ببین من ی دوره زمانی خیلی خل و چل بودم مثلاً 13 14 سالگی (عاشق پسر عمه ام شده بودم) حالا رفته بودم اینو به خواهرش گفته بودم و وقتی سر عقل اومدم بهش گفتم آقا من دیگه ازش خوشم نمیاد بچه بودم خریت کردم و الان اینجوری ام که اون چی داشت که من دوستش داشتم . خلاصه این تو بازی جرعت حقیقت اومد بگه بهش و من نذاشتم بگه ولی منم ازش آتو دارم بخاطر همین فعلا نگفته. چیکار کنم میترسم بگه
_
بره بگه
حاشا کن
https://eitaa.com/atetesh/3855
حالا اگه بابا من بود
_
شیرازیا تو خونشونه ریلکسی
نمی دونم والا گفتم بهت بگم شایدم بدونی
منم یه مدتی شبا قهوه میزدم درس میخوندم معدم نابود شد شیش ماه دارو خوردم و پرهیز از کلی غذا تا درست شه فکرشم نمی کردما
_
منم همینطور منم همینطور