eitaa logo
از آشپزخانه تا درآمد مثبت ۱۰ م
1.8هزار دنبال‌کننده
118 عکس
82 ویدیو
0 فایل
از آشپزخانه تا درآمد مثبت ۱۰ میلیون با خانم ناصری
مشاهده در ایتا
دانلود
. اینم پسر بزرگم که میگم خیلی حرف گوش کنه 👍 تا ۹۹ درصد کاری ازش بخام نه نمیگه الهی خدا همه ی جوون ها رو حفظ کنه .
👩‍👦🛍️ با پسرم آماده شدیم و ساعت هفت صبح راهی بازار شدیم با دل پر از امید و چشم‌های باز به دنبال نشونه‌ها 🌞✨
🌞🛍️ یادم میاد وقتی وارد بازار شدیم… چه شلوغی و چه هیاهویی! هر قدم، هر لحظه، نیاز بود با دقت جلو بریم 👀✨ ---
🥣💛 دلتون نخاد صبحانه‌ تو بازار حلیم خوردیم هنوز مزش زیر زبونمه😋😋 با پسرم نشستیم و خوردیم و گفتیم: «یا علی» و بعد راهی بازار شدیم 🌱
🌟🫙 محصولات زیادی دیدیم پسرم هی پیشنهاد می‌داد: «این رو انتخاب کنیم؟ اون یکی رو انتخاب کنیم؟» اما من با آرامش گفتم: «نه… هنوز همونی که می‌خوام پیدا نکردم» 🤍 .
🧭✨ چون می‌دونستم وقتی همونی که درست و مناسب باشه رو پیدا کنم دلم آرام می‌گیره و اون محصول می‌تونه یه قدم بزرگ منو به جلو ببره 🌿💛
یادمه بعد از کلی خستگی و گشت‌وگذار توی بازار به پسرم گفتم: «بیا بریم چند تا ظرف بخریم… واسه ادویه‌هایی که بابات از جنوب میاره» 🌶️🌿 ---
اون روز بعد از نماز از ته دلم دعا کردم نه با عجله نه از سر عادت از سر ناتوانی… از سر توکل… 🧭✨ به خدا گفتم: «من نمی‌دونم کجا باید برم اما تو می‌دونی من قدم برمی‌دارم تو جهت رو نشونم بده»
یه تصمیم ساده بود، ولی همون لحظه نمی‌دونستم قراره همین ظرف‌ها شروع یه مسیر تازه باشن 🤍🌱
🤍🌿 من عمیقاً باور دارم وقتی باور آدم درسته و دلش به خدا وصله خدا نشونه‌ها رو سر راهش می‌ذاره آروم… دقیق… درست همون‌جا که باید 🌶️✨ .
❤️🕊️ اون روز بازار فقط بازار نبود مسیر هدایت بود جواب یک دعا بود و شروع یک داستان تازه…
🛍️👀 وقتی ظرف‌ها رو خریدم و از خیابون رد شدم جلوی یه فروشگاه بزرگ پر از ادویه ایستادم… و نفسم بند اومد! 😍✨