eitaa logo
شعر عاشقانه
1.3هزار دنبال‌کننده
419 عکس
434 ویدیو
0 فایل
❤️-الحُب‌ رزق‌من‌الله‌ لقلبک‌! #عشق‌ نعمت‌خداست‌ برای‌قلب🤍 ✍️ آیدی مدیر کانال: 💌 @asheghei ناشناسمون: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_u3vcqpx&btn=دلتنگ.شدی.و.حوصلت.سر.رفت.بیا.اینجا.بحرفیم☺️☺️ 🌱 #شعر_عاشقانه 🔅eitaa.com/ashegh
مشاهده در ایتا
دانلود
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ابرها فکر تو بودند که باران آمد... ---------------•⊱♥⊰•------------------- 🌱 🔅eitaa.com/ashegh
🌺 یا صاحب الزمان ادرکنی 🌺 دیوانه ی کویش شده‌ام نیست طبیبی یا رب برسان آنکه جز او نیست حبیبی ----------------------•⊱♥⊰•---------------------- 🌱 🔅eitaa.com/ashegh
♡•• گویند دل،اسیرِ همان شد ڪھ دیدھ دید این دل شنید وصفِ تُو، شد مُبتلاۍ تُو..
به هم شبیه، به هم مبتلا، به هم محتاج، چنان دو نیمه سیبی که هر دو نیم به هم...
هدایت شده از Morteza
هیچ اکسیر به تأثیر محبت نرسد... کفر آوردم و در عشق تو ایمان کردم!
من وتو.... اهل محل با آه و حسرت، چندسالی دیدند عشق ناب ما را این حوالی ما واقعا، باهم همیشه جور بودیم در واقعیت بود این عشق خیالی تو بر لب من جرات لبخند دادی دادی برای زندگی از نو مجالی یادش به خیر آن روز، آن عصر دل انگیز خوردیم در پارک محل باهم، بلالی وقتی که می دیدند مردم حال مارا باحسرتی بسیار می گفتند؛ عااااااالی یادش به خیر آنقدر باهم جور بودیم درشهر شد دلدادگی هامان، مثالی یادش به خیر آن صبح سبز آشنایی توی اتاق منشی دکتر کمالی.... یک بار دور از هم غذایی را نخوردیم بد بود بی تو هر غذایِ احتمالی قلبم گرفت آنروز، آن صبح غم افزا دیدم که تو افتاده بودی روی قالی دود از سرم برخاست و تا آسمان رفت هر سیم مغزم کرد از این غم اتصالی تو با تنی مجروح ماندی گوشه ای و من گوشه ای شرمنده با این وضع مالی بی تو غذایی را نخواهم خورد، هرگز دندان مصنوعی من جای تو خالی احمدرفیعی وردنجانی @asharahmadrafiei ----------------------•⊱♥⊰•---------------------- 🌱 🔅eitaa.com/ashegh
هدایت شده از فـداے علی ؏
دلتنگی‌ات بسوی غزل می‌کشانَدَم شاید ردیف و قافیه باشد دوای من!
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است همواره مرا کوی خرابات مقام است «حافظ»
🖼️👤 نکند بوی تو را باد به هرجا ببرد خوش ندارم دل هر رهگذری را ببری!
آخرش با خویشتن همداستانش می کنم با همه نامهربانی ، مهربانش می کنم باید از معشوقه پنهان داشت شوق خویش را دوستش دارم ، ولی از وی نهانش می کنم شعر یا جادو نمی دانم ولی در گوش او با همین وردی که می خوانم جوانش می کنم بارها می پرسم از او دوستم داری هنوز؟ گرچه می دانم ندارد امتحانش می کنم تا مبادا دل ببازد ، تا مبادا دل برد همچنان نسبت به مردم بدگمانش می کنم روزگاری آشنای دیگری جز من نداشت او که دارم آشنای دیگرانش می کنم ----------------------•⊱♥⊰•---------------------- 🌱 🔅eitaa.com/ashegh
با آنکه ز ما هيچ زمان ياد نکردي اي آنکه نرفتي دمي از ياد، کجايي؟ «حزين لاهيجي»