eitaa logo
اَشک
18 دنبال‌کننده
11 عکس
0 ویدیو
0 فایل
هویّتم‌همه‌ازاوست بنده‌ راچه‌نشانی... غلاٰم‌خانه‌ی‌مولاشناسنامه‌ندارد... . کپی؟حلالت کانال اصلی؛ https://eitaa.com/Mah_Fan
مشاهده در ایتا
دانلود
سیدالشهدا درحالی که. گریه‌ می‌کرد فرمود: قاسم! برادرت عبدالله هست، بلند شو، چشم هات رو باز کن. پس حضرت قاسم چشم هاش رو باز کرد و عبدالله رو در آغوش گرفت و با گریه فرمود: عبدالله! الحمدلله شهید که شدم و جان دادنِ تو رو ندیدم؛ برادر! الان نزدِ پدرم میرم. عبدالله عرض کرد: قاسم! بگو من رو بیشتر دوست داری یا خودت رو؟ حضرت قاسم فرمود: با این حالِ زخمی هم تو رو دوست دارم.
عبدالله فرمود: برادر! من خیلی تشنه ام یا نه؟ قاسم فرمود: بله تشنه ای عبدالله. فرمود: چطورمن رو دوست داری درحالی که من رو اینطور تشنه می گذاری و خودت میری تا از آبِ کوثر سیراب بشی؟! از این حرف، ملائکه به شور اومدن و همراه با امام بسیار گریستن. پس عبدالله فرمود : برادر! من هم به دنبالت میام. رو کرد به سیدالشهدا و عرض کرد: عمو جان! بعد از علی اکبر و قاسم، من نمی‌تونم بمونم؛ مرخصم کن تا جانم رو فدات کنم و زود به اون ها برسم. سیدالشهدا اذن نداد.
عبدالله فرمود: عمو! چطور به قامتِ برادرم قاسم کفن پوشوندی و به کمرش شمشیر بستی؟! پس بر سرِ من هم عمامه بگذار و شمشیر به کمرم ببند. حضرت فرمود: نورِ دیده! اون عمامه و شمشیر برای این بود که خداوندِ عالم برای او شهادت روزی کرده بود و حالا برای شهادتِ تو رخصت نیست. عبدالله فرمود: عمو! عمامه و شمشیر بستن از تو و از خدا شهادت گرفتن بامن.
پس امام بسیار گریه کرد و عمامه ی برادرش امام حسن رو بر سرِ عبدالله گذاشت و شمشیری به کمرش بست. پس عبدالله پیشِ مادرش و حضرت زینب صلوات الله علیهما رفت و هر دو جلوی عبدالله رو گرفتن که مبادا به میدان بره، پس عبدالله که این حالت رو دید، سرش رو روی زمینِ کربلا گذاشت و با سوز دل گریه کرد و عرض کرد: خدایا! معلومه که تو عموم حسین رو از همه بیشتر دوست داری؛ خدایا! به حق عموم حسین به من فیضِ شهادت عنایت کن، و طوری شهید بشم که تشنه و زخمی رویِ زمینِ خشک جان دادن رو بیینم.
چه شَهزاده هایی داشت امام حسن:)))
رَواست که امشب تو روضه بمیریم اما امان از این قساوتِ قلب..
؛
بسم‌الله
بیشترین چیزی که در شیرِ مادر موثره، آب و مایعاته یعنی اگه این ها به مادر نرسه، به مرور شیر هم در کار نخواهد بود. از طرفی هم همون آبِ ذخیره شده در بدن هم در نتیجه یِ تَعَرُقِ بدن و اشک و گریه و زاری، کمتر هم میشه. واسه همین به زنی که شیر میده، میگن کارِ سنگین نکن که عرق نکنه و گریه نکن که اشک آبِ ذخیره یِ بدن رو کاهش نده.
شرایطی که حضرت رباب سلام الله علیها باهاش مواجه بود هر دویِ این ها بود! هم هوا گرم بود و تَعَرُّقِ بدن بالا و هم با شهادتِ هر یک از عزیزان دچارِ غم و اندوه بودند...
خیمه ها هم جنسش از پشم بود و هوایِ گرم و سوزانِ کربلا، تَعریق و از دست دادنِ آبِ بدن رو تشدید کرده بود و چون سیدالشهدا در ساعاتِ آخر هم امر به پوشش چادر کردن دیگه حرارتِ هوا در نهایتِ خودش و اَعلی درجه بود.