یعقوبی می نویسه که معاویه گروهی پنهانی به میان لشگر امام فرستاد که در میان صفوف لشگرِ اون حضرت این فکر رو پخش کنن که قیس بن سعد هم که بعد از عبیدالله فرماندهی سپاه رو به عهده گرفته بود با معاویه پیمان صلح بسته و خودش رو
به اون فروخته.
حیله ی دیگه ی معاویه این بود که گروهی فرستاده ی رسمی به سوی امام فرستاد
که عبارت بودن از : مغيرة بن شعبه عبد الله بن عامر و عبد الرحمن بن الحكم.
بعد از اونجا خارج شدن، در حالی که صورت شاد و خرسندی به خودشون گرفته بودن و با هم و طوری که همه بشنون می گفتن:
"خداوند به دست پسر پیغمبر، خون مردم را حفظ کرد ، وفتنه و آشوب را فرو نشانید، و صلح را برقرار ساخت."
این حرفا که به گوش افراد لشکر رسید ، اونا رو به اضطراب انداخت، به خصوص اینکه افراد زیادی از لشگر امام رو خوارج تشکیل می دادن.
کسایی که فقط به جنگ فکر میکردن و امام رو فقط به خاطر اینکه به جنگ با معاویه می رفت، همراهی می کردن.
اینا اصلا اصالت و قداستی برای حضرت نمی شناختن و رهبریِ امام حسن رو بدون چون و چرا نمی دونستن.
افراد لشگر مث اینکه هیچ تردیدی تو حرفای افرادی مث مغیره که علاوه بر پلیدی و سابقه ی سیاه، نماینده ی مردی مث معاویه بود نکردن.