(^-^)شفق
🎧 چالش 50 روز نوشتن :: 1. شخصیت خود را توصیف کنید . 2. چه چیز هایی باعث
چقدر دلم از اینا خواست
#روزاول_چالش
راستش خیلی راحت نیست
نه اینکه شخصیت بسیار پیچیده ای داشته باشم
فقط یکم یه جوریه
من واقعا آدم خونگرمی هستم یعنی واقعا میتونم ارتباط خیلی سریع و صمیمی رو برقرار کنم و واقعا خودمو نمیگیرم ولی خب اگه از کسی خوشم نیاد واقعا اینو از قیافم و رفتارم کاملا نشون میدم
البته گاهی اوقات مجبورم وانمود کنم که از طرف بدم نمیاد و واقعا تو این کار مهارت دارم
همه خصوصا سارا میگه حس ششم بسیار قوی دارم و اغلب هم چیزایی که میگم درست در میاد ولی راستش و بخواین من فقط خیلی خوب میتونم یک عالم اطلاعات رو در یک لحظه به هم ربط بدم و آنالیز کنم و طبق اون چیزی که فهمیدم چیزایی که ممکنه رو بیان کنم و خب فک کنم این یه استعداده *تعریف از خود نباشه
از اینکه محدود باشم متنفرم نه محدودیت هایی که همه منظورشونه
من محدود شدن به یک جمع به یک تفکر یه یک عقیده به یک ملت به یک زبان به یک تخصص رو دوست ندارم
نمیدونم چطور توضیح بدم ولی اینطوریم که پس چیزای دیگه چی
شایدم این به خاطر اینه که هنوز بالغ و عاقل نشدم
چی بگم والا..
من ترجیح میدم تو جمع هایی باشم که شبیهم نیستن چون عاشق کشف کردنم
خصوصا کشف کردن آدما
اینکه چی تو مغزشونه و چطور فکر میکنن و خب من خیلی یه دفعه جذب آدمای رندوم میشم و متاسفانههه و متاسفانههه و باز هم متاسفانههه بعد از اینکه فهمیدمشون برام خسته کننده میشن و پناه بر خدا چون به شدت از این ویژگیم متنفرم
من اگه بخوام بایکی دوست بشم تو ۹۰ درصد مواقع موفق میشم و واقعا قدرت تاثیر گذاری زیادی دارم
بچه ها من آدم خوش سفری نیستم و اینو خودم قبول کردم واقعا و این یکی از بدترین ویژگی های منه
من خیلی ترسویم از انجام دادن از مسئولیت از انتخاب کردن میترسم و همیشه هم چوبشو خوردم
یه چیز دیگه اینکه یکم خیلی غیر قابل پیش بینی ام
و خب فک کنم این همه کافی باشه هرچند آدما پیچیده تر از چند جمله هستن
ولی خب همینا فعلا یادمه
(^-^)شفق
#روزاول_چالش راستش خیلی راحت نیست نه اینکه شخصیت بسیار پیچیده ای داشته باشم فقط یکم یه جوریه من واقع
#روزدوم_چالش
خب چه چیزایی خوشحالم میکنه
وقتی یه شماره ناشناس بهم زنگ میزنه یا پیام میده و میفهمم یه آدم جالبه یا آدمیه که مدت ها منتظرش بودم
وقتی بارون میاد و هوا پاییزیه یه حالت نارنجی شکل
وقتی زمستونه و کنار بخاری خونه مادربزرگ خوابیدی و بیدار میشی میبینی برف اومده و تلوزیون هم روشنه و چای هم دمه
وقتی یه رایحه قدیمی رو استشمام میکنم
وقتی یه خوراکی دلم میخواد و اتفاقی برام جور میشه
وقتی یکی موهام و ناز میکنه
قهوه یا شکلات داغ همراه کتاب خوندن
هدیه گرفتن چیزی که مدت ها بود میخواستم بخرم
(^-^)شفق
#روزدوم_چالش خب چه چیزایی خوشحالم میکنه وقتی یه شماره ناشناس بهم زنگ میزنه یا پیام میده و میفهمم یه
#روزسوم_چالش
یکی از بهترین کتابایی که خوندم اسمش این بود:
به فردا فکر نمیکنم
و خب یه داستان رئال بود و به نظرم شاید برای بعضیا جالب نباشه
صرفا داستان یه دختر کاملا عادیه از کودکیش تا بزرگسالیش با تمام جزئیات
کتاب به صورت اول شخصه و واقعا این خیلی مهمه
کاملا با داستان و احساسات شخصیت ها میتونین همراه بشین
و من واقعا بهتون پیشنهاد میکنم چون خیلی نازه
برای من از اونایی بود که بعد از تموم شدنش تو فکر رفتم و تا نیم ساعت به یه نقطه خیره بودم😭😂