[• #مجردانه♡•]
آیت الله بہجت:
برویـــد متاهل شوید، مگر شیخ انصارے زن
و بچہ نداشت!؟ برویـد با ازدواج یڪ هم
مباحثـہ اے براے خود پیدا ڪنید...
منبعـ📚 :ڪتــاب بہ شیوه یــاران
#آدم_همدم_میخواد😌👌
مجردان ـانقلابے😌👇
[•♡•] @asheghaneh_halal
[• #ویتامینه ღ •]
مرد بےعیب در دنیـ🌎ـا وجود ندارد
ممڪنـ🍃است،
مردے این عیب را داشته باشد
آن عیب دیگر را نداشتـ✋🏻ـه باشد...
عیب جویے نڪنید،
نڪاتـ👌خوب هرچنــد
ڪوچڪ همسرتونـ💗رو تحسین ڪنید...
#خیلےراحتہها☺️
ویتامینہ ـزندگے ڪنید😉👇
[•🍹•] @asheghaneh_halal
#ریحانه
بانـــ🌿ــو؛
زیبــاترین پنجـ🌈ـرهے دنیــا
قــاب چــادر توست...🌹
وقتے چـ🌺ـادرت را
کمے روے صورتت مےکشے
و با غــرور تمام😌 از انبوه
نگــاه نامحــرمان
عبور میکنے😌
آنگاه تو میمانے
و " نــورُ علٰے نــور "❗️
و چه زیبــاست👌
انعکاس حیـ✨ـا از پشتِ این
سنگـرِ ساده سنگین سیاه🌸🍃
#چادر_خاکیِ_مادر💔
بانــوے ـخاصــ😇👇
[•🌸•] @Asheghaneh_Halal
😜•| #خندیشه |•😜
⛔️| حـالا هے مـا با زبان و ڪلمات
مختـــلف بگیم؛ داداشم، دلبندم، ڪدخدا
احمق درجه یڪ😅 پـا روی دم شیر نزار✋
مــــگه میفهمهـ!!
اینم شد عاقبتـــش☝️
اول ازتون پهباد نمیخرن😜
بعد سلاح نمیخرن😜
بعد ما آل سعود رو دبپورت میڪنیم اونور😜
بعــد شما از بےپولے سوءتغذیه میگیرید😜
بعـــد خودت و [ترامپ ] ڪابینت😜
جنــابان؛ فرانڪلین روزولت، جان اف ڪندی،
وارن هاردینگ رو در آغوش میگیرید!😎
📌| از ما گفتن؛ از شما اطلاعت ڪردن.😌
خــــبر بخوانید☝️☝️😉
💬| به دلیل سرنگونے گلوبال هاوڪ توسط
جمهــوری اسلامے؛ هند تصمیم گرفت
دیگــر از آمریڪا پهباد خریداری نڪند.
[جـنابانے ڪه عرض ڪردم
رئیس جمهورهایے بودند ڪه در هنگام
مسئولیت فوت ڪردند.]
#گلوبال_هاوک✋
سیاست در طنزترین حالت ممکن اینجا😎👇
•|😜|• @asheghaneh_halal
عاشقانه های حلال C᭄
🍃🍒 #عشقینه #هــاد💚 #قسمت_دویست_وهفتاد_ونه - ولی شاهرخ ... - ولی نداره. پدر و مادر حرمت داره. بی
🍃🍒
#عشقینه
#هــاد💚
#قسمت_دویست_وهشتاد
شاهرخ سعی کرد میانه داری کند.
- خب حالا سوال کجاست؟
دختر برگه ای را که دستش بود بالا آورد و به شاهرخ نشان داد. شاهرخ برگه را گرفت. نگاهی به سوال کرد و درحالیکه ابروهایش را بالا پائین می کرد زیر لب چیزهایی را زمزمه کرد.
- باید اول دیفرانسیل ..... نه اینجوری نمیشه. شروین؟ به نظرت اگه دیفرانسیل بگیری درست درمیاد؟ آقای کسرایی؟ با شمام
شروین که دیگر خون داشت خونش را میخورد نگاهی به برگه انداخت و خُرخُرکنان گفت:
-یعنی تو نمی دونی چطوری حل میشه؟
لبخند شاهرخ حرصش را درمی آورد. مداد را از دست شاهرخ گرفت و چیزهایی را روی برگه نوشت و با حالتی غیض مانند گفت:
-اینم راه حل! خوبه؟
شاهرخ که انگار به راه حلی بدیع! دست یافته باشد همانطور که به وجد آمده بود گفت:
-آره .... آره .... درسته، اینجوری راحت تر هم هست
شروین گفت:
-حالا میشه بریم؟
شاهرخ برگه را به طرف خانم معینی زاده گرفت و گفت:
-بفرمائید اینم مسئله.مشکل دیگه ای نیست؟
-نه. خیلی ممنون استاد
- خواهش می کنم ولی آقای کسرایی مشکل رو حل کردند، باید از ایشون تشکر کنید!
شروین که دیگر حسابی جوش آورده بود نگاهی به شاهرخ کرد. دختر هم با بی میلی رو به شروین تشکر کرد. شروین هم جوابی زورکی داد.
- خواهش می کنم
- ببخشید استاد، با اجازه
- خداحافظ شما، روز خوش
وقتی دختر رفت شروین که همچنان عصبانی بود گفت:
-سیرک با مزه ای بود، نه؟
بہ قلــم🖊:
ز.جامعے(میم.مشــڪات)
#ڪپےبدونذڪرنامنویسندهومنبع
#شرعاحــــراماست☺️
•• @asheghaneh_halal ••
🍃🍒
عاشقانه های حلال C᭄
🍃🍒 #عشقینه #هــاد💚 #قسمت_دویست_وهشتاد شاهرخ سعی کرد میانه داری کند. - خب حالا سوال کجاست؟ دختر
🍃🍒
#عشقینه
#هــاد💚
#قسمت_دویست_وهشتاد_ویک
شاهرخ خودش را زد به کوچه علی چپ:
- سیرک؟ کجا؟
شروین با لحنی مسخره گفت:
-ها ها. خندیدم
بعد به طرف شاهرخ چرخید و همانطور که دستش را دراز کرده بود گفت:
-فکر کردی نمی دونم از عمد این کار رو کردی؟ می دونستی جلوی اون هیچی نمی تونم بگم این کارو کردی
- مگه کار بدی بود؟ دیدی؟ به همین راحتی میشه کار خوب کرد
- ما اگر نخوایم برای این خانم کار خیر کنیم باید کی رو ببینیم؟
-مگه برای کار خیر کردن باید طرفت فرشته باشه. یادت رفته اول کی سر دعوا رو باز کرد؟
شاهرخ این را گفت بعد درحالی که لحنش عوض می شد ادامه داد:
-از دختر خالت که بهتره، نیست؟
و نیشخندی زد. به ماشین رسیده بودند.
- هه! خواب دیدی خیر باشه. زن جماعت ارزش هیچی نداره. یه مشت آدم خاله زنک که هیچ کاری بلد نیستن و فقط دوست دارن یکی نگاشون کنه. همشون ....
اما حرفش نیمه ماند چون شاهرخ یقه اش را گرفت و به ماشین چسباندش. شروین متعجب خشک شده بود. شاهرخ را میدید که عصبانی جلویش ایستاده و با خشم در چشم هایش زل زده بود. مغزش هنک کرده بود. جملاتش را مرور کرد اما نمی فهمید چه چیزی گفته که شاهرخ را اینقدر ناراحت کرده. دست هایش را به علامت تسلیم بالا گرفت. شاهرخ که سعی می کرد خودش را آرام کند همانطور که در چشمان شروین زل زده بود، زیر لب چیزی را تکرار می کرد. چشم هایش را بست، یقه شروین را ول کرد و شروع به قدم زدن کرد. بعد به طرف شروین چرخید و درحالیکه با فاصله ایستاده بود و دست هایش را تکان می داد بلند بلند شروع کرد به حرف زدن:
- خیلی ادعات میشه که مردی؟ به زور بازوت می نازی یا به سبیل مردونت؟ به هرچی مینازی بدون که تو با این همه نقاط مثلاً قوتت! زائیده یه زنی. یه زنی که اگه نبود همون اول از گشنگی می مردی و به این گردن کلفتی نمیشدی. اگر تر وخشکت نمی کرد بوی گندت حال همه رو به هم می زد. پس زن فقط یه موجود خاله زنک یا عروسک کوچه گردون نیست. اگه زنا این جوری انچون من و تو یادمون رفت با قشنگی و کمر باریکی
بہ قلــم🖊:
ز.جامعے(میم.مشــڪات)
#ڪپےبدونذڪرنامنویسندهومنبع
#شرعاحــــراماست☺️
•• @asheghaneh_halal ••
🍃🍒