دختری داشت، یا بهتره بگم شاهدختی داشت به نامِ رقیه. نامِ مادرش اُم اسحاق بود که سرِ زا از دنیا رفت.
یک اشتباهِ تاریخی که رخ داده اینه که در منابعِ مختلف چون اسامیِ مختلف از او نام برده شده، برخی یک برداشتِ سطحی کردن و گفتن پس چنین کسی در تاریخ وجود نداره و اباعبدالله دختری به نامِ رقیه نداره...
در برخی منابع از او به نامِ زُبَیده، هم وزنِ رُقَیّه یاد شده. برخی از او به نامِ فاطمه یِ صَغیره یاد کردن. برخی از او به نامِ زینب یاد کردن و برخی هم خودِ رقیه رو نام بردن.
در لُبابُ الاَنساب وَ الاَلقابِ وَ الاِعقابِ زیدِ بیهقی و از نسب شناسانِ مشهورِ تاریخ اسلامه، او در همین کتاب آورده در نَسَبِ سیدالشهدا، بَناتُ الحسین رو نام برده که یکیش به نامِ رقیه ست.
مرحوم سید بن طاووس صاحبِ مقتلِ معتبرِ لُهوف هست، در همین لهوف نامِ رقیه رو می نویسه و قید میکنه که سیدالشهدا در وقتِ وداع، دخترش رقیه رو صدا میزنه برایِ وداع.
ابواسحاقِ اسفرایِنی، تاریخ نگارِ شافِعی مذهب در مقتلِ خودش یعنی نورُ العَین فی مَشهَدِ الحُسَین نامِ رقیه رو در زُمره یِ دخترانِ اباعبدالله قید میکنه.
یا مرحوم سَیف بن عُمَیره نَخَعی از یارانِ نزدیکِ امام صادق و امام کاظم که در جایگاهِ رِوایی، بسیار آدمِ معتبریه! چرا؟ چون از راویانِ دعایِ زیارتِ عاشوراست!
او رو اکثرِ بزرگان تایید کردن. او اهلِ شعر بود و در مرثیه یِ سیدالشهدا شعر میخوند و جلویِ امام صادق هم میخوند و در اشعارش دو مرتبه نامِ رقیه رو آورده.
خب اگه وجودِ خاکی و مُلکیِ حضرت رقیه سلام الله علیها دروغ بود که امام صادق جلویِ او رو میگرفت و میگفت دروغه! ولی امام صادق بر این مرثیه گریست...
یا برخی از بد دِلان با نیتِ پَست یا بعضی از محبین با نیتِ خیر، میپرسن که در کنارِ کاخِ یزید، چرا باید خرابه ای باشه! کاخ کجا و خرابه کجا؟
معاویه ی ملعون قصد داشت که قَصرُ الخَضراء یا همون کاخِ سبز رو بسازه.
طبیعتا معاویه به مساحتِ بزرگی از زمین نیاز داشت و زمین هایی رو خریداری کرد.