اسرا.
امشب غزل ساده ی من ناب ترین شد مهتاب در آغوش تو مهتاب ترین شد؛
مهتاب همان شب که تو خواندی غزلم را
شرمنده شد از نور رخت آب ترین شد؛
قسط مشهد فانوس باز بشه و تو میدونی قرار نیست پرداخت کنی،پس یعنی نمیتونی مشهد بری<<<<<<<<
اون زمانی که جمعه ها تو دل کوه با دوستام بازی میکردم و سیب زمینی آتیشی میخوردم قطعا آدم خوشبخت تری بودم.