eitaa logo
اسرا.
669 دنبال‌کننده
715 عکس
153 ویدیو
2 فایل
مائیم به دنبال حقیقت زیستن، میان روزمرگی‌های ساده. . _پرسه زن بین کاشی‌های فیروزه‌ای اصفهان/همزاد با درخت سپیدار/هم‌خونه‌ی کلمات/خسته/کشته مرده‌ی حضرت شاه نجف/سرباز کوچیک امام. کپی؟ نه عزیزم، از ذهن خودت خلق کن. ما، در بله: ble.ir/join/8PGEbEic8m .
مشاهده در ایتا
دانلود
روضه. منتظر یک آمبولانس از شهدا بودم، اما وقتی کامیون در میدان دیدم نمایان شد خشکم زد. مگر چند نفر بودند که برای حمل پیکرشان کامیون لازم بود؟ جلوی پایم ترمز می‌زند، _چندتاست؟ +چهل و دوتا. سرم بر تنم سنگینی می‌کند، به کمک می‌روم تا زودتر کار تمام شود اما تمام مدت گیج و گُنگم و از گذر زمان هیچ نمی‌فهمم، چگونه می‌شود که همه‌ی این چهل و دو نفر یک‌جا باهم شهید شوند؟ چرا شهید شده‌اند؟ هیچ نمی‌دانم. جرئت پرسیدن هم ندارم چون معلوم بود احوال کسی که پیکرها را آورده هم خیلی خوش نیست. هرجور که هست زمان را می‌گذرانم و صدای محزونش در سرم تکرار می‌شود "چهل و دوتا". کارمان تمام می‌شود، همان که پیکرها را آورده بود را دوباره می‌بینم. لبه‌ی جدول نشسته و سرش را در زانوهایش پنهان کرده است‌. کنارش می‌نشینم. _... +چیشده که شهید شدن؟ _توی تونل‌های هوافضا بودن، دشمن نتونست تونل رو بزنه، ورودی و خروجی و هواکش رو زده بود‌‌. هرکس توی تونل بود بخاطر خفگی تموم کرده بود. صدایش توی سرم تکرار می‌شود، گوش‌هایم سوت می‌کشد. نفسم به سختی بالا می‌آید. صدای گریه‌اش را می‌شنوم. _چندبار بیسیم زدن که بیایم نجاتشون بدیم ولی هرچقدر تلاش کردیم نشد. فکم قفل شده، حتی نمی‌توانم فریاد بکشم تا غمی که بر دوشم گذاشته شده را بیرون کنم. چشمم می‌خورد به اتیکت پرچم ایرانِ آغشته به خون که احتمالا بر شانه‌ی یکی‌شان بسته شده بوده. به صحبت‌هایش ادامه می‌دهد. _آخرین بار که صداشون رو داشتیم، روضه‌ی حضرت زهرا می‌خوندن و سینه می‌زدن... چه بود در روضه که آدمی ترجیح می‌دهد نفس‌های آخر زندگی‌اش را با بازگو کردن آن صرف کند؟ روضه چه چیزی در خودش نهاده بود که پیروان واقعی‌اش، شهید می‌شدند؟ سرّی در روضه هست که من نمی‌دانم و آن چهل و دو نفر می‌دانند که در بی‌نفس‌ترین لحظه‌های زندگی برای آن نفس می‌زنند. یقینا همان لحظه‌ها، زهرا سلام الله علیها در حال تماشای آنها بوده و لبخند می‌زده بر جوانان رشیدش که برایش بر سینه می‌کوبند. بلند می‌شوم، سعی می‌کنم تعادلم را حفظ کنم. نفس‌هایم را آرام آرام بیرون می‌دهم. اتیکت پرچم خونین را از روی زمین برمی‌دارم و نگاهش می‌کنم‌. همان‌طور که به مسیرم ادامه می‌دهم صدای سرم می‌گوید روضه روضه روضه... نویسنده: اسرا. [کپی نکن دوست من، قلم خودت خیلی بهتر می‌نویسه💕.] [تقدیم به ۴۲ دلاورمرد هوافضا که نفس‌هایشان را با دم زدن در روضه به اتمام رساندند.]
اگر سین ایتا چیزیه که الان نشون میده برم بمیرم من‌.
همه دارن در مورد ۱۴۰۴شون میگن. اگر من بخوام صحبتی بکنم باید بگم این سال پربرکت بود ولی غم‌های زیادی روی دوشمون گذاشت. امیدوارم آخرین ۲۹ اسفندی باشه که بدون حضرت صاحب الزمان سر میشه.
این قاب نیازی به یک متن طولانی و سردردآور ندارد. این قاب به یک حاج‌مهدی رسولی نیاز داشت که آمده بود و بعد از خواندن روضه‌ی مقتل، سراغ دست مشت شده‌ی او رفت. فقط حاج‌مهدی بود که می‌توانست در اوج روضه بگوید "یه لحظه رو کن سمت آقا امام رضا" و جمعیت برگردد و حاج‌مهدی دیگر چیزی نگوید. نیاز به گفتن هم نبود و البته، اگر چیزی گفته بود هم میان صدای گریه‌ی سر به فلک کشیده گم شده بود. این قاب فقط به همان جمله‌ی حاج مهدی نیازمند است. نه بیشتر و نه کمتر.
چقدر من با دیدن این پیام خوشحال شدم :). ممنونم از لطفت، امیدوارم این سال، سال خوبی برای "همه" باشه و منجر به ظهور و پیروزی جبهه حق بشه.
عیدتون مبارک، امیدوارم عید اصلی که نابودی اسرائیل و ظهور منجی هست امسال فرا برسه‌.
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حول حالنا الی احسن الحال...
هدایت شده از آلبوم اسرا.
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقاره زن، بخوان! [مربوط به فروردین پارسال.]
نمی‌دونم ولی واقعا تصمیم دارم امسال یکم آدم بهتری بشم. این حدیثی که الان هستم اصلا قابل تحمل نیست.
من هنوز تو کفِ این عکس موندم واقعا.
اسرا جونی سلام. ادیتاتو با چی میزنی انقدر قشنگ میشن؟ گریه* -سلام عزیزم. چیشد که در برابر ادیتای خفن بقیه فکر کردی ادیتای من خوبن؟😭
آقا تو جمع فامیلی نشسته بودیم یهو داییم گفت موج ۷۰ بودیم دیگه؟ بعد یکی گفت نه موج ۷۱، یکی دیگه گفت ۷۲ هم گذشتیم. من سکوت کردم چون هنوز تو موج ۶۶ گیر کرده بودم =).