https://eitaa.com/114874139/450
این پیامت خودش از هر سناریویی وحشتناک تر بود...
_
گفتم هشدار بدم سوسول بازی درنیارید بعد
وای محدثهههههه چی کار داری میکنی رزا پسرم آراس وای نه حاجی دارم گریه میکنم توی اتاقمم و دارم زجه میزنم نه تروخدا اینکارو نکن محدثههه😭
_
ببخشید دیگه من از اول گفتم دست به قلمم روانی کنندست
محدثهه خیلی رمانت قشنگ بود بچه واقعا عالی بود خسته نباشی جوجههه💕
_
مخلص شما
هیچوقت از پایان داستانا و رمانا خوشم نیومد، دوست داشتم همیشه ادامه داشته باشن.
حالاچه رمانای بقیه، چه داستانا و رمانای خودم. به عنوان کسی که مینویسه، واقعا سخته دنیایی که با ذهن خودت ساختی و توش زندگی کردی رو تمومش کنی، چه برسه به کاراکترای داستان که بهشون وابسته میشی. میشن مثل خانوادهات.
اما حیف که تموم نکردنش غیرممکنه..
_
موافقم
دلقکخونهشاهعباس!
هیچوقت از پایان داستانا و رمانا خوشم نیومد، دوست داشتم همیشه ادامه داشته باشن. حالاچه رمانای بقیه، چ
اما به قول آراس..
هر شروعی یه پایانی داره
وای محدثهههه بعد خوندن رمان دارم ضجه میزنم
همین که پیامت رو دیدم فهمیدم عا عا چیزهای خوبی در پیش نداریم 💀✨
ولی خدایی خیلی قشنگ بود واقعا لذت بردم ✨
_
🥲✨
من نمیفهمم واقعا تو کدوم جهنم دره ای ساعت شیش صبح صبحونه میدن ساعت هشتم تموم میشه صبحانش؟
خب برید گمشید اقا ساعت شیش صبح اون لقمه ای که بره تو دهن غذا نیست زهرماره اه