https://eitaa.com/atetesh/1378
آخرین باری که قبل از این صوت با صدای گریه ات گریه ام در اومد سر پادکست روز دختر بود که بعدش رضایت ممبرا همه اونا رو شست برد و ته خوش بود اما میخوام به اون جادوگر شهر آز بگم حالا که صدای اشک محدثه دوباره شنیده شد و اون خاطره خراب شد باید این دعایی که همیشه برای آدمای خوب می کردم حالا برای تو هم بکنم چون برای آدم های بوی مثل تو هم جواب میده
امیدوارم تو زندگی ت به آدمایی شبیه خودت برخورد کنی
فاطمه زهرا
_
🥲✨
https://eitaa.com/atetesh/1529
دلم هم برای داداشت هم مارمولکه خیییییلی سوخت
_
خودمم دلم برای ماری سوخت
واای من حیوون خونگیم بوقلمون بود😂
توی حیاط خونه مامانبزرگم ، یادمه یه روز بی خبر کشته بودنش تا یه روز براش زجه میزدم . حتی فاتحه هم میفرستادم براش میگفتم این شب اول قبر شه
خدایی الان فکر میکنم به کارام پاره میشم از خنده
_
😂😂😂😂
https://eitaa.com/atetesh/1545
همون عیدالزهرا هستش
که توش مثلا عمر و ... رو میکشند و ...
مثلا من شب شهادت امام علی(ع)
شنیدم چندی از اتباع علی کشون گرفته بودند که دستگیر شدن خداراشکر
طبق فتوای رهبر گرفتن عید الزهرا حرامه و عند وحدت شکنی بین شیعه و سنیه
_
والا
حالا دختره معلوم نیست از کجای دنیا پاشده کانال زده تند تند مردمو سوق میده سمت اینکار
نظرت درباره صادق خلخالی چیه؟
خیلی دوست دارم دربارش بدونم و شبیهش شم اگه آدم خوبی باشه
در مقابله با منافقان و ...
_
باورت میشه نمیشناسمش؟
وایی یادمه منو خواهرم وقتی بچه بودیم مادربزرگ و پدربزرگم کلی اردگ داشتن یکی از اون اردک ها خیلی خوشگل بود و منو خواهرم عاشقش بودیم هرروز میرفتیم بهش سر میزدیم غذا میدادیم وقتی داداشم میرفت نزدیکش دعواش میکردم با اینکه ازم بزرگتر بود میگفتم کسی حق نداره نزدیک خال خالی شه(اسم اردک بود) یکروز داشتن اون اردک هارو میکشتن اومدم دیدم اون رو کشتن منو خواهرم خودمون رو پاره کردیم از گریه یعنی تا یک سال واسش عر میزدیم یک چیز خال خالی میدیدیم میگفتیم روحش داره نگاهمون میکنه بچه بودیم حالیمون نمیشد😂😂
_
منم اردک میخوام
شات یهویی از چتت با هانیه
_
یه لحظه یه پیامک واریزی برام اومد صبر کن چکش کنم
من وخواهرم سه خرگوش داشتیم یکروزی هوا بارونی بود رفتیم دیدیم خرگوشه یکیشون سکته کرده فلج شده بود راه نمیرفت من و خواهرم بچه بودیم انقدر گریه کردیم عرررر میزدم میگفتم مامان این و زنده کن داداش یکاری کن حالا من و خواهرم پشت سر هم به داداشم میگفتیم این رو زنده کن وایی بچه بودیم فکر میکردم داداشم زنده میکنه تا یک ماه افسرده شدم اون دوتا رو بابام بدون اینکه بگه فروخت بیشتر افسرده شدم 😂😂😂
_
😂😂