eitaa logo
از آشپزخانه تا درآمد مثبت ۱۰ م
1.8هزار دنبال‌کننده
118 عکس
82 ویدیو
0 فایل
از آشپزخانه تا درآمد مثبت ۱۰ میلیون با خانم ناصری
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم یه ادویه‌ی تخصصی می‌خواست… یه ترکیب امضادار، یه کاری که بشه گفت: «این برند منه» 🌶️🔥 و همین وسواسِ دوست‌داشتنی، منو وارد مرحله‌ی بعدی کرد…
یادمه چندین شب… اونقدر نشستم پای گوشی 📱 پای کتاب‌ها 📚 پای بخش‌هایی که درباره‌ی ادویه بود که فقط خدا می‌دونه چقدر غرقش شده بودم 🌿🤍
یه اخلاق قشنگی که دارم اینه که وقتی وارد کاری می‌شم، حتی اگه از اول عاشقش نباشم… انگار خدا جوری منو ساخته که همون مسیر، منو عاشق خودش می‌کنه 💫❤️
برای همین خسته نمی‌شدم… ساعت ۱، ۲ نصف شب ⏰🌙 نشسته بودم، آزمون‌وخطا می‌کردم فکر می‌کردم، می‌نوشتم، خط می‌زدم ✍️🧠
با خودم می‌گفتم: «باید یه راه درست پیدا کنم… ولی هنوز به اون نتیجه‌ای که دلم می‌خواد نرسیدم» 🤍🌱
و با اینکه جواب قطعی نداشتم، اما یه چیز رو خوب می‌دونستم… این مسیر، قراره منو یه جای تازه‌ای برسونه ✨🌶️
📱✨ یادم میاد توی کلاس‌های «درآمد از ایتا» استادمون همیشه یه جمله رو تکرار می‌کرد: «اگه دنبال محصولی، برو تو بازار… با چشمِ باز نگاه کن، با دلِ باز انتخاب کن» 👀🤍 .
می‌گفت: بین وسایل راه برو نگاه کن ببین چی توجهت رو می‌کشه گاهی محصول، خودش آدم رو صدا می‌زنه ✨
👩‍👦❤️ یه روز به پسرم گفتم: «میای با هم بریم بازار بزرگ ؟ نه برای خرید… فقط برای نگاه کردن» از اونجایی که خدا بهم ی پسر داده که هر کاری ازش بخام میگه چشم گفت: «باشه مامان» 🤍 .
🕊️🤲 یادم هست قبل از اینکه اصلاً بخوام برم بازار صبح زود بیدار شدم وضو گرفتم نماز صبحم رو خوندم و دلم آروم نبود…
. نماز صبحم رو خوندم و از خداوند خواستم: «خدایا، امروز نمی‌دونم چه محصولی باید انتخاب کنم به من نشونه بده، راهنمایی کن» هدایتم کن 🌱✨ .
💭📿 یاد دعای بعد از نماز مغرب و عشا افتادم: «خدایا، نمی‌دانم روزی من کجاست… تو آسمونه، تو دریاست، تو این شهره، تو اون شهره منو از سرگردونی نجات بده و روزیم رو به من برسون» 🤍 .