eitaa logo
شرح حال آسیب دیدگان عرفان حلقه
886 دنبال‌کننده
196 عکس
51 ویدیو
12 فایل
پایگاه تخصصی مقابله با عرفان های کاذب و دشمن شناسی ارتباط با ادمین: فاطمه میرزاییان، پژوهشگر عرفان های کاذب مسئول شبکه کشوری خواهران مجمع فرق و ادیان خاتم الاوصیاء، مدرس حوزه،مشاور،عضو جمعیت بانوان فرهیخته،عضو مجمع مبلغات تهران @f_Mirzaeeyan
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎯شرح حال آسیب دیدگان فرقه ی حلقه 🔴 آسیب دیده شماره (۲۵) ♦️خانم مریم -پ فقط اتصال به حلقه فرادرمانی، بدون شرکت در کلاس من در دوره های کلاسهای عرفان حلقه شرکت نداشتم وبا توجه به حضور یکی از نزدیکانم در این کلاسها برای یک بیماری جسمی، از ایشان فرادرمانی می گرفتم. در همان دوره های اول بهشون گفته بودند می توانند فرادرمانی را روی افراد انجام دهند. من هم با تصور اینکه این روش یک نوع انرژی درمانی است از آن استقبال کردم و این شروعی بود بر ایجاد مشکلات روحی من . اونها می گفتند این موجودات غیر ارگانیک هستند که سبب ایجاد بیماری در بدن انسانها می شوند و باید آنها را با دادن فرادرمانی و تشعشعات دفاعی از خود دور کرد و من ناغافل از اینکه دارم در واقع راه را برای نفوذ شیاطین به خودم باز می کنم. در ابتدا وجود موجوداتی غریب را حس می کردم که با من صحبت می کردند ( به گفته عرفان حلقه ای ها این موجودات در بدن انسانها هستند و ما آنها را رو می آوریم و کم کم آن ها را دور می کنیم درحالیکه عکس آن است) . در عین حال نیز حالات معنوی خوبی (درظاهر) در من ایجاد شده بود و نمازهایم را با تمرکز کامل و بدون حواس پرتی می خواندم و احساس پاکی و نشاط خاصی داشتم، ناغافل از اینکه این دامی بود برای کشاندن و جذب من به این مسیر و راهی برای باز شدن پایم به این کلاسها. کم کم با صحبت هایی که با فرد فرادرمانم می کردم و مطالعاتی که کردم بوجود تناقضاتی بین گفته ای عرفان حلقه و قرآن پی بردم و از آن به بعد دیگر نخواستم ادامه دهم. از آن زمان بود که مشکلاتم پیچیده تر شد. شبها کابوس می دیدم و بارها با فریاد از خواب می پریدم و روزها این موجودات خبیث مدام در گوشم وز وز می کردند و حرفهای بی ربط می زدند و موقع دعا و زمانیکه سر بر سجده داشتم تلاش می کردند تمرکزم را بهم بریزند. برای فرزندم هم ایجاد ناراحتی می کردند بطوریکه گاهی کودکم به هنگام خواب فریاد می کشید و از خواب می پرید. با اینکه هنوز وجود شان را حس می کنم ولی به امید خدا و لطف و عنایت او و با مداومت به خواندن قرآن و مراقبت از اعمالم تا جا ییکه توانستم کم کم رفتاراین موجودات را تحت کنترل در بیاورم و به دریافتهایی برسم که قبلا فاقد آن بودم فاطمه میرزاییان کانال ایتا: https://eitaa.com/asibehalghe کانال تلگرام: https://t.me/joinchat/QnXfxSQopNfRPYqj
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎯شرح حال آسیب دیدگان فرقه ی حلقه 🔴 آسیب دیده شماره(۲۶) ♦️ آقا...از تبریز توضیح: این متن را یکی از هموطنان تبریزی برای ما ارسال کرده است. به گفته خواهر و برادر شخص ذکرشده در متن، ایشان متأسفانه هم‌اکنون در بیمارستان روانی بستری هستند. با سلام آنچه در زیر می خوانید سرگذشت برادرم است که در طول 2 سال شرکت در کلاس‌ها برایش رقم خورد: برادرم با اصرار تعدادی از فک و فامیل که خود در کلاس‌ها شرکت می کردند وارد حلقه شد. اگرچه از نظر تحصیلات آکادمیک چیزی در چنته نداشت ولی انسانی باهوش و علاقه مند به یادگیری بود و متاسفانه روحیه ماجراجویی بالایی که داشت او را بیشتر وسوسه کرد تا وارد کلاسها شود. اوایل چیز غیر عادی وجود نداشت. او صحبتهایی می کرد که نشان می داد حلقه چیز بدی نیست. از قدرت نهفته انسان در حل مشکلات می گفت و اینکه چگونه انسان در زندگی ماشینی و روزمره اش از فطرت انسانی خود دورشده و خود را از مسیر کمال گمراه می کند . از آنجاییکه دوست داشت مرا متقاعد کند که در کلاسها شرکت کنم سعی می کرد چهره ای زیبا به آن ببخشد و از امتیازاتش برایم تعریف می کرد که چگونه چشم بصیرتش باز شده و حتی عادات بد زندگی را براحتی کنار گذاشته و بیماریها و مشکلات جسمی اش را تنها با ارتباط گرفتن مرتفع می کند. او کم کم مدعی شد که می تواند با استعانت از «هوشمندی» انسانها را درمان کند . اما این وضعیت دیری نپایید و او در ملاقاتهای بعدی مدعی شد که نیروی خارق العاده کسب کرده و می تواند کارهایی انجام دهد که انسانهای معمولی از انجام آن عاجزند. او حتی مدعی می شد که می تواند فکر افراد را بخواند و یا از دیده ها پنهان شود (طبق گفته برخی مسترها او با اجنه ارتباط برقرار کرده و از امکاناتی که برای تسخیر او برایش داده اند استقبال کرده است) دوستانش که قبلا با علاقه صحبتهایش را گوش می دادند کم کم او را طرد کردند. چرا که حرفها و کارهایش آنها را نگران و بعضا وحشت زده می کرد . برادرم خود را قدرتمند تصور می کرد و می گفت می تواند چهره واقعی انسان ها را ببیند که به گفته او خیلی ها چهره ای زشت و کریه دارند و در واقع جن هایی به‌ظاهر شبیه آدم هستند. دیگر براحتی می شد تشخیص داد که او آن آدم همیشگی نیست .او سیگار کشیدن را نیز که ترک کرده بود مجددا شروع کرد. از نظر اطرافیان، او آدم مرموز و ترسناکی شده بود؛ چراکه حرف‌های عجیب و غریبی می زد. او از توانایی هایی حرف می زد که نه تنها برای اطرافیان قابل قبول نبود، بلکه بیشتر نگران کننده بود. اگر چه سعی می شد این نگرانی ها پنهان شود و کسی چیزی به رویش نیاورد . اما بطور ناگهانی وضعیت روحی برادرم بهم ریخت. حرفهای نامربوط می زد و کارهای عجیب و نامتعارفی انجام میداد که دیگر نمی شد نادیده گرفت و به روی خود نیاورد در طول کمتر از یک هفته وضعیت روحی اش بحرانی شد و مسترها از وی قطع امید کردندو با این بهانه که او خودسرانه وارد شبکه‌های منفی شده و توسط اجنه تسخیر شده، دیگر نمی توانند به ارتباط بدهند و خیلی راحت خود را کنار کشیده و برادر بیچاره‌ام را بحال خود رها کردند. از آنجا که رفتارهایش غیرقابل پیش بینی شده و هر لحظه امکان انجام اعمال خطرناک می‌رفت و در نهایت با مشاوره چند روانپزشک حاذق چاره‌ای جز بستری نمودنش برایمان نماند. با همکاری نیروی پلیس و عوامل تیمارستان و در میان اشک و اندوه فراوان برادر نازنینم را تحویل تیمارستان دادیم. حتی تصورش هم برایمان سخت بود؛ ولی دیگر خیلی دیر شده بود . "سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست " و متاسفانه برادرم بدجوری در دام این حلقه شوم گرفتار شد. فاطمه میرزاییان کانال ایتا: https://eitaa.com/asibehalghe کانال تلگرام: https://t.me/joinchat/QnXfxSQopNfRPYqj
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎯شرح حال آسیب دیدگان فرقه ی حلقه 🔴 آسیب دیده شماره(۲۷) ♦️ سلام,من چند سال پيش با يه خانم توي اينترنت اشنا شدم ،كه به من در مورد عرفان حلقه توضيح داد.من اصلا نميدونستم چي هست.اون خانم ميگفت من بچم رو از اين طريق شفا گرفتم.وازمن اسم خودم و مامانم رو پرسيدو گفت كه بخوابم وتمركز كنم روي خودم. ولي من دقيقا بعد از اون سال يك ادم ديگه اي شدم.اصلا خودم نبودم.زندگيم از هم پاشيد.كنترل كارهام دست خودم نبود.نميدونستم واسه چي اصلا من اينطوري شدم.تا اينكه چند شب پيش با كانال اديان آشنا شدم.اونجا در مورد عرفان حلقه توضيح داده بودنمن اصلا زياد جديش نگرفتم. من الان حالم خيلي بهتر شده ولي وقتي به گذشتم فكر ميكنم كه چرا اينطوري پرخاشگر گستاخ شده بودم وچرا اصلا هيچكس رو نميديدم وفقط خودم رو ميديم عذاب وجدان ميگيرم من يه شبه ادم عجيبي شدم. كه حتي به مدت يك سال نماز وروزه هام رو كنار گذاشتم.وداشتم اعتقاداتم رو از دست ميدادم.من ديگه زندگيم رو از دست دادمو اين خيلي بده.من انقدر با شوهرم بد شده بودم كه تحمل نداشتم توي خونه ثانيه اي ببينمش. از اینجا شروع شد که من توي يك سايت عضو بودم به اسم ني ني سايت اونجا از طريق خيلي مادرها كمك ميگرفتم واسه بزرگ كردن پسرم.من عضو اون سايت بودم از زماني كه پسرم رو باردار بودم.بعد چشمم به يه كلوپ افتاد كه يه خانم راه انداخته بود وميگفت از اين طريق بچه اش شفا پيدا كردهومن هم خيلي سنم كم بودتازه ١٩ سالم بود كه حامله بودم اونجا از اقايي به اسم طاهري ميگفت.وخيلي ازشون تعريف ميكردچون دقيقا بعد از اينكه اون من رو اتصال داد به حلقه من ديگه حتي به اون سايتم نرفتم،يه شماره هم يادمه از خودش بهم داده بود كه من هر چند وقت يك بار باهاش تماس ميگرفتم وقتي ديدم كه ميگه بچش خوب شده،منم دردهاي شديد استخواني داشتم،گفتم شايد منم بتونم خوب شممن مدام به شوهرم شك ميكردم مثل ديونه ها شده بودم،اصلا حالت هاي درستي نداشتم .به شدت ميترسيدم احساس ميكردم هميشه كسي توي خونم هست من حتي ديگه به بچه ام هم رحم نميكردم من كه يك لحظه بدون بچه ام ميمردم،واسش غذا درست نميكردم طفلي كوچولوي من با اون دستهاي كوچولوش خودش ميرفت قابلمه رو از روي گاز برميداشت وبا دست غذا ميخورد ومنم نگاهش ميكردم واصلا واسم مهم نبود.الان كه دارم به رفتاراي گذشتم فكر ميكنم از خودم خجالت ميكشم ولي الان خيلي حالم خوب شده واين خوب شدن رو مديون نماز وقران هايي كه خوندم هستم.ولي از دوري شوهر وفرزندم دچار افسردگي شديد شدم.به حدي كه الان نزديك ٣ ماهه از خونه بيرون نرفتم. من شوهرم رو دوست داشتم عاشقش بودم،بدون اون حتي يك ثانيه نميتونستم نفس بكشم.نميدونم چيم شده بود من مدام دستاش رو با ناخنم خراش ميدادم اذيتش ميكردم. ولي باور كنيد اصلا حالاتم دست خودم نبود.من يه دختر اروم ودرس خون بودماصلا كاري به كسي نداشتم به يه شبح تبديل شده بودم به بدترين ادم بعد روز به روز اخلاقم با شوهرم بدتر شد.كه كار به جايي رسيد كه خودم بهش پيشنهاد جدايي ميدادم ،من اصلا بچم رو نميديدم،الان هم دچار تيك هايي هستم كه از همون سال بامنه مدام دست چپم رو تكون ميدم و با دهانم يه صدا در ميارم. كه وقتي جايي هستم همه فكر ميكنن من دارم با كسي حرف ميزنم. يك بار دست به خودكشي زدم وچند بسته قرص خورده بودممن دوست داشتم مدام توي پارتي با دوستام برم وبه شوهرم هم چيزي نگم.يك با هم با مامانم رفتم پيش يه خانم استخاره قران بگيرم خانمه ميگفت موكل داره.اخه يه چيزايي از روي قران ميگفت كه ادم تعجب ميكرد.به منم گفت تو يه جن بد شكل باهاته كه من ميتونم ببينمش،من خيلي ترسيدم. وقتي شوهرم رو نميديدم دلم واسش وحشتناك تنگ ميشد،ولي وقتي ميومد پيشم به حدي ازش متنفر ميشدم كه دوست داشتم بميره وهيچ وقت خونه نياد. الان هر شب نماز شب ميخونم واز خدا ميخوام كمكم كنه،ولي من هر چند وقت يك بار يه هاله هايي توي خونمون ميبينم احساس ميكنم يكي از جلوم رد ميشه.تجربه خودم برای شما گفتم خوشحال ميشم ديگران بخونن ودرس بگيرن و مثل من بچگي نكنن. فاطمه میرزاییان کانال ایتا: https://eitaa.com/asibehalghe کانال تلگرام: https://t.me/joinchat/QnXfxSQopNfRPYqj
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎯شرح حال آسیب دیدگان فرقه ی حلقه 🔴 آسیب دیده شماره (۲۸) ♦️خانم مشاور من مشاور هستم و روانشناس, یه روز مراجع کننده ای آمد مطب که مشکل ocd یا وسواس فکری عملی داشت, من طبق معمول راه کار و تکنیک میدادم, اما هر انچه مطرح میکردم این اقا میگفت خانم دکتر ما تو فرادرمانی همه این کارا رو انجام میدیم, و هر چی ازش میپرسیدم راجع به فرادرمانی توضیح بده میگفت اجازه ندارم و اگر بخوای باید بیای ببینی, تا اینکه من ترم اول رو رفتم دیدم چیزی نیست, ترم دوم چیزی نبود از تکنیکها از حرفای که میزدم, تا اینکه الان ترم 5 رو گذروندم, و هیچی ندیدم, از ترم 3 م شش بعضی بیماری هام خوب شد اما جاش یه بیماری دیگه گرفتم, ماشینم رو دزدیدند, کارم ورشکسته شدم چون انقدر حمله داشتم, من مهد کودک داشتم, و یهو تعداد بچه هام به 3 تا رسید منی که 33کودک در مهد داشتم, بعد چقدر سایه میدیدم تو مهد کودک, خودم جیغ میزدم وای به حال بچه ها, واینکه الان خونه گرفتم اونم تمام پولم رفت, الان بدنم تاول و زگیل های پوستی زده اصلا دلیلش هم مشخص نیست و اینکه رابطه با همسرم هم اون طوری داغون شد, هر از گاهی یه پیام میده خوشحال میشم میدوم به سمتش یهو میره عقب دوباره بلا تکلیف شدم, همه چی به کنار واقعا همسرم رو میخوام, همین فاطمه میرزاییان کانال ایتا: https://eitaa.com/asibehalghe کانال تلگرام: https://t.me/joinchat/QnXfxSQopNfRPYqj
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎯شرح حال آسیب دیدگان فرقه ی حلقه 🔴 آسیب دیده شماره (۲۹) ♦️دانش آموز آذربایجانی پیام یک معلم از آذربایجان شرقی در خصوص شاگرد13ساله اش که گرفتار اتصالات شیطانی عرفان حلقه شد. بنده معلم مقطع راهنمائی هستم و تا حدودی با عرفان حلقه و آموزه های این عرفان ضد خدا آشنایی دارم.و ماجرایی که قصد بیان آن را دارم مربوط به یکی از شاگردانم می باشد که به لطف خدا تونستیم به کمک اساتید بزرگوار وی را از شر اجانین که در حلقه دچارش شده بود نجات بدهیم.شرح ماوقع: یکی از دانش آموزان من به علت درد گردن به پزشک مراجعه می کند.و چون درمان پزشک در شهرستان اثر بخش نبوده ،مادر این دانش آموز وی را به تبریز و پیش پزشکی دیگر می برد .دکتر جعفر گ پزشک معالج وی در تبریز وی را ارتباط می دهد سپس به خانواده وی می گوید که ارواح سرگردان وی را تسخیر کرده اند.البته در اثر همان ارتباط اول ،ایشان دچار توهماتی هم میشوند.سپس این پزشک او را به مستر دیگری معرفی می کند.مستر دوم صحت همان تشخیص پزشک را تایید می کند.و از وی سه زمان می خواهد برای اعلام ارتباط. در راه بازگشت دختر خانم دچار هیجانات عجیبی شده و شروع به صحبت به زبان انگلیسی با مادر خودش می کند و خودش را یک دکتر آمریکایی معرفی می کند.کمی بعد به زبان ارمنی صحبت می کند و موقع رسیدن به خانه هم به زبان ترکیه ای صحبت می کند.در حالیکه این دانش آموز 13 ساله هیچ سابقه ای از هیچ کدام از این زبانها را ندارد.سپس این دانش آموز هر روز که می گذشته و تعداد ارتباط ها زیادتر میشد ،مطابق گفته های مادرش واظهارات گاه وبیگاه طفل بد حالتر میشده،تا حدی که گاهی بیهوش میشده،وموجوداتی راکه به اوفرمان میدادندمیدیده ..حتی مشاهده رفت وامدشان را ازدیواروتعدادبسیار زیادشان ..ودستورات وفرامین غیراخلاقی تاحد دستور به خودکشی ووحشت ازانها..ونهایتاحلول ان موجودات را بدرونش وانجام حرکات وگفتارهای غیر متعارف که بااراده ان موجودات وبدست این طفل معصوم انجام میشده تاکتک زدن وفحش های رکیک به مادر دادن به مادرو..........که یاداوریش جان هرانسانی را بدرد میاوردولاعلاجی وسرگردانی خانواده که به یکباره چه اتفاقی برای فرزندشان افتاده... وقتی مادر این دانش آموز در مدرسه ماجرا رو تعریف کرد بنده متوجه وخامت قضیه شدم و سعی کردم مادر را با مشکلات عرفان حلقه آشنا کنم.بالاخره تصمیم به ترک ارتباطات کردند.اما حال دختر خیلی بد بود طوری که روانپزشکان با تشخیص جنون واسکیزوفرنی تصمیم به بستری کردن وی داشتند. بنده با هماهنگی و کمک گرفتن از آقای س.ا ،تونستیم این دانش آموز را از آزار و اذیت اجنه رها کنیم.البته چیزهایی که وی در این مدت مشاهده کرده هنوز هم اثر خود را در روحیه وی حفظ کرده است. فاطمه میرزاییان کانال ایتا: https://eitaa.com/asibehalghe کانال تلگرام: https://t.me/joinchat/QnXfxSQopNfRPYqj
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎯شرح حال آسیب دیدگان فرقه ی حلقه 🔴آسیب دیده شماره (۳۰) ♦️سلام خدمت دوستان عزیزم ميخواستم یه تجربه بد از یکی از اعضای حلقه به دوستان عزیزم بدم خواهر بنده چند سال پیش به نام کلاس عرفان وتفسیر قرآن وارد یکی ازاین کلاسهای به اصطلاح عرفان شد دائم درحال اتصال بود حتی حرم امام رضا هم که مشرف شدیم دایم اتصال ميگرفت. البته به من هم پیشنهاد میداد ولی من از این حرفش خندم ميگرفت به من ميگفت وقتی سردرد داری این کارو انجام بده خوب میشی ولی من چون هیچ دلیل عقلی تو این کار نمیدید م هيچوقت این اتصالات رو تجربه نکردم. مدتها میرفت ومن چون شنیده هام رو از این مکتب کنار هم میذاشتم فهمیدم که مسیر این مکتب با اسلام هم راه نیست بالاخره با اصرار من به این کلاس نرفت وقتی ارتباطش رو قطع کرد کم کم ناراحتیهایی درونش پیدا شد صداهای عجیبی در گوشش ظاهر شد ودچار نفخ شدید وناراحتیهای گوارشی شد الان یک ساله هرچقدر به پزشک مراجعه میکنه تمام آزمایشاتش سالمه ومشکل بالینی نداره بامسترش هم که درمیان گذاشت به اون گفت باید بیای اتصال بگیری اینها برون ریزیه باید بیای تا خوب شی ولی ما مانع رفتنش شدیم. خلاصه اعصابش به هم ریخته از این صداهایی که دائم توگوشش ایجاد شده از دست هیچ پزشکی هم کاری بر نمیاد متاسفانه. از همه شما عزیزان التماس دعای خیر دارم برای تمام بیمارها بخصوص آسبب دیدگان از این مکتب کذایی. فاطمه میرزاییان کانال ایتا: https://eitaa.com/asibehalghe کانال تلگرام: https://t.me/joinchat/QnXfxSQopNfRPYqj