eitaa logo
عٰاشقاݩ‌ امیرالمومنین عَلۍ
1.9هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
1.9هزار ویدیو
23 فایل
💠بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم💠 پایگاه‌دانلودی‌زهرا مدیا👇 www.zahra-media.ir کتابخانه‌دیجیتال‌قائمیه👇 www.ghbook.ir 📣گروه‌پاسخگویی‌به‌احکام‌و‌مسائل‌شرعی👇 https://eitaa.com/joinchat/941359385Ce769b7ec98 ✅ کپی‌آزاد‌ است 👤خادم @admin_chanel
مشاهده در ایتا
دانلود
معجزه شفا یافتن پسربچه فلج توسط ابالحوائج آقا 🏴علامه امینی می فرمود: در شبی که شب شهادت علیه السلام و شب قدر بود در حرم مطهر مشغول عبادت بودم، ناگهان مردی که سیمایی روستایی ، لکن سیره و ضمیری روشن داشت وارد حرم مطهر شد. او تنها نبود، یک بچه فلج و زمین گیر به همراه داشت، راههای زیادی را طی کرده بودو قصدش این بود که در این شب مبارک شفای فرزندش را از حضرت بگیرد. فرزندش را کنار ضریح مطهر زمین گذاشت، مقداری گنار او نشست و بعد به فرزندش چنین خطاب نمود: پسرم، من می روم به بیرن صحن تا مقداری فرنی بخورم و تا من برگردم امام تو را شفا داده است. فرزندش کنار ضریح ماند ، او رفت. من از گفته این مرد در فکر فرو رفتم که این مرد چگونه با قاطعیت خبر از شفا یافتن بچه اش می دهد که گویا وعده ای از امام برای شفای مریض خود دارد. منتظر ماندم که چه اتفاقی خواهد افتاد. ساعتی گذشت. ناگهان دست غیبی هویدا شد و توجهی از ناحیه قدس علوی به این بچه شد، بچه فلج و زمین گیر بلند شد.چند قدمی حرکت کرده صدا زد : پدر کجا رفتی و مرا تنها گذاشتی؟ ناگهان پدرش وارد شد، دید که بچه اش شفا یافته است. رو به او گفت: پسرم امام شفایت داد؟ آمد جلو و دست بچه اش را گرفت و در حالی که از امام تشکر می کرد بدون اینکه تعجب کند از حرم خارج شد.گویا اتفاق مهمی رخ نداده است و معجزه ای صورت نگرفته است. 📚برگرفته از کتاب ربع قرن مع العلامه، ص۵۱ 🥀اباالحوائج عجب باب الحوائجی می کند.... «» ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ▪️کانال عاشقان‌امیرالمومنین علی‌(ع)👇 @asheghan_amir_momenin_ali
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⁉️فاصله بین حق و باطل چیست؟ 🔹 در رَحْبَه به سر می برد که مردی به حضورش آمد اظهار ارادت کرد و گفت: من از ارادتمندان کشور اسلامی شما هستم. حضرت فرمود: «تو از رعیت ما نیستی. برای پادشاه کشور روم سؤالاتی پیش آمده و او پیکش را نزد معاویه در شام فرستاده است و الآن آنجاست، لیکن او در جواب عاجز مانده و تو را برای حل مشکلات خود نزد ما فرستاده است». آن مرد اظهار داشت سخن شما درست است. امیرمؤمنان فرمود: پرسش هایت را با یکی از دو فرزندم ( و ) در میان بگذار. گفت: از فرزندت حسن می پرسم. امام مجتبی(ع) رو به مرد کرد و فرمود: آمده ای تا بپرسی: فاصله بین حق و باطل، بین آسمان و زمین و بین مشرق و مغرب چقدر است. (و سؤالات دیگری که درصدد ذکر تمام آنها نیستیم). امام در جواب چنین فرمود: فاصله بین حق و باطل چهار انگشت است: آنچه به چشم دیدی، حق است و هر چه را با گوش شنیدی، آن را در آغاز باطل بدان. فاصله بین آسمان و زمین به اندازه درخواست یک ستمدیده و یک چشم به هم زدن است و هر کس غیر این گوید، دروغ است. فاصله بین مشرق و مغرب، به اندازه حرکت یک روز خورشید است. صبحگاهان از مشرق طلوع و شامگاهان غروب می کند 📚حقایق پنهان، احمد زمانی، چاپ 1375، ص87؛ مسند الامام المجتبی(ع)، شیخ عزیزالله عطاردی، ص102، به نقل از مناقب، ج2، ص152 «» ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ▪️کانال عاشقان‌امیرالمومنین علی‌(ع)👇 @asheghan_amir_momenin_ali
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃🌺🍃🌸🍃✙═══✨﷽ لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً «123» (پاداش و عقاب و برترى) به آرزوهاى شما و آرزوهاى اهل كتاب نيست! هر كه بدى كند بدان كيفر داده مى‌شود و جز خدا، براى خويش سرپرست و ياورى نيابد. 🔻نکـــــته‌ها مسلمانان به خاتميّت پيامبر اسلام واينكه بهترين امّتند افتخار مى‌كردند. «1» و اهل‌كتاب نيز به سابقه‌ى خود مى‌باليدند و مى‌گفتند: جز ايّام معدودى در آتش نخواهيم بود. «2» اين آيه در تصحيح پندار هر دو گروه، ملاك را «عمل» قرار داد. در دو آيه‌ى قبل، امانىّ و آرزوها را از شيطان دانست، در اين آيه آرزوهاى باطل را ردّ مى‌كند. تعبير «يُجْزَ بِهِ» شامل جزاى دنيوى، يا اخروى يا هر دو مى‌باشد. روايات، جزاى خلافكارى مؤمن را گرفتارى‌ها و سختى‌هاى دنيا و برزخ معرّفى كرده است.«3» برخى مسلمانان انتظار داشتند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مشاجره آنها با اهل‌كتاب، از مسلمانان جانبدارى كند، در حالى كه اصل بر عدالت است، نه حمايت. «4» پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ كسى كه از جمله‌ى «من يعمل سوء يجز به» به وحشت افتاده بود، فرمود: امراض جسمى و گرفتارى‌ها، نوعى كيفر اعمال انسان است.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❣ طاقتم طاق شد و از تو نیامد خبری جگرم آب شد و از تو نیامد خبری عاشقانی که مدام از فرجت میگفتند عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری 🌼 «»
🔻حتما تا انتها بخوانید 💠 به آسمان رود و کار آفتاب کند فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعی روایت کرده: یکی از طلبه‌های حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشواری غیر قابل تحملّی بود. روزی از روی شکایت و فشار روحی کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمؤمنین عرضه می‌دارد: شما این لوسترهای قیمتی و قندیل‌های بی‌بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده‌اید، درحالیکه من برای اداره امور معیشتم در تنگنای شدیدی هستم؟! شب را در خواب می‌بیند که آن آن حضرت به او میفرماید: اگر میخواهی در نجف مجاور من باشی اینجا همین نان و ماست و فیجیل و فرش طلبگی است و اگر زندگی مادی قابل توجهی میخواهی باید به هندوستان در شهر حیدرآباد دکن به خانه فلان کس مراجعه کنی، چون حلقه به در زدی و صاحب خانه در را باز کرد به او بگو: 💌به آسمان رود و کار آفتاب کند. پس از این خواب، دوباره به حرم مطهّر مشرف میشود و عرضه میدارد: زندگی من اینجا پریشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله میدهید! بار دیگر حضرت را خواب می‌بیند که میفرماید: سخن همان است که گفتم، اگر در جوار ما با این اوضاع میتوانی استقامت ورزی اقامت کن، اگر نمیتوانی باید به هندوستان به همان شهر بروی و خانه فلان راجه را سراغ بگیری و به او بگویی: 💌به آسمان رود و کار آفتاب کند پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن، کتاب‌ها و لوازم مختصری که داشته به فروش می‌رساند و اهل خیر هم با او مساعدت میکنند تا خود را به هندوستان میرساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را میگیرد، مردم از این که طلبه‌ای فقیر با چنان مردی ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد، تعجب میکنند. وقتی به در خانه آن راجه میرسد در میزند، چون در را باز میکنند می‌بیند شخصی از پله‌های عمارت به زیر آمد، طلبه وقتی با او روبرو میشود میگوید: 💌به آسمان رود و کار آفتاب کند فوراً راجه پیش خدمت‌هایش را صدا میزند و میگوید: این طلبه را به داخل عمارت راهنمایی کنید و پس از پذیرایی از او تا رفع خستگی‌اش وی را به حمام ببرید و او را با لباس‌های فاخر و گران قیمت بپوشانید. مراسم به صورتی نیکو انجام میگیرد و طلبه در آن عمارت عالی تا فردا عصر پذیرایی میشود. فردا دید محترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند و هر کدام در آن سالن در جای مخصوص به خود قرار گرفتند، از شخصی که کنار دستش بود، پرسید: چه خبر است؟ گفت: مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است. پیش خود گفت: وقتی به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش برای آنان آماده است. هنگامی که مجلس آراسته شد، راجه به سالن درآمد، همه به احترامش از جای برخاستند و او نیز پس از احترام به مهمانان در جای ویژه خود نشست. آنگاه رو به اهل مجلس کرد و گفت: آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ میشود از نقد و مِلک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم، و همه میدانید که اولاد من منحصر به دو دختر است، یکی از آنها را برای او عقد میبندم، و شما ای عالمان دین، هم اکنون صیغه عقد را جاری کنید. چون صیغه جاری شد طلبه که در دریایی از شگفتی و حیرت فرو رفته بود، پرسید: ❇️شرح این داستان چیست؟ راجه گفت: من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمؤمنین شعری بگویم، یک مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم؛ به شعرای فارسی زبان هندوستان مراجعه کردم، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود، به شعرای ایران مراجعه کردم، مصراع آنان هم چندان چنگی به دل نمیزد، پیش خود گفتم حتما شعر من منظور نظر کیمیا اثر قرار نگرفته، لذا با خود نذر کردم اگر کسی پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتی مطلوب بگوید، نصف دارایی‌ام را به او ببخشم و دختر زیباتر خود را به عقد او در آورم، شما آمدید و مصراع دوم را گفتید، دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است. طلبه گفت: مصراع اول چه بود؟ راجه گفت: من گفته بودم: به ذرّه گر نظر لطف بو تراب کند طلبه گفت: مصراع دوم از من نیست، بلکه لطف خود امیرالمؤمنین است. راجه سجده شکر کرد و خواند: به ذرّه گر نظر لطف بو تراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند🌟 📗منبع: کتاب داستان‌های عبرت‌آموز از شیخ حسین انصاریان. «» ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ▪️کانال عاشقان‌امیرالمومنین علی‌(ع)👇 @asheghan_amir_momenin_ali
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 ماجرای شب اول قبر فردی که نقش شمر را در تعزیه خوانی داشت😭 «» ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ▪️کانال عاشقان‌امیرالمومنین علی‌(ع)👇 @asheghan_amir_momenin_ali