وقتی از کلاس برگشتم، همون لحظه نشستم پای جستوجو…
با خودم گفتم: «اصلاً ادویه پلویی دقیقاً چیه؟» 🤔📱
اما هرچی جلوتر رفتم، بیشتر گیج شدم…
هرچی توی گوگل میدیدم، راضیم نمیکرد 😕
یهجا اینو گفته بود، یهجا اونو…
ولی دلم قرص نمیشد که این ترکیبها واقعاً خوشطعم و سالم باشن 🌿❓
شبها نشستم مقاله خوندم، کتاب ورق زدم 📚✨
درباره ادویهها، طبعشون، کنار هم قرار گرفتنشون…
چندین شب، چندین ساعت، فقط مطالعه و فکر 🤍🧠
من نمیخواستم یه ادویهی کپیشده از گوگل درست کنم 🚫
دلم میخواست چیزی بسازم که
✔️ علمی باشه
✔️ خوشطعم باشه
✔️ سالم باشه
✔️ و مهمتر از همه… مالِ خودم باشه 💛✨
.
دلم یه ادویهی تخصصی میخواست…
یه ترکیب امضادار،
یه کاری که بشه گفت: «این برند منه» 🌶️🔥
و همین وسواسِ دوستداشتنی، منو وارد مرحلهی بعدی کرد…
یادمه چندین شب…
اونقدر نشستم پای گوشی 📱
پای کتابها 📚
پای بخشهایی که دربارهی ادویه بود
که فقط خدا میدونه چقدر غرقش شده بودم 🌿🤍
یه اخلاق قشنگی که دارم اینه که
وقتی وارد کاری میشم،
حتی اگه از اول عاشقش نباشم…
انگار خدا جوری منو ساخته
که همون مسیر، منو عاشق خودش میکنه 💫❤️
برای همین خسته نمیشدم…
ساعت ۱، ۲ نصف شب ⏰🌙
نشسته بودم، آزمونوخطا میکردم
فکر میکردم، مینوشتم، خط میزدم ✍️🧠
با خودم میگفتم:
«باید یه راه درست پیدا کنم…
ولی هنوز به اون نتیجهای که دلم میخواد نرسیدم» 🤍🌱
و با اینکه جواب قطعی نداشتم،
اما یه چیز رو خوب میدونستم…
این مسیر، قراره منو یه جای تازهای برسونه ✨🌶️
📱✨
یادم میاد توی کلاسهای «درآمد از ایتا»
استادمون همیشه یه جمله رو تکرار میکرد:
«اگه دنبال محصولی، برو تو بازار…
با چشمِ باز نگاه کن، با دلِ باز انتخاب کن» 👀🤍
.