<هوس>
اصلا نمیدانم که فردا را میبینم یا نه برنامه های که برای فردا نوشته ام انجامیده می شوند یا نه نمی دانم در این دنیای فانی زود گذر کسل کننده دین ام را ادا کرده یا نه ولی اگر هیچ چیز را ندانم این را میدانم که در این دنیا زمانی را سپری کرده ام اشتباهاتی فراوان روزگارانی گناه الود و با عذاب وجدان سپری کرده ام پشیمان شدم در جای که پشیمانی معنا خود را از دست داده بود با ادم های جور واجور نشست و برخواست کرده ام شب هایی را که تا صبح بیدار ماندم و صبح های را که تا مقصد شب سپری کرده ام لحظه به لحظه در ذهن کوچک من حک شدند بعضی کمرنگ تر بعضی پررنگ تر
شادی های زود گذر هوسی که گمان کردم عشق است در این همه آشوب شلوغی تنها یک چیز را به خوبی دریافتم شادی ها هیچ وقت انقدر ماندگار نیستتند که رنجها و غم ها ماندگار زهر آلود هستند
_ریحانه