دلقکخونهشاهعباس!
طراوت خانه را شکست... سیمین از آشپز خانه گفت "دیزی برایت آماده کردم، تا انگشتانت را بخوری..." حرفش ن
جلال،
سیگار را دود کرد.
اشنو بود،
بدون هیچ فیلتری،
بدون هیچ چیز دیگری،
بجز مواد خالص.
نیکوتین
و همه و همه
خالص بودند
و همین خالصی،
زندگی سیمین را سیاه کرد
تمام زندگی سیمین
'سووشون'
برای جلال شد....
داشت از نیکوتین لذت میبرد،
که نفسش گرفت.
نمیتوانست نفس بکشد.
دست و پا میزد تا بتواند نفس بکشد.
دستانش می لغزید.
نفس در گردنش گره میخورد.
دست و پا میزد تا بتواند به سیمین،
که در آشپزخانه داشت برای جلال،
دیزی درست میکرد.
حرفی بزند،
اطلاعی بدهد.
اما فقط،
توانست ناله ای سر دهد
قسمت اول شعر اشنو #نارا
_
محدثه پاشو بیا ناشناس میدونم هستی🤡
#نارا
_
نبودم نصفش پای کتاب بودم و نصفش درحال تایپ رمان
نتایج شناخت #نارا
گیلیگیلی 18
فرنگیس ورژن مذکر 11
همون ممبر قدیمی محدثه:/ 9
ریحانه 9
چنگیز 8
حدس بزن! 7
محدثه 7
یه بنده خدا 6
عامم.. 6
Mavis 4
پی سی ارسالی برای محدثه 2
_
https://eitaa.com/atetesh/3049
نگا حوزه ماهم یه سریا واقعا رعایت نمیکنن با وجود تهدید برا همین احتمالش هست
_
ممممم
همین پسر بچه هایی که هی زر زر میکنن موی بلند یه درست شونه کردن مو و بافتن بلد نیستن بعد اصلا زنت دلش خواست موهاشو کوتاه کنه خب که چی؟ مگه ارزشش به موهاشه؟ بعد موی کوتاه به خیلی ها میاد
_