داشتم رد میشدم
یهو سایه خودمو دیدم
پرت شدم تو اونروزا ..
خستگی و استرس زیاد
رفیقای جدید و خفن
محدثه و رزق و جلسه
شببیداریا و ناراحتیمامانم
قیافه داغون و بازم استرس
و شیرینی زیاد اون روزا:)))
انقدی دلم تنگ شده که
حاضرم هرکاری کنم که برگردم!
برگردم وسط اون روزا ..
بعضی روزا و بعضی جمعا،
هیچ وقت تکرار نمیشن:))
و حسرتش تاآخر میمونه گوشهدلت