"آشفته بازار یک کمالگرا"
سلام وایولتی😋 کانالت ایز پرفکتو 🤌🏻 --------------------------------------- وای من تازه این و دیدم شا
اگه شاتوت نیس مرسی عزیزم هرکی هستی😭😭😭😭❤️❤️❤️
هدایت شده از کنجدنجشاتوت~
مطمئنم اگه ۱۹/۵ یا اینا بشم گریه می کنم(نه تنها تووماچم بلکه نات ایناف هم هستم😋) جاست ۲۰
(احتمالا وضعیت جوریه که به دو راضی ام💀)
"آشفته بازار یک کمالگرا"
دروغ گفتم منم👺
شدتتتتت ناز بودنتتتت ببخشید من آی کیوم پایینه😭❤️❤️❤️🛐🛐🛐🛐🛐
هدایت شده از کنجدنجشاتوت~
نانازی از خودتونه بانو😋
کسی رو دیدی جز من از این ایموجی 😋 شاهکار استفاده کنه آخه🤣
"آشفته بازار یک کمالگرا"
نانازی از خودتونه بانو😋 کسی رو دیدی جز من از این ایموجی 😋 شاهکار استفاده کنه آخه🤣
پس این ایموجی شاهکار امضای شما باشه بانو
هدایت شده از کنجدنجشاتوت~
تابستون امسال خیلی آسون نبود
بخشی ازش مفید گذشت؛
بخشی ازش به بطالت؛
بخشی ازش خوش گذرونی؛
بخشی ازش هم غم و ناراحتی.
نمی دونم باید بگم تابستون امسال مثل همه ی تابستون ها بود یا نه.
قطعا فرق می کرد.
از دست دادن زنی که همیشه بچگیم رو باهاش گذروندم و خیلی دوستش داشتم و باهم خوش بودیم خیلی سخت بود. درد بزرگی بود برام توی این تابستون. من از بچگیم با مادربزرگم بودم همه اش . و اینکه اون خاطره ها واقعا به یه خاطره برام تبدیل شدن خیلی برام عجیب و سخته.
بقیه اش هم اگه بگم تو گوشی نبودم دروغ گفتم. اما توی این گوشی بودن نه که خوب بود. اما خب باعث شد درک دیگه ای هم از دوستی داشته باشم. سخته که بگم تابستون خیلی خوبی بود. اما عجیبه که بگم تابستون بدی بود. چیزی بین این دوتا.
مثلا امسال من بهترین تولد عمرم رو داشتم.
تونستم با خانواده ام وقت بگذرونم.
از این دریای کمال گرایی بیرون بیام و دوباره بنویسم.
با صائب شیرازی آشنا شدم.
با آرشیو و کوکبی💘💘💘💘
حتی با وایولت کوچول و چنل کوچولش🤏🏻
اما در کل باحال بود.
حتی این چنل هم بیشترین فعالیتش توی تابستون بود.
همین دیگه
دوستدار شما
شاتوت:)
تا حالا به این فکر کردین که خدا تو قرآن گفته که جهان رو تو 6 روز بنا کرده منظور خدا 6 روز زمینیه زحلیه اورانوسیه و... ؟ واقعا خدا فراتر از درک من انسانه.
این و موقعی که داشتم بیگ بنگ میخوندم بهش فک کردم
چون خدا تو قرآن ذاتا بیگ بنگ رو رد نمیکنه مثلا حتی یجایی گفته که جهان مدام در حال گسترشه پس این خیلی نزدیکه به بیگ بنگ
هدایت شده از کنجدنجشاتوت~
+++++++++++++++++
_دلتنگی چیست؟
+یعنی با دل و جان منتظر دیدار دوباره ی او باشی. یعنی دلت برای تک تک حرکات و جملات او پر بزند و برای دیدن دوباره ی رخسار او هرکاری بکنی. دلتنگی یعنی حتی وقتی که سر بر بالین خود می گذاری، به یاد او باشی و هی با خود بگویی:« دلتنگتم...» آنقدر دلتنگ باشی که کار هر روزت رفتن به مکان هایی باشد که قبلا با او بودی. و در آخر، دلتنگی یعنی خودت را به آب و آتش بزنی تا بتوانی بار دیگر او را ببینی. حال متوجه شدی؟
_بله. چه حس آشنایی.. مرا یاد گفت و گویی می اندازد. یادم است از کسی پرسیدم دلتنگی چیست؟ و در پاسخ به من گفت...