5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#صرفاجھتاطلاع:)
چهره های دوروغین امآمآن منتشر شده در فضای مجازی!!!
•┄❁🌻❁┄••┄❁🌻❁┄•
@Asheghaneh_Shahadat
•┄❁🌻❁┄••┄❁🌻❁┄•
پيامبر صلى الله عليه و آله
يا عَلىُّ اصدِق وَ إِن ضَرَّكَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ يَنفَعُكَ فِى الآجِلِ وَ لا تَكذِب وَإِن يَنفَعكَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ يَضُرُّكَ فِى الآجِلِ؛
اى على راست بگو اگر چه در حال حاضر به ضرر تو باشد ولى در آينده به نفع توست و دروغ نگو اگر چه در حال حاضر به نفع تو باشد ولى در آينده به ضرر توست.
(ميراث حديث شيعه، ج 2، ص 27، ح 65)
#حدیث
•┄❁🌹❁┄••┄❁🌹❁┄•
@Asheghaneh_Shahadat
•┄❁🌹❁┄••┄❁🌹❁┄•
خلوت
در یک میهمانی شلوغ و پر سر و صدا چیزی درون قلبم گفت: یادت باشد هیچ کجا آنقدر شلوغ نیست که نتوانی لحظهای با من خلوت کنی!
In a party, amidst the yelling of the people making merry, I heard a voice resonating in my heart "Remember, nowhere is so crowded that you cannot be in private with me for a moment."
#انرژی_مثبت
•┈┈┈••❥•🦋•❥••┈┈┈•
@Asheghaneh_Shahadat
•┈┈┈••❥•🦋•❥••┈┈┈•
سوره مبارکه مومنون آیه 62
وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ
و ما هيچ كس را جز به مقدار توانش تكليف نمى كنيم، و نزد ما كتابى است كه به حقّ سخن مى گويد (و بر كار مردم گواه است) و به آنان هيچ ستمى نمى شود.
#قرآن_کریم
•┄❁🌻❁┄••┄❁🌻❁┄•
@Asheghaneh_Shahadat
•┄❁🌻❁┄••┄❁🌻❁┄•
تنها مادر شهید ژاپنی دفاع مقدس درگذشت
🔹کونیکو یامامورا، مادر شهید محمد بابایی از شهدای دفاع مقدس بهعلت بیماری ظهر روز گذشته در بیمارستان خاتمالانبیای تهران به فرزند شهیدش پیوست...
هدیه به روح ایشان صلواتی را ختم بفرمایید 🌹
#شهدا
#مادر_شهید
••●❥🦋💙❥●••
@Asheghaneh_Shahadat
روزنامه را با قرآن شروع میکنیم💛
#ختم_قرآن
صفحه یک💟
هدیه قرآن امروز را به شهید آوینی تقدیم میکنیم ☘️
•••┈✾~🍃♥️🍃~✾┈•••
@Asheghaneh_Shahadat
•••┈✾~🍃♥️🍃~✾┈•••
هدایت شده از قـصـهٔ عـاشـقـے🌿❤
#قسمت_اول_او_را 🌹
سنگینی نور خورشید،
مجبورم کرد چشمام رو باز کنم.
هنوز سرم درد میکرد.
پتو رو تا بالای سرم کشیدم و دوباره به زیرش خزیدم.
چشمام دوباره گرم خواب میشدن که این بار صدای در
و به دنبالش قربون صدقه های مامانه که خواب رو از سرم بیرون کشید.
-ترنم...مامان جان بهتری؟
دیشب اومدم بالاسرت تب داشتی، باز الان تبت یکم پایین اومده.
چندبار آخه بهت بگم شب موقع خواب،پنجره ی اتاقتو باز نذار!!
اونم تو این هوا❄️
خوابتم که سنگین😴
طوفانم بیاد بیدار نمیشی!!
میبینی که وقت مریض داری ندارم،
هزار تا کار ریخته رو سرم...
-مامان جونم ، بهترم. شما هم یکم کمتر غر غر کنی،سر دردم هم خوب میشه!
مامان اخمی کرد و با دلخوری به سمت در رفت،
-منو نگا که الکی واسه تو دل میسوزونم...
پاشو بیا صبحونتو بخور،یکم به درسات برس.
من دارم میرم مطب،
ناهارتم سر ظهر گرم کن بخور.
اگه بهتر نشدی عصر حتماً برو دکتر،
مثل بچه ها میمونی،همش من باید بگم این کارو بکن،اون کارو نکن.
خداحافظ
با مردمک چشم، مامان رو بدرقه کردم و وقتی خیالم از رفتنش راحت شد،
دوباره به تخت خواب گرم و نرمم پناه بردم .
🔹بار سوم که چشم باز کردم،
دیگه ظهر رو هم گذشته بود.
دلم میخواست باز بخوابم اما ضعف و گرسنگی امونم نمیداد.
از اتاق بیرون رفتم و به آشپزخونه پناه بردم ...
یخچال رو که باز کردم،
میوه بود و آبمیوه و شیر و...
هرچیز جز غذا🍝
پس منظور مامان غذاهای فریزری بود که هر وعده داغ میکنم و میخورم...
چه دل خوشی داشتم که فکر کردم برای دختر مریضش سوپ پخته😒
اگر منم یکی از بیمارای مطبش بودم،
احتمالاً بیشتر مورد لطف و محبتش واقع میشدم...
بعد از خوردن غذا به اتاقم برگشتم، هنوز نیاز به استراحت داشتم...
چشمم به گوشیم که خورد، تازه یادم افتاد از صبح سراغش نرفتم...!
42 تماس
و 5 پیامک
از سعید... 💕
واااای...من چرا یادم رفته بود یه خبر از خودم به سعید بدم😣
از پیامک هاش معلوم بود نگرانم شده، سریع دستمو روی اسمش نگه داشتم و گزینه ی تماس رو زدم...
-الو ترنم؟؟
معلومه کجایی؟؟
چرا هرچی زنگ میزنم جواب نمیدی؟؟ 😠
-سلام عزیزدلم،
خوبی؟
ببخشید خواب بودم!
-خواب؟؟
تا الان؟؟
-باور کن راست میگم سعید...
دیشب که با اون وضع برگشتم خونه و خسته رو تخت خوابم برد،
پنجره اتاق باز مونده بود،
سرما خوردم 😢
اصلا حال ندارم ...
-جدی میگی؟؟
فدات بشم من.
الان میام پیشت...
-سعییییید نه 😰
بابا بفهمه عصبانی میشه.
-از کجا میخواد بفهمه خانومی؟
مگه اینهمه اومدم، کسی فهمید؟😉
-خب نه
ولی...
-ولی نداره که عسلم.
یه ربع دیگه پیشتم خوشگلم
بابای 👋
اعصابم از دست این اخلاق سعید خورد میشد.
هیچ جوره نمیشد از سر بازش کرد...
هرچند دوستش داشتم اما فقط اجازه داشتیم مواقعی که خود مامان یا بابا بودن،
تو خونه باهم باشیم،
اما سعید به این راضی نبود و هروقت که دلش میخواست پیداش میشد...
شاید توی دنیا هیچ کس مثل من و سعید اینقدر عاشق نبود...
طاقت حتی یه لحظه ناراحتی همدیگرو نداشتیم...💕
هیچکس حق نداشت به نازدونه ی سعید کوچکترین بی احترامی کنه...
حتی پسرای دانشگاه هم میدونستن که حق نزدیک شدن به منو ندارن🚫
دیدن صورت بی روح و رنگ پریدم تو آینه خودم رو هم ترسوند...
چه برسه به سعید...
پس تا نیومده بود باید حسابی به خودم میرسیدم😉
سریع دست به کار شدم، کرم و رژلب و خط چشم باریکم کار خودش رو کرد،
در عین بیحالی مثل هرروز خوشگل و به قول سعید "جیگر" شدم...👱😉
در حال عوض کردن لباسم بودم که زنگ در به صدا دراومد.
سریع پله ها رو پایین رفتم و درو باز کردم.
دیدن چهره ی سعید،حتی از پشت آیفون هم حالم رو خوب میکرد.💕
از در که وارد شد با دیدن من سوتی زد....
-اوه اوه،اینو نگاااا
خانوم ما موقع مریضی هم ناز و تکه😍👌
چه جیگری شدی تو...
با گفتن "دیوووونه" خودمو تو بغلش انداختم....
❣هیچ جا به اندازه ی آغوش سعید برام گرم و امن نبود...
-آخه وروجک دیشب چقدر بهت گفتم تو این هوای بارونی و سرد پالتو رو از تنت درنیار؟؟
پالتو رو که در آوردی هیچ،لج کردی شالتم از سرت برداشتی...😒
تو که اینجوری منو اذیت میکنی حقته...
اگه همون دیشب یه دونه میزدم تو گوشت الان حالت خوب بود....
-عههههه...😳
سعییید😒
-کوفت!
-بد☹️
-شوخی میکنم😁
ولی انصافاً یه چک میخوردی بهتر بود یا الان بخوای بری دو سه تا آمپول بخوری؟؟😜
-نخیرشم،آمپول هم نمیخورم.
تو که میدونی من چقدر از آمپول میترسم😰
-ههههه. مسخره ی لوس...😂
-لوس خودتیییییی😝
گاز محکمی از بازوش گرفتم و پله ها رو دو تا یکی بالارفتم و به اتاقم پناه بردم.
👇🔔 این داستان ادامه دارد 🔔👇
📚 نویسنده : محدثه افشاری
⛔ کپی با ذکر نام نویسنده بلامانع است
این رمان بسیار زیباست حتما باید تا آخر بخوانید، تا متوجه بشید😃🌹
༺◍⃟🌈࿐😍❥༅••┅
@Asheghane_Shahadat2
༺◍⃟🌈࿐😍❥༅••┅
🇵🇸«عـاشـقـان شـهادت»🇵🇸
#قسمت_اول_او_را 🌹 سنگینی نور خورشید، مجبورم کرد چشمام رو باز کنم. هنوز سرم درد میکرد. پتو رو تا ب
برای خواندن ادامه رمان عضو شوید👇🏻
این رمان آموزنده و مذهبی است....
༺◍⃟🌈࿐😍❥༅••┅
@Asheghane_Shahadat2
༺◍⃟🌈࿐😍❥༅••┅
پیامبر اکرم(ص) به اصحابشان فرمود:
آیا چیزی به شما بیاموزم که اگر بدان عمل کردید شیطان به فاصله مشرق و مغرب از شما فاصله میگیرد؟
گفتند: بفرمایید.
پیامبر فرمود: روزه، شیطان را سیهرو میکند.
#حدیث
•┈┈┈••❥•🦋•❥••┈┈┈•
@Asheghaneh_Shahadat
•┈┈┈••❥•🦋•❥••┈┈┈•
امام علی(ع) میفرماید: «ماهى سه روز روزه بگیرید که معادل روزه یک عمر است».
#حدیث
•┈••✾•🍂💐🍂💐•✾••┈•
@Asheghaneh_Shahadat
•┈••✾•🍂💐🍂💐•✾••┈•