پس شبونه با گروهی از لشگر و خانوادش به جبهه ی اموی فرار کرد و سپاهش رو بدون سردار باقی گذاشت.
*این عبیدالله برادر عبدالله بن عباسِ معروف بود که متاسفانه مثل برادرش عاقبت بخیر نشد
البته خود عبدالله هم تزلزل هایی داشت. بعد ها ماجراشو میگم.
طرح دیگه ای که معاویه در همین ایام بکار گرفت، این بود که فرستاده هایی پنهانی پیش عمرو بن حریت و اشعث بن قیس و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی فرستاد. اینا از سران قبایل و مردان با نفوذ اما بی شخصیت و اصالتِ کوفه بودن که نسبت به اهل بیت فرت داشتن.
فرستاده ی معاویه پیامش رو به هر يک از اینا اینطورگفت:
"اگر تو حسن بن علی را به قتل برسانی، صدهزار در هم پول نقد، وفرماندهی
یکی از لشگرهای شام و حکمراني يك شهر ويك تن از دخترانم را به پاداش خواهی
گرفت !!"
پس امام در زیر لباساش زرهی می پوشید تا از خطر حمله های ناگهانی این ناجوانمردا در امان بمونه.
حضرت حتی در حال نماز هم با همون وضع حاضر میشد. احتیاط امام بجا بود چون یکی از همینا هنگام نماز حضرت رو با تیری مورد حمله قرار داد.
یعقوبی می نویسه که معاویه گروهی پنهانی به میان لشگر امام فرستاد که در میان صفوف لشگرِ اون حضرت این فکر رو پخش کنن که قیس بن سعد هم که بعد از عبیدالله فرماندهی سپاه رو به عهده گرفته بود با معاویه پیمان صلح بسته و خودش رو
به اون فروخته.