آقای امام حسین!
امشب دیگه آخرین شبیِ که با خانوادهات دور هم جمع میشید:)
آخرین شبیِ که علمدار تو سپاه داری.
آخرین شبیِ که حرمت تو آرامشِ.
آخرین شبیِ که زینب با خیال راحتِ.
آخرین شبیِ که زنها و دخترا در امان هستن.
برای آخرین بار موهای رقیه رو شونه میزنی.
برای آخرین بار قد و بالای علی اکبر و تماشا میکنی.
برای آخرین بار یادگارهای برادر تو میبینی.
برای آخرین بار علی اصغر و در آغوش میگیری.
همهٔ اینا فردا ازت گرفته میشه...💔😭🥀
و خودت میمونی و گودال و شمر و خنجر و...
بمیرم برات امام حسین:))))
#شبِعاشورا
#دلنوشت
@asrin_21
درسته که ظهر عاشورا عزاداری میکنن!
ولی شب عاشورا به نظرم خیلی غریب تره...
خیلی راحتتر میتونی گریه کنی.
هوا تاریکِ، کسی نمیبینه...
خجالت نکش از کسی...
به ظهر فردا فکر کن.
به تنها شدن حسین بن علی.
به گودال فکر کن و آروم اشک بریز:)))
#شبِعاشورا
#دلنوشت
@asrin_21
همهٔ این اتفاقاتی که ما تو ده روز براش گریه میکنیم!
توی صبح تا ظهر عاشورا اتفاق میافته:)))
یه صبح تا ظهر و این همه یار؟
این همه مصیبت و بلا؟
داغ علیاکبر و علی اصغر و قاسم و علمدار...
بمیرم برات آقا...💔🥀
چطور تحمل کردی قربونت برم؟!(:🙂
#ظهرِعاشورا
#دلنوشت
@asrin_21
از صبح تا الان همه رو از دست داد؛
اصحاب همه رفتن یکی یکی!
از صبح هرکس که میخواست بره به میدان
میرفت و راهیاش میکرد...
علی اکبر که رفت کمرش شکست:)🥀
ولی دلش گرم بود علمدار داره...
برادر عباس که رفت دیگه کسی رو نداشت
تنها شده بود:)💔
میدونست که خودش مونده و یه کاروان زن و بچه و یه سپاه مرد حرام زاده...
یه نگاه کرد به گودال دید جسم ها همینطور ریخته روی هم...
یه نگاه به خیمهها و بچهها کرد...
میدونست که نوبت خودش رسیده
باید میرفت...
باید میرفت چون مقتل منتظرش بود.
شمر منتظرش بود!
دل کند و برای همیشه رفت:))))
#ظهرِعاشورا
#دلنوشت
@asrin_21
بمیرم برای اون لحظهای که دیگه کسی رو نداشتی ارباب؛💔
ته گودال داد میزنی:/
هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنا؟!
آیا کسی نیست مرا یاری کند؟!🙂
#ظهرِعاشورا
#دلنوشت
@asrin_21
رقیه بی پدر شد دیگه...
زینب بی پناه شد دیگه...
کار حسین تموم شد دیگه:)))
.🥀💔.
@asrin_21