اسرین.
پدرم میگفت، زن هر شب تسبیحاتش را با تاول دستش میخواند...
من، خودم عمری خرابه نشین بودم. دریغ کردن خرابه نشینی لطفی ندارد. بگذریم...
من واقعا موندم، چی بزارم، چیکار کنم، نکنه متنم مزخرف شه، ادیتم بد بشه، وای مریض بودم چنل زدم؟
یه سال تحمل کردم بیام حرمت بگم چیکار کردن باهام، ولی نطلیبیدی و باید یه سال دیگه صبر کنم...
بعد بیمارستان فارابی، بیمارستان حکیم و بیمارستان گاندی نوبت به بیمارستان بقایی میرسه، واقعا نمیخواید کاری کنید؟!