تو چه کردی که دلم این همه خواهان تو شد؟
#بیخوابی
**----------------------•⊱♥⊰•----------------------
🌱 #شعر_عاشقانه
🔅eitaa.com/ashegh
فقط همین رو میدونم همیشه اونایی که سرشون تو کار خودشون بوده
موفقتر بودن و آرامش بیشتری داشتن 👌
**----------------------•⊱♥⊰•----------------------
🌱 #شعر_عاشقانه
🔅eitaa.com/ashegh
بعضی از حرفا مثل "موفق باشید" آخر امتحانه،
دیگه گفتنش هیچ فایده ای برای آدم نداره🚶♂
**----------------------•⊱♥⊰•----------------------
🌱 #شعر_عاشقانه
🔅eitaa.com/ashegh
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم💔
اگر خون دل بود، ما خورده ایم💔
اگر دل دلیل است، آورده ایم :)
اگر داغ شرط است، ما برده ایم :)
**----------------------•⊱♥⊰•----------------------
🌱 #شعر_عاشقانه
🔅eitaa.com/ashegh
سحرم رنگ تو شد
باورم نیست ...
نباشی،
من به امید #حضور تو سحر بیدارم⌛️
**----------------------•⊱♥⊰•----------------------
🌱 #شعر_عاشقانه
🔅eitaa.com/ashegh
رضا خان هم اگر میدید که با #چادر چه زیبایی☺️☺️☺️
جهان پر میشد از قانون چادرهای اجباری😍😍😍
**----------------------•⊱♥⊰•----------------------
🌱 #شعر_عاشقانه
🔅eitaa.com/ashegh
عدهایمعتقدنداگرحجاببرداشتهشود
زن،آزاداست..
اندڪیتامل!
چهکسیبهاسمآزادیدیوارخانهاشرابرمیدارد؟
#حجاب!
----------------------•⊱♥⊰•----------------------
🌱 #شعر_عاشقانه
🔅eitaa.com/ashegh
شعر عاشقانه
آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی کی بود؟ کجا رفت؟ چرا بود و چرا نیست!؟ 🚶♂ “شهریار” **-------------
“ ولي خب “ انگار واقعا منو یادت رفته…
----------------------•⊱♥⊰•----------------------
🌱 #شعر_عاشقانه
🔅eitaa.com/ashegh
بی تو، مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو همه، راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی :
از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب، آیین عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم : حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم
نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشته!
” #فریدون_مشیری “
----------------------•⊱♥⊰•----------------------
🌱 #شعر_عاشقانه
🔅eitaa.com/ashegh