https://eitaa.com/atetesh/5630
میدونی الان ما عادیم بهشون نگا کنیم داستان میشه،با چادر تو خیابون راه بریم داستان میشه،اینقد از همه چی ترسیدیم و پرهیز کردیم که الان جونمون تو خیابون در خطره
اینقد هی عقب کشیدیم و گفتیم نه بخاطر فلانی ول کن نمیدونم شهید سلیمانی گفت اینا هم دخترای مان(هیچکسم نرفت ادامشو بخونه ببینه بعدش چی گفت)که الان دیگه بخوایم هم نمیتونیم چیزی بگیم
هرچی باشه امام حرمت داره،همه جا هم قانون داره
_
https://eitaa.com/atetesh/5675
دقیقااا بعد میان روز دختر و روز حجاب و اینا به بیحجابا گل میدن در حالی که طرف همه جور فحش و همه چی بهش میگه پشت سرشم گلو میندازه سطل آشغال.اما نمیره به اون باحجاب محبت کنه تا دلگرم بشه و همینطوری بمونه
_
دقیقا
کشور ما یه جوری شده که هیچکس توش احساس امنیت ارامش نداره
نمیدونم چرا
محدثه حالم خیلی خیلی بده
همش دارم گریه میکنم چشمام کلا پف کرده بهم بگن پخ میزنم زیر گریه
حس میکنم خدا ازم متنفره خدا دیگه دوسم نداره هر گو.ی که بگی خوردم گناهی نبوده که نکرده باشم نمیدونم چرا اینطوری شدم از روزی که نمازام رو دیگه کم و زیاد میخوندم هر غلطی که بگی کردم داشتم گند میزدم تو همه چی طوری که دیگه شهدا رو هم خیلی کم قبول داشتم تا اینکه یه هو یه شهید که قبلا اسمش رو شنیده بودم خیلی توجهم بهش جلب شد گفتم اگه منو می بینی یه نشونه بده بهم بیا تو خوابم چطور تو خواب فلانی رفتی ادامه داره
_
به به
گفتم چطور تو خواب اون دختره رفتی تو خواب منم بیا من حالم خیلی بده دارم همه غلطی میکنم کمکم کن تو این چن روز که باهاش آشنا شدم سر هر گناهی که میرفتم می اومد تو ذهنم دیگه نمیرفتم الا یه گناه که خیلی زشته اصلا خجالت میکشم بگم همچین غلطی رو کردم کارهای بدتری هم کردم ولی این رو دیگه توقع نداشتم بعد امروز رفتم تو ناشناس یه نفر که تو هم شاید بشناسیش اونم خیلی دم از شهید علیخانی میزد بعد یه چیزی پرسیدم راجب شهید نمیدونم چرا تو ناشناسش بلاکم کرد خیلی دلم گرفت با این که این دختره برام مهم نبود ادامه داره
_
چرا بلاکت کرد وا
سلام شبتون بخیر
من شیرازیم تو تا مدرسه قبول شدم هر دو خوبن ولی نمیدونم کدوم رو برم ( کلاس ورودی هفتمم،دختر هستم)
مدرسه حنان پل غدیر قبول شدم و معارف شهید مطهری ستاد راه نمایی میکنید بی زحمت؟
_
معارف شهید مطهری دختر خالم درس میخونه میگفت خوبه
https://eitaa.com/atetesh/5666
۱- اصلا بهش فکرنکن هرچی فکر کنی برات بزرگ تر و سخت تر میشه، از یه جایی بگو باید دیگه شروعش کنم و عزمتا کامل جزم کن قبلش دعا و اینا بخون و بگو برات راحتش کن به چشمت سخت و زحمت زیاد نیاد
با امام زمان حرف بزن خلوت کن و ازشون کمک بخواه یا اگ میخوای کسی نفهمه فقط با خود خدا حرف بزن راجع بهش و جلو امام زمان اسم نماز نخوندن و اینا را نیار فقط کمک بخواه
و توسل کن به حضرت ابوالفضل و قسمشون بده به مادرشون حضرت زهرا حتما جوابه
هرموقع ک داشتی میرفتی سمتش و حسش نبود و فک کردی
_
این اتفاق که افتاد کلا داشتم گریه میکردم حتی همین الانم دارم گریه میکنم رفتم یکی از پست های همسر شهید رو دیدم که تو کامنت هاش نوشته بود من نشونه دیدم ازشون بیاید تو هایلایت پیجمه منم که همش دنبال نشونه بودم از شهید رفتم دیدم اون نشونه تقریبا داشت میگفت یکی از کارهایی که شهید بدش میاد اینه که من انجامش میدادم و خیلی بدم میاد از خودم بابت این کار فک کردم شاید اینم یه نشونه است برا من ولی نمیتونم باور کنم
محدثه به نظرت گناهام بخشیده میشه؟
میشه گناهام رو بگم ولی نزاری تو کانال ببین بخشیده شدن ممکنه
_
والا چی بگم..
بگو
۲- واای ۴ رکعته و اینا بدون همون موقعش که شیطون داره دم گوشت این حرفا را میزنه چند تا بسم الله و عوذ... بگو و لعنتش و بلندشو برو چند بار اینکارا کنق دیگ راحت میشی
_
محدثه جان یه سوال پوشیدن ساق مشکل داره
منطورم از ساق همون که با دامن میپوشیم بعضی ها میگن ساق جورابی
بعد نه رنگ پا مشکی یا سرمه ای
_
جوراب شلواری منظورته؟
نه فک نکنم مشکل داشته باشه
محدثه مشهد بودم برات خیلی دعا کردم امیدوارم اتفافات بد کمتر توی زندیگت رخ بده عزیزکم❤
_
ممنونم
https://eitaa.com/atetesh/5709
درباره اون شهید گفتم میشه لطفا کمکم کنی خیلی حالم خیلی بده حس میکنم گند زدم دیگه هم نمیشه جمش کرد
_
چرا نمیشه؟
توضیح بده تا بهت یاد بدم چجوری توبه کنی