه ی قدیمی میخوندی و کف دستمون با انگشتای چروکیده ات بازی میکردی و ماهم محو بازی میشدیم و آخرش با قلقک دادنات غش غش میخندیدیم،وای که نمیدونی وقتی با اون کلاه تولد بچگونه که نشستی کنارمون شروع کردی دست زدن و تولد تولد خوندن چقدر قند تو دلمون آب شد و اون کیک خونگی اسمارتیزی چقدر چسبید..
همه ی صفای خونه ات بابابزرگ به وجود خودت بود ،الانکه نیستی اونجا فقط یه خونه است که پره از خاطرات تو و خنده ها و نصیحتای قشنگ و ارزشمندت که پر از تجربه های تلخ و شیرینت بود.
حالا ما موندیم و حسرت خاطراتت و حرفایی که بهت نزدیم یا نتونستیم بگیم چقدر عاشقتیم و چقدر به داشتن پدربزرگی مثل تو افتخار میکنیم ...
#خودنوشت
دیگه باهات مثل قبل صمیمی نمیشم بخاطر کارایی که کردی از چشمم افتادی باهات دشمن نمیشم ولی دیگه روم حساب باز نکن.
دیگه مثل قبل بهت سر نمیزنم بدون این رابطه کم رنگ شده،خیلی کم رنگ.
هدایت شده از 그를 위해
اینکه قبلا براش مهم و اولویت بودم و الان بهم اهمیت نمیده داره اذیتم میکنه
با رفیقتون سنگاتونو وا بکنید نزارید تو دلتون بمونه برد با همچین رفاقتاییه
هدایت شده از frᦅm ?
و من دلم نمیخواهد دهه بیست زندگیام حالا حالاها شروع بشود. نه برای اینکه میترسم پیر شوم، فقط میخواهم تا همیشه نوجوان و کله خر و دیوانه بمانم، سخت است، بیست ساله بودن، بیستُ پنج ساله بودن، بیستُ نه ساله بودن! در آستانهی دههی سیام زندگی! میترسم بزرگ شدن ذوقم را بدتر از حالا، غرقِ ترسیدن کند، و من، دلم نمیخواهد نادان بمیرم...
زندگی؛ پر از کتاباییه که نخوندی, فیلم و سریال هایی که ندیدی, آدمایی که باهاشون آشنا نشدی, جاهای قشنگی که نرفتی.
موسیقی هایی که گوش ندادی, حسای خوبی که هنوز تجربشون نکردی, خرت و پرتای قشنگی که نخریدی, استایلای خفنی که نزدی, گل و گیاه هایی که نگرفتی, قهوه ها و چایی هایی که نخوردی, لبخندای از روی رضایتی که هنوز نزدی, چمدونی که برای سفر نچیدی, صبحایی که برای قرار کاری آماده نشدی, کارایی که هنوز انجام ندادی.
به نظر من ارزششو داره برای قشنگیاش صبر کنی.
روز تمام دخترای جذاب،مهربون،عاقل،مودب و نازنازی که تو این کره ی خاکین مبارک😭💘