صدام خیلی خوبه نمیتونم خواننده شم چیکار کنم ( دخترم)🥲
-
هیچی..قرائت کار کن
https://eitaa.com/atetesh/7156
آدرسشم بگو دیگه حله🤣🤣🤣
طلاهاشو کجا میزاره؟؟
رمز گوشیش چنده حوصله ندارم ببرم برام باز کنن
-
😐😐😐من ک نمیزارم رفیقم تنها باشه اقا
https://eitaa.com/atetesh/7119
ولی قرار نبود این مدلی ملاقاتت کنیم!:)
-
زانوهام سست شده بود با اکراه قدم برمیداشتم
https://eitaa.com/atetesh/7155
وا
بچه هجده ساله تنهاس؟
چرا خب
خانواده چی پس
-
بچه که تو قنداقه عزیزم
ولی اگرمنظورت دختر 19ساله ی به سن قانونی رسیدست که باید بگم خانواده ها درگیر کارن انتقالی گرفتن به مکان دیگه ماهم درسامون تو حوزست و بندرعباس جابه جا شیم درسامون بهم میریزه
مجبوریم
میشه یه عکس از خودت بزاری بعد سریع برداری
تروخودااااا
دارم میمیرم از کنجکاوی دخترر
_
نه دیگه دوست ندارم
واقعا با ماشین مشهد رفتن خیلیییی سختهههه
ما از کرج تا مشهد هر سال با ماشین میریم ببین رفتن اوکی انگیزه دارم برگشت فقط میخوام گریه کنم دوتا انسان بزرگ با یه بچه ایم
_
منم تا رسیدیم گریه کردم
چیزی نیست بالاخره براورده کردن ارزوهای بابام شکنجه روحی به همراه داره
سلام محدثه عزیزم.. من فاطمه ام.. یه روز اومدم تو پیوی ازت کمک خواستم برای مامانم.. و تو هم به من کمک کردی.. همیشه ازت ممنونم! و خوشحالم که تو و هانیه رو دارم که به حرف من گوش بدین.. دلیل این که اومدم با شما حرف بزنم اینه که من به صورت ناشناس پیام میدم ولی *شما* جواب من رو میدین.. ببینین ذات من اینه که دوست دارم به ادما کمک کنم.. وقتی وضعیت این نسل رو دیدم از اون جایی که راجب دین اسلام مخصوصااا اماما تحقیق کرده بودم و به شیعه بودن و درست بودن این راه باور داشتم.. ادامه داره..میخواستم هر کسی رو که غرق گناه شده نجات بدم.. حالا من با یکی از پسرای فامیل اشنا شدم.. و این اقا تا الان خیلییی اسیب دیده بود از نظر روحی.. در حدی که حتی نمیتونین تصور کنین.. میگفت منم هم سن تو بودم از این چیزا دفاع میکردم ولی الان نظرم عوض شده.. کلااا مخالف جمهوری اسلامی بود و طرف پهلوی.. عرق میخورد.. نماز و روزه هم که هیچی.. اما به خدا و دین اسلام باور داشت.. هر چند میگفت این دین مال عرباست.. در ضمن خیلییی هم مطالعه کرده بود و واقعا اطلاعات داشت و نمیشد با یکم صحبت این امیرحسین ما رو هدایت کردباید از یه روش دیگه استفاده میکردی *تا تاثیر داشته باشه* و به امیرحسین کمک کنه.. من واقعا برای اون دعا میکردم و میگفتم خدایا حتی اگه من رو وسیله هدایت این ادم قرار بدی من تمام تلاشم رو میکنم تا به تو نزدیک بشه.. چون هر چی باشه اونم یه جا به من کمک کرده! در ضمن تاوان اشتباه بقیه رو داده تو این مدت که این همه اسیب دیده (دیگه وارد جزئیات این قضیه نمیشم) خدایا به این پسر کمک کن حالا که از این دنیا خیری ندیده اون دنیا رو از دست نده..خلاصه.. این پسر 22 ساله عاشق من شد.. به من گفت از وقتی با تو اشنا شدم دیگه عرق نمیخورم.. حتی یکم که گذشت نماز خوندن رو شروع کرد.. و شب عاشورا هم با هم رفتیم بیرون.. و اون جا دعا کرد یه بار با هم بریم کربلا زیارت امام حسین! میگفت من واقعا امام حسین رو دوست دارم..باور کنین.. عاشق من شده بود.. صادقانه و بدون این که نقش بازی کنه.. همیشه خدا رو شکر میکرد که من رو داره.. و به من میگفت فرشته کوچولوی من! و هزاران حرف عاشقانه دیگه که تا حالا از هیچ کسی نشنیده بودم.. و فقط برای خوشبختی من تلاش میکرد و هیچ امیدی هم نداشت برای ادامه دادنولی فقط خدا میدونه که اصلا به قصد لذت وارد این رابطه نشدم.. اخه.. باور نمیکنین ولی من عاشق اون نبودم.. به خدا نبودم.. ما اصلا مناسب هم نبودیم.. و زمین تا اسمون با هم فرق داشتیم.. موندن من تو این رابطه از سر اجبار بود.. چون اگه میرفتم اون نابود میشد.. نمیشد بگم برو سه چهار سال دیگه بیا.. به من وابسته شده بود.. و من خودم رو مسئول میدیدم در برابر اون.. بچه ها.. حتی سطح خانواده اونا در سطح خانواده من نبود!و واقعا لیاقت *دختری* مثل من رو نداشت.. نه تنها خودم.. حتی لیاقت این رو نداشت که داماد خانواده ما بشه.. من دختر ثروتمند ترین خانواده این شهرم و اون چیه؟ یه دامدار.. از یه خانواده با سطح خیلییی پایین.. نهایتا تا سه چهار سال دیگه دامداری صنعتی میزد یا هایپر پروتیئن.. و دانشگاه میرفت و یه خونه و یه ماشین ساده تهیه میکرد.. همین.. ولی برای من مهم نبود.. چون با کلی تلاش و زحمت شبانه روزی یه باغ خریده بود که برای اون جا یه عالمه برنامه داشت مثل پرورش ماهی توی استخر اون باغ و کاشت درخت های جدید و..
که ثابت کنه هر کاری لازم باشه میکنه تا من رو خوشبخت کنه.. و ادمی بود که کلااا برنامه برای اینده زیاد داشت.. و حتی نیم ساعتم وقت پیدا میکرد برای استراحت میرفت ترید یعنی معامله میکرد با گوشی تا باز این وسط یه ذره پول در بیاره.. مرد شده بود واقعا و مثل پسر بچه ها نبود ولی..