ادامه پست قبل 👆👆👆
گردنبند را نشان استاد دادم. نگاهی کرد و پرسید:《 خب این چشهس؟ چیکارش کونم؟》مطمئن بودم آسیبش را دیده. در استادی و هنرمندیاش شک نداشتم. انگار میخواست از زبان خودم بشنود و از چشمهای من ببیند. گفتم:《گوشهاش لبپر شده.》سر تکان داد جوریکه انگار بهتر از من میداند و جواب داد:《همه قشنگی این گردنبند به همین آسیبیهس که دیده. من اِگه همه هنرمم بذارم، بازم نیمیتونم چیزی به این قشنگی بسازم برادون.》
فهمیدن حرف استاد میناکار سخت بود. چطور ممکن است راضی به آسیب چیزی نباشی ولی آسیب برایت ارزشمندترش کند؟ چطور ممکن است آسیب، گوشهای از دنیایت را به هم بریزد ولی عزیزترش کند؟
روزنهای برای فهمش پیدا نمیکردم. بستری میخواست که عمیقترین شادی در کنار عمیقترین غم زیست کند؛ مثلا جایی وسط جنگ. آنطرف نوار زردرنگ.
شیشهها کف کفش ورزشیام فرو میرفتند و غبارهایش گلویم را خشک میکرد. روزیکه برای ثبتنام آمدم، با ذوق پیکسل سردر دانشگاه را به کوله زدم. فکر نمیکردم هشتسال در دانشکدههایش زندگی کنم و زودتر از گلهای باغچهمان، درآمدن زیتونها و توتهایش را بفهمم. آن پیکسل برایم حکمگردنبند نقره میناکاری را داشت که جنگ شمایلش را لبپر کرده بود. جایی پشت درختهای زیتون و سرو را، پیش چشمهای کوه سید محمد. کوه سید محمد وسط دانشگاه بود. هر بار نگاهش میکردم، امنیتی در بندبند وجودم پخش میشد. انگار نگهبان دانشگاه بود. حالا پیش چشمهای نگهبان، مامور حراست به درختها اشاره میکرد و داد میزد:《پناه بگیرید، پناه بگیرید.
قلبم به سینه میکوفت. آماده صدای انفجار بودم. منطقه قرمز بود. این را از تکههای فلزی پرت شده در خیابانهای اطراف، میشد فهمید. اگر کسی در مسیرش میایستاد، الان در سردخانه بیمارستان بود. جنگنده پایین آمد. منتظر بودم بار دیگر شمایل دانشگاه لبپر شود. از بالای سر ساختمان رد شد و رفت. طولی نکشید دوباره نشستم روی آوارها. دستم را پشت گردن گذاشتم و آقای مامور گفت دهانم را باز بگذارم تا موج رد شود.
باد شیشه آویزان پنجره را مثل پاندول ساعت تکان میداد. کنارم افتاد پایین و خرد شد. تکههای پرده نازک و پیر دانشکده را از پیادهرو جمع کردم. کامپیوترها روی سرامیکهای دفتر چپه شده بودند؛ شبیه مادربزرگ و پدربزرگ از پا افتاده. کسی چه میدانست چه یلی بودند در جوانی، قبل از اینکه یکشبه پیر شوند. حافظهشان خاطرات پایاننامههایی را داشت که لحظه آخر دفاع شدند و نمرههای پایانترم که لحظهآخری میگذاشتند. شاهد چشمهای قرمز استادها از پشت شیشه عینک بودند؛ شاهد دانشجوی کروناگرفته سر کلاس مجازی و فحشهای جدید پسرهای خوابگاهی. در آن لحظه دلم میخواست لپتاپ نسل جدیدم را کنار بگذارم، دکمه پاور کیس مچاله شده را بزنم و پایش بنشینم. دلم میخواست دادههای آزمایشم را به جای اکسل آخرین نسخه، روی جزوههای خاکی لای آوارها و کنار جوهر آبی فرمولها بنویسم. از ستونهای مانده تا صندلیهای وارونهشده، روح و تاریخی پیدا کرده بودند. انگار ما باهم گذشتهای طولانی داشتیم. آسیبی که قلبم را فشار میداد، گره دستمان را محکمتر میکرد.
من تنها نبودم. کارمند یونیفرمدار هم جور دیگری به ساختمانها و پرچم و قله سید محمد نگاه میکرد. دستش را به گردنش بسته بود. گچ ساعدش یادگار انفجار بود. با خنده می گفت:《دستم که هیچ، جونم فدای این پرچم.》
به گمانم اگر پیکسلم، گردنبند نقره مینا بود و سردر دانشگاه، شمایل دختر قاجاری، استاد میناکار میگفت:《من اِگه همه هنرمم بذارم، بازم نیمیتونم چیزی به این قشنگی بسازم برادون.》
پ.ن: این کلمهها را برای دانشگاهم، صنعتی اصفهان، نوشتم. جایی توی پروتکلهای بینالمللی نوشته درجنگ دانشگاه نباید هدف باشد. ششم و نهم فروردین ۴۰۵ بمبهای سنگین آمریکا و اسرائیل ریخت وسط دانشگاه. به گمانم جوهرهایشان خوب نبود. در جنگ رمضان سازمان ملل نه پروتکلی داشت و نه محکوم کردنی.
✍️ نویسنده: فاطمه حاجیعبدالرحمانی
📷 عکاس: فرزانه نجفی
مَعنا (مجمع عکاسان نسل انقلاب اسلامی)
@maenaphoto
مکتب روایت
@maktab_revayat
✨کانال اَصیـــــلا
🇮🇷@asilla
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️دیگه حل شدنی نیست!!!
اما این نکته کلیدی میتونه ورق رو به نفع ما برگردونه...👌
✅ محتوای کامل منطق مبارزه با نقشهی استعماری در حوزه زن را در کتاب #ناگفتههای_صورتی [اینجا] مطالعه کنید
🔻 همچنین جهت دریافت مقالات معتبر به سایت ناگفتههای صورتی مراجعه فرمایید
💠 اندیشکده راهبردی سعداء
✨کانال اَصیـــــلا
🇮🇷@asilla
🌱کارهای خدا را امضا کن...
اگر امضا نکنی، غصهها را خوردهای و همه از کیسهات رفته است. اگر دانستیم خدا خیر ما را میخواهد غصه نمیخوریم. کارهایی که او میکند همه برای ما خوب است. پس با اختیار خود آن را امضا کن.
_مرحوم دولابی
✨کانال اَصیـــــلا
🇮🇷@asilla
❌خانمها مقدم اند!
قسمت جالب تیراندازی دیشب امریکا خانمها بودن که هیچکسی آدم حسابشون نکرد، نه شوهرها و نه محافظ و امنیتیها، دقیقا برعکسِ ایران.
ترامپ رو که تنهایی بردن و ملانیا رفت زیر میز قایم شد
ونس که زنش رو یادش رفت، زن بیچاره با تعجب و ترس رفت زیر میز.
اون خانم کنار ترامپ هم نهایتا چهاردست و پا تنهایی فرار کرد.
✨کانال اَصیـــــلا
🇮🇷@asilla
آزمایش موشک مرگبار روی دختران ایرانی!
مکس بلومنتال روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی آمريکايی:
🔹جیم تایکلت، مدیرعامل لاکهید مارتین، به سرمایهگذاران میگوید جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و حملات در سراسر منطقه یک «فرصت طلایی» است.
🔸لاکهید در ۲۸ فوریه موشک جدید خود با قابلیت حمله دقیق را در یک بازی والیبال دخترانه در لامرد، ایران آزمایش کرد که منجر به کشته و زخمی شدن دهها نفر شد.
✨کانال اَصیـــــلا
🇮🇷@asilla
🪆 شخصیت محبوبِ بچهها
🇮🇷 از وقتی به جمعیت پیوستهام و پرچم گردانی میکنم، زمانی گذشته که نمیدانم چقدر است. پرچم هر جا که میرود، نگاهم را با خودش میبرد. به بچهها نگاه میکنم و سعی میکنم آنها را به خاطر بسپارم. مثل شماره تلفنهای ضروری.
💔 بعد از حادثه میناب، بودنِ بچههای ایرانی برایم وزن بیشتری دارد. مثل قبل سبک نیست. از کنارشان که میگذرم چیزی شبیه یک خاطره را از آنها با خودم به خانه میبرم.
◽️ استایل یکی از دختربچههای آنطرف خیابان را خیلی دوست دارم. تیشرت لانگ مشکی پوشیده با شلوار لی بگ و کفشهای سفید اسپرت. قبل از آنکه من بروم همانجا بود و پرچم گردانی میکرد. پرچمش بزرگ است. بزرگتر از پرچم من.
احتمالا از آن بچههاست که زیر بار پرچم کوچک نرفته که نکند برایش افت داشته باشد. اینطرف خیابان نزدیک موکب، میزی هست با سه گواش رنگی و یک قلممو که روی آن برای بچهها پرچم میکشند. 🎨
پرچم دو طرف گونه دختر هم، همینجا نقاشی شده. یکدفعه تعادلش به هم میخورد و نزدیک است از روی جدول بیفتد. خودش را نگه میدارد و حواسش هم هست که پرچم از دستش نیفتد. پرچم حتی خاکی هم نمیشود.
ادامه ⬇️⬇️⬇️
🚀 دختری که کنار میز ایستاده، یک دستش را جلو گرفته تا پرچمش را بکشند و با دست دیگرش موشکی صورتی را گرفته که کمی از قد و بالایش بلندتر است. رنگ موشک با رنگ تلِ سرش ست شده. نمیدانم اتفاقی است یا نه. سه رنگ پرچم ایران روی دستهایش مینشیند. کارش که تمام میشود، میرود و جلوی همه میایستد.
موشکش را در هوا پرواز میدهد و زیرلب میگوید: «بوممممممم!» شاید در خیالش موشک صورتی را روی اسراییل فرود میآورد. موشک صورتی اسراییل را شکست میدهد و برمیگردد و مثل کبوتر جلد دوباره روی شانهاش مینشیند.
🪖 نگاهم را از او میگیرم و دوباره میبرم آن طرف خیابان. یک نیروی مسلح روی جدولهای سفید کهنه اعزام شده و با تفنگ اسباببازی توی دستش اهدافی را که بهشان مشکوک است نشانه میرود. موهای بلندش را از پشت، دم اسبی بسته که با وزش باد توی صورتش نباشند. تفنگ را جلوی صورتش میگیرد تا تمرکز کند و بعد، شلیک میکند. یک نفر داشت علیرغم هشدارها به منطقه استحفاظیاش نزدیک میشد! دود تفنگ را مثل فیلمها فوت میکند. 🔫
💣 جنگ، سبک زندگی بچهها را تغییر داده. ایران، روی گونهها، پشت دستها و در نگاهشان نقش بسته. مثل شخصیتهای محبوب والتدیزنی. مثل آنا و السا، دختر کفشدوزکی، کرومی و لبوبو. این روزها ایران، با وجود تمام سادگی و صورتی نبودنش، محبوبترین شخصیت دختربچههای ایران شده است.
✍🏻 فاطمه طهماسبی
کانال کرامت
✨کانال اَصیـــــلا
🇮🇷@asilla
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ در حسرت پابوس تو آوارهترینم...
شاهی و به درگاه شما بنده غلامم
خورشید خراسانی و هستی تو امامم
از دور سلامت کنم و واجب شرعیست
آقا که دهی پاسخ گرمی به سلامم
ده روز کنار حرمت خانه گرفتم
تا بوی غذای تو بیاید به مشامم
گفتند که این سفره فقط جای خواص است
یک لقمه ندادند به من، بنده عوامم
بین من و تو فرق زیاد است رضا جان
تو ضامن آهویی و من ضامن وامم
عطار گذشت از در و دروازۀ هشتم
جا ماندهام از قافله، من تربت جامم
در حسرت پابوس تو آوارهترینم
آقا نظری کن که شود قرعه به نامم
✨کانال اَصیـــــلا
🇮🇷@asilla
🌱 شما هم تشریف بیارین امروز تجمع امام رضاییها
✨کانال اَصیـــــلا
🇮🇷@asilla
🔴 من در کنار یهودیان می ایستم. کی همرام میشه؟
🔹 جواب کاربر: شیطان، مولوخ، بعل
✨کانال اَصیـــــلا
🇮🇷@asilla
هدایت شده از جهت
🚩 🇮🇷بافت انسان و قالب و تراش یک انسان مطلوبِ اسلام چیزى است که با تربیت حاصل میشود. همهى انسانها هم قابل تربیتند. بعضى ممکن است دیرپذیرتر باشند، بعضى زودپذیرتر؛ بعضى تربیت در آنها ماندگارتر باشد، بعضى کم دوامتر؛ امّا همهى انسانها در معرض تغییر و تبدیلى هستند که با تربیت حاصل میشود. امام خامنه ای
📙 دورهمی مطالعاتی تربیت در اسلام🌱
🔺ثبت نام :
https://formafzar.com/form/1muaq
همراه با:
🔹گواهی معتبر
🔹جمع خوانی و بحث و تبادل نظر
🔹 هر هفته یک جلسه کلاس
🔹 مطالعه روزانه فقط ۶ صفحه
👤با راهبریِ استاد 🌹
📅مهلت ثبت نام: ۱۲ اردیبهشت
📲برای کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر در پیامرسان ایتا مراجعه فرمایید:
@rahneshan313
پایگاه اطلاع رسانی l کانال:
https://eitaa.com/jahat_khj
#تمدن_ساز