پریشب ساعت ۰۲:۵۰ دقیقه ی صبح همه خوابیده بودن و همهجا ساکت بودش و فقط صدای کشیدن مداد روی کاغذ و اپیزود بیست و ششم پلی بود .یه حس عجیبی داشت مخصوصا موضوع پادکستت که خیلی شوکه کننده بود
دوست داشتم پادکستشو بفرستم چون حجمش زیاد بود نیومد و این تیکه از حرفاش قشنگ بود فرستادم ولی خیلی داستانش عجیبه این زن واقعا تو زندگیش بدباخت..ولی اگر دوست دارید میتونید از تهران پادکست، همه ی اپیزودای رختکن بازنده هارو گوش کنید.✨
ازوقتی پادکست گوش میکنم دیگه موقع انجام دادن کارام زمان دیر نمیگذره و قابل تحمل تره