https://eitaa.com/atetesh/13141
بچه ها امروز من مجبود شدم خونه رو تمیز کنم تازه مامانم مجبودم کرد کمک کنم داداشم مشق بنویسه چون مجبود بود امتحان داشت ولی وقتایی که ادم مجبوده خیلی خسته میشه
خستمه مجبودم بخوابم
_
اشکال نداره مجبود نباش بخواب عزیزم
https://eitaa.com/atetesh/13084
آقا اسم کوچیک صدا نکن.
چون الان نفسم بند میاد.
(از خنده)🤣🤣🤣
_
بخدا نمیبینید قیافمو چجوری دارم قهقهه میزنم
https://eitaa.com/atetesh/13141
آروم نفس عمیق بکش بتونی تایپ کنی
چرا کیبورد رو نمی بینی همینطوری چرت میدی بیرون خو کوچولو
_
https://eitaa.com/atetesh/13076
انقدر سر این خندیدم نفسم بند اومد.
فن آریانیک ندیده بودم که دیدم.
واییی چی تو خودت دیدی؟
اها راستی فردا چهارشنبه هست مدرسه ها بازه کوچولو کلاس اولی😂😂😂
_
😂😂😂😂😂😂😂😂
بخوام ایراد بگیرم از این کانال باید کتاب بنویسم
از اونجایی که وقتش رو ندارم فعلا تمومش میکنم
(بحث با افراطی ها بهتر از بحث با اسرائیلیه چون اسرائیلی معلوم الحال هست اما افراطی امیدی به بازگشت هست)
اینجا هم که دلق خونه هست
وقت سیرک تموم شده دلقک میخواد استراحت کنه.
_
عه؟ بزار فرم بیارم تایم استراحتتو با ما تنظیم کن دیگه عه😂
محدثه ببخشید میدونم کار داری
یکی گفت که ما میخوایم پهلوی بیاد که فقر از بین بره
گفتم تو دوره پهلوی فقر بیشتر بوده
گفت اصلاً چیزی به نام فقر وجود نداشته
گفتم مدرک بیار
الان میگه خودت مدرک بیار
چی بهش بگم که قبول کنه؟
_
یه سرچ ساده بهش کمک میکنه بفهمه فقر دوره پهلوی چی بوده😂😂
دلقکخونهشاهعباس!
محدثه ببخشید میدونم کار داری یکی گفت که ما میخوایم پهلوی بیاد که فقر از بین بره گفتم تو دوره پهلوی
فقیر به اِزای هر ۱۰ نفر
از جمعیت ۳۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفری ایران در سال ۱۳۵۵، ۴۶ درصد زیر خط فقر بودند یعنی حدود ۱۶ میلیون نفر!
از ۱۶ میلیون فقیر، قریب به چهار میلیون نفر یعنی ۱۲ درصد از جمعیت کل کشور با گرسنگی بیامان، شب را به صبح میرساندند. یک میلیون و ۷۰ هزار نفر از جمعیت کشور در خانههای کَپَری روزگار میگذراندند. یک میلیون و ۹۰۰ هزار خانواده از شش میلیون و ۷۰۰ هزار خانوار ایرانی، فقط در یک اتاق زندگی میکردند.
۷۵ درصد از مناطق روستایی فاقد آب لوله کشی بودند ۱۰ درصد از شهرهای ایران و ۸۶ درصد از روستاهای ایران، برق نداشتند. ۴۰ درصد از خانوادههای روستایی دسترسی به نفت نداشتهاند و از هیزم برای گرم کردن خانههایشان استفاده میکردند.
بهعلت اصلاحات کشاورزی و با عنایت به اینکه کشاورزان، زمینی برای کشاورزی نداشتند، در دهه ۵۰ حلبیآبادها، آباد شدند و رونقی دوچندان گرفتند. خیل کثیری از کشاورزان و دهقانان از روستاهای دور و نزدیک به هوای رسیدن به زندگی رؤیایی در شهرهای بزرگ، به شهرهای مراکز استان و پایتخت هجوم آوردند، اما بهعلت گرانی زمین و مسکن، هزینههای زندگی و بیکاری، ناخودآگاه خود را وسط حلبیآبادهای اطراف شهرها یافتند.
به ازای هر هزار نفر ۱.۵ تخت بیمارستانی در کشور وجود داشت. فقط هزار و ۵۰۰ مرکز درمانی در بیش از ۹۰ هزار روستای ایران وجود داشت. اینها نمایی نه چندان دلچسب از وضعیت ایران در دوران پهلوی هستند که صد البته تنها مربوط به دهه ۵۰ نیست بلکه در تمام عصر پهلوی وضع مردم و خانوارها به این شکل بود.
دلقکخونهشاهعباس!
فقیر به اِزای هر ۱۰ نفر از جمعیت ۳۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفری ایران در سال ۱۳۵۵، ۴۶ درصد زیر خط فقر بو
روایت درباریان از فقر
روایت درباریان از اوضاع فقر و بیماری مردم در شهرها و روستاها خواندنی است.
«ثریا اسفندیاری» همسر محمدرضا پهلوی در خاطرات خود با اشاره به فقر عمومی در دهه ۲۰ میگوید: «در سال ۱۳۲۸، فقر عمومی ملت ایران روزافزون بود. یک سوم از سکنه مملکت بیکار بودند و در محلات تهران، مردها و زنها و بچههای فلج و ناقصالعضو نیمهعریان در جستوجوی یک تکه نان خشک، سرگردان بودند.»
فریدون هویدا نیز با اشاره به تنگدستی مردم تهران در این دهه میگوید: «در سراسر تهران فقر و بدبختی و مرض بیداد میکرد. خیابانها چنان مملو از گدا بود که هر موقع پیاده راه میرفتیم، حداقل ۱۰ نفر از آنها بهدنبال ما روانه میشدند و مرتب التماس میکردند تا پولی بگیرند.»
هویدا در سفری که به خرمشهر داشت، میگوید: «در سپیده دم صبح آذر ۱۳۲۳ موقعی که قطار به اندیمشک رسید، متوجه حضور صدها مرد و زن و کودک پابرهنه در ایستگاه شدم که با لباسهای مندرسی که از شدت سرما میلرزیدند و چشم به ما دوخته بودند، آنجا ایستاده بودند.»
دلقکخونهشاهعباس!
روایت درباریان از فقر روایت درباریان از اوضاع فقر و بیماری مردم در شهرها و روستاها خواندنی است.
«اردشیر زاهدی» نیز در خاطراتش از فقر عمومی مردم میگوید: «در آذربایجان مردم از بینانی و قحطی در عذاب بودند. هر روز هم که ما از خواب بلند میشدیم، میدیدیم که چند نفر از گرسنگی مردهاند. در شمال ایران اغلب بچهها شکمهای بزرگ و رنگ پریده داشتند، چون به مالاریا مبتلا بودند. در کرمان و بندرعباس کیفیت آب آنقدر بد بود که مردم به یک بیماری به نام «پیوک» مبتلا بودند.»
«اشپیگل» در سال ۱۳۳۱ هجری شمسی، به ارائه گزارشی تحلیلی از ایران پرداخت. در بخشی از این گزارش آمده است: «از صدها کلبه پر از شپش و فقیرانه منطقه ۱۰ تهران واقع در جنوب شهر، هر شب بوی تریاک به بیرون میخزد و با بوی نفرتانگیز جویهای شهر مخلوط میشود.
وضعیت آب آشامیدنی، دفع زباله و کانالهای پایتخت میلیون نفری ایران بدینگونه است. آب این جویها بوی ادرار میدهد، زبالهها به شدت فاسد شدهاند و تعفن حاصل از مدفوع و فضولات انسانی و حیوانی، مشام را آزار میدهد... تخمین زده میشود که دو سوم مردم ایران، تریاک مصرف میکنند...
بیماری سل، پیامد نوعی بهرهکشی عمومی و بیرحمانه از نیروهای کار است. کودکان پنج ساله و زنان جوان و ۳۰ ساله مانند پیرزنانی فرتوت و بدون دندان میشوند و شمار بالایی از کارگران، غالبا ۱۰ تا ۱۲ ساعت از روز را در فضاهای بدون نور کارگاهها و کاروانسراهایی که قالیبافی نام دارند کار میکنند. همین کارگران فقیر و بیمار یکی از نفیسترین و گرانقیمتترین فرشهای جهان را میبافند.»
روزنامه اخگر در آبان ۱۳۰۷ در گزارشی نوشت: «در صورتیکه اصفهان یکی از مهمترین ولایات زراعی ایران به شمار میآمد و در اطراف آن بهترین گندمها کشت میشد، با این وجود نان اصفهان قابل خوردن نبود. نان این شهر به جای آرد گندم یا جو، ترکیبی از مقدار کمی آرد و تخم علف و شن و خاک بود