محدثه زبانو چطوری باید بخونیییم
من خیلییی تو خوندن زبان مشکل دارم
مثلا من که الان امتحان زبان دارم باید از چی از کجا شرپع کنم
روش خوندم باس چطور باشع
_
از گرامر ها
بعد یکی گفت ما تو فامیلمون طرف اومده به خواهر هشت سالش تجاوز کرده
میگفت مشکل از اون بوده که مریضه وگرنه بچه هشت سال جیز تحریک کننده ای نداره
منم دقیقا حرفای تو رو زدم
گفتم درسته مشکل از پسره بوده ولی مشکل از کجا به وجود اومده. مرد غریزه ی جنسیش اینو میطلبه که با دیدن برآمدگی های تو تحریک بشه.
و وقتی اونطوری لباس میپوشین جوون مردم دائم تحریک میشه و انقدر میریزه تو خودش که درنهایت مجبور میشه روی اون طفل معصوم خودشو خالی کنه
اما منو جر دادن که تو زن ستیزی
_
اینا هرکی اعتقادش بهشون نخوره برچسب زن ستیز میزنن بهش
محدثه خیلی دلم پره سرم درد میکنه الان جیغ میکشم امروز تو کلاسمون یه بحثی شد راجع به همونی که چندروز پیش مطرح کردی که امار تجاوزات برمیگرده به زن زندگی آزادی و..
من وسط بحث بلند شدم یه حرفی زدم بعد معلم دید منطقیه کل بحث رو به من سپرد بعد من درمقابل سی نفر بی منطق کم عقل داشتم خفه میشدم
مثل سگ پارس میکردن بهم میگفتن تو زن ستیزی بعد میگفتن چرا ما پوششمونو درست کنیم ولی مردا درست نشن؟ مگیفتن اونا مریض جنسین. خب لعنتی جامعه ی ما داره مریض تربیت میکنه چون تو مثل ادم لباس نمیپوشی
محدثه سرم تیر میکشه
_
طبیعیه
همین که حرفتو بزنی خوبه
محدثههههههه
کمتر از یه هفته دیگه خاله میشم😍😍🧚🏻♀️
_
وای نینی
منم نینی میخوام
میشه ازت خواهش کنم اگر متن اون صوتی که خوندی با عنوان شاید مقصر من بودمو برامون بفرستی ؟من دارم اشک میریزم باهاش و میخوام با متنشم هم زار بزنم
_
تو دفترم نوشته بودم باید تایپش کنم ک حوصله ندارم حقیقتا
محدثه یه سؤال.
من یه عکس با هوش مصنوعی درست کردم که توش موهام معلومه.
بزارنش پروف اشکالی داره؟.
_
نه مشکل نداره
جدیدا سطلیا میگن هرکی حجاب داره ارزشی نیست و این دوتا از هم کاملا جداست
https://www.aparat.com/shorts/2102970937993170944
این ویدیو رو دیدم گفتم واکنش مختار وقتی برای بار هزارم از تلویزیون پخش میشه و هنوز یه سریا میگن دین از سیاست جداست
اشاره به یکی از سکانس های مختار که این دیالوگ میاد:«من با دیانت یزید مشکل دارم با سیاست او که مخالف نیستم»
_
شوهرم میگرن گرفته و من درد معده عصبی ولم نمیکنه . محدثه ، این دوستم چند شب پشت سر هم امد دم در خونه مون که مهمون داشتیم فامیلای شوهرم بودن ، داد و بیداد میکرد که این دختر با..کره است ، این دختر بچه سقط کرده و فلان ... آبرو برام نزاشت ، داداشش گوشیمو حک کرده بود همش تحدید میکرد که عکست رو پخش میکنم ، حالا فکر کن ... همه این چیزا فقط توی زمان کمتر از دوماه .
_
تهدید*
هک*
دهنشونو میوردید پایین
شوهرت بگیره همشونو جر بده چ داستانیه
https://eitaa.com/atetesh/14143
امسال میرم تو نوزده سالگی ، سه ساله دارم دبیرستان میخونم و با دوستهام و اکیپمون از کلاس نهم باهم بودیم که میشه چهار سال . خلاصه بهت بگم که باهم زندگی میکردیم، یکی از دوست هام که براش خواستگار آمد و اوکی شد برای ازدواج ، کلا اکیپمون رو ترک کرد و با تنها کسی که همچنان ارطبات میگرفت من بود ، اون موقع نمیفهمیدم چرا ، ولی الان که خودم دارم ازدواج میکنم فهمیدم چرا این کارو کرد ، اما دیر فهمیدم . ادامه اش پیام بعدی...
ادامه ... تو جمع اکیپ ما یه نفر بود که به خاطر شرایت جسمی قادر به ازدواج نیست ، اما خب همیشه به ظاهر نشون میداد که از عروسی ما خوشحال میشه ،
محدثه دوماه پیش کسی آمد خواستگاریم که عاشقش شده بودم ، همه چیمون اوکی شد و همین چهارشنبه عقد کردیم ، اما انقدر بدبختی کشیدم سرش که بعضی وقتا میگم اگه ازدواج نمیکردم سنگین تر بودم !
دوستم خاله داره که دفتر باز میکنه و دعا مینویسه ، و با همون خالش و جادو جنبل هاش تا جایی پیش رفتن و بلا سرمون آوردن که پدرشوهرم کارش به بیمارستان و کما کشید ، شوهرم ..
_
چی بگم والا
فقط
شرایط*
این ادمارو با ابروشون باید تهدید کنی
بگی میرم به جرم تهمت زدن ازت شکایت میکنم