اسرا.
وصال...
توی همهٔ جاهایی که رفتم و در مسیر پیاده روی
به یاد همهی ممبرای ناز خودم و چنلهای شبهای حوا، هبوط، اسرین، دیباچه، همرازمن، حیراک، من فی الحال، خورشید گردون، فائه، neverland, متنسبز، هزار و یک شب، خانهی انتهای خیابان ۲۴۵، آنچه نگفتم، Why am I me، چای و ایوون، سبزینه، اندرونی اعتماد الدوله.
بچهای گپهای دربار بختسوختگان، توجه توجه توجه، روشنا، ژلوفن.
و در آخر؛
اگر کتابی وجود داشت که بهترینها در اون نوشته شده بود، بهترین حس تعلق میگرفت به دیدن پرچم ایران موقع برگشت در پایانهٔ مرزی مهران.
دو جا در این سفر بغضم تبدیل به اشک شد
۱موقع دیدن گنبد امام حسین وقتی رسیدیم کربلا ۲موقع دیدن پرچم ایران وقتی رسیدیم مرز
https://eitaa.com/etemad390/2903
https://eitaa.com/Panora_31/1759
https://eitaa.com/mfm_118/7724
https://eitaa.com/mahnava_133/38
از همهٔ شما دوستان هم ممنونم
زیاد بودید نمیشد تک تک تشکر کنم😭✨.
به نظر من روز تولد کسی باید بری بزنی تو گوشش و بهش بگی یه سال دیگه هم گذشت، به خودت بیا یه کاری بکن.
ولی خب از تبریکهای همتون ممنونم💕.