دلقکخونهشاهعباس!
بعد مدیره یه نگاهی به من کرد
گفت نه این چشه؟
بابام گفت شما که بهتر میدونین
چرا وقتی یه دانش اموز نمیاد شما پیله میکنید بهش که با این وضع و اوضاع بیاد بشینه سرکلاس؟
مدیره میخواست کم نیاره گفت نه یه چایی نبات میدیم بخوره نگهش میداریم خوب شد میفرستیمش سرکلاس
بابامم گفت باشه!
بهم گفت بمون خوب شدی برو سرکلاس
نشستم تو دفتر
بابامم نرفت رفت تو ماشین منتظر نشست😂بابام خیلی زرنگه😂😂
یه زنگ گذشت من همینجوری تو دفتر از درد میپیچیدم به خودم
دیگه نشسته بودم کف دفتر نفس نفس میزدم از درد
دیگه مدیره هم با من میخواست گریه کنه گفتم زنک بزن به بابام
گفت میترسم بخدا🤣🤣🤣
گفتم بزن زن بزن ک دارم میمیرم🤣
زنگ زدن با سرافکندگی بابام یهو اومد سریع
گفت من نرفتم میدونستم این بچه دووم نمیاره فقط میخواستم به شما ثابت شه یاوه سرهم نکنید برای همه😂😂
بعداز هفت ماه می رم مدرسه بعد تا ساعت دو قبلا تا ۱۲ بود الان امدم متوسط دوم خیلی دارم اذیت می شم امید وارم در اینده عادت کنم حتی کامل هم نمی تونم درسام رو بخونم 😭
_
صبحا زود پاشو درس بخون
محدثه امروز یه چیزی توی مدرسه دیدم حالم خراب شد . رفته بودیم ازمایشگاه بعد معلم داشت توضیح میداد ، من یه کوچولو نیش خند زدم ، بعد اونی که جلوم نشسته بود با دست زد به بغل دستیش و بعد با سر به من اشاره کرد و انگشتش رو به صورتی نشون داد که انگار من دیوونم ، از پارسال با من مشکل داشت ولی دقیقا نمیدونم مشکلش چیه.بعد دختره فکر کرد من نمیبینم ، هم من دیدم هم رفیقم ، یعنی تنها کسایی که دیدن من و رفیقم بودیم ، من داشتم زیر چشمی نگاش میکردم خیلی حالم بد شد واقعا ناراحتم ، شاید به خاطر اینه که من باحجابم😭
_
😐چه ناز وای
بابا بیخیال👩🦯
محدثه بزن تو اینترنت ارم گاو پرستی اولین چیز مرتبط به اون ارم الله رو میاره !
_
یعنی چی؟