7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣مسئله حجاب تحمیل دشمن است
🔸مسئله حجاب به جامعه تحمیل شد و از یک بحث اجتماعی به یک چالش ملی تبدیل میشود…
👤دکتر حمیدرضا شببویی
محقق و استاد حوزه و دانشگاه
🎓 مؤسسهٔ فرهنگی رسانهای استاد فرجنژاد
✨کانال اَصیـــــلا
🇮🇷@asilla
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️یک سوال مهم؟
🔺برچسبزنی منافقین و وطنفروشان خائن و دنبالهروهاشون برای از راه به در کردن دوستداران نظام و انقلاب و کشور و خارج کردن اونها از صحنه
همه در صحنهایم✊
✨کانال اَصیـــــلا
🇮🇷@asilla
ایران یعنی ایستادگی برابر زورگوها✊️
💬 میدل ایست آی نوشت:
🔺️این مردم در برابر اشغالگری یا تکبر تسلیم نمیشن، بلکه در عوض، عزت جمعی خودشون رو آشکار میکنن. این قدرتیه که قابل اندازهگیری نیست.
🔺️ترامپ با خروج از توافقات و شروع درگیری، باد کاشته بود و اکنون با بحران انرژی جهانی، شکست استراتژیک در تنگه هرمز و بیثباتی داخلی در آمریکا، در حال درو کردن طوفانِ ناشی از اون سیاستهاست.
🔺️ایستادگی ایران، جرقهای برای بیداری احساسات ضداستکباری در کل منطقه شده. تکبر دولت ترامپ باعث شده تا ملتهای منطقه، ایران رو نه به عنوان یه تهدید، بلکه به عنوان نماد ایستادگی در برابر «قلدری جهانی» ببینن.
کانال اخبار انفجاری
✨کانال اَصیـــــلا
🇮🇷@asilla
گردنبند مینا، پشت درختهای زیتون دانشگاه
✍️ نویسنده : فاطمه حاجیعبدالرحمانی
📷 عکاس : فرزانه نجفی
منتظر رسیدن روز رنگی بودم. بهار هر سال دانشجوها به جای لباس مشکی و جین، خوشرنگترین و شادترین لباسشان را میپوشیدند. دانشگاه پالتی میشد که قطرههای رنگ رویش حرکت میکردند. دم در دانشکده شلوغ میکردیم تا نزدیک استاد بایستیم و ردیف اول. همکلاسی عکاسمان لب پنجره طبقه سوم، مینشست، پاهایش را آویزان میکرد و شاتر میزد. بعدش دور استاد گرد میگرفتیم و خاطرههایش را تعریف میکرد. قطرههای رنگپخش میشدند سمت سلف و مسجد و کتابخانه مرکزی. این رسم هر بهار صنعتی بود.
امسال منتظر چیز دیگری بودم؛ جنگندههایی که به رسم وقت سحر پیدا میشدند. شیشهها میلرزیدند و بر خلاف رسم هر شب، فکر نکردم مارا هم میزند یا نه. به ساختمان آجری رنگ دانشگاه فکر میکردم که سنگرشکنهای نحس رویش خیمه زدند. به پالت خاکستریای که اثری از نقطههای رنگی نداشت.
حالا در سکوت خیابانی که همیشه پر از صدا بود، پشت نوار زرد ایستادم. رنگ خاکستری از همینجا شروع میشد. سوالی در سرم رژه میرفت که رامبد خانلری کاشتش.
از دوستی نقل میکرد : بعد از فوت مادر، خواهرم خیلی بیتابی میکرد. خاله گردنبند نقره مینای مادر را بهش داد. از آنروز مادر خواهرم انگار توی آن گردنبند زندگی میکرد. شمایل دخترک قاجاری رویش لبپر شده بود. گفته بودند استاد میناکاری در بازار اصفهان، میتواند دختر قاجاری را شبیه روز اولش بکند. از تهران راه افتادم سمت اصفهان.
ادامه در پست بعد👇👇👇