چه کسی هنرِ آشتی دادن بین واقعبینی و امید را دارد؟ الغوث الغوث...
از یکسو سقوط فرهنگی در کلانشهری مثل تهران را میبینیم و هتک حرمت شریعت در خیابان؛
از سویی ملت مبعوث شده و پیروزی در مقابل استکبار
هنرمند واقعی کسی است که در عین واقعبینی در این شرایط، هم کسانی که بیخودی خیال خام دارند را از رِخوت و سستی نجات دهد، و در عین حال در زمانی که ابرهای سیاه و بسیار متراکم و البته «واقعی» یأس و ناامیدی مانعِ نورافشانی خورشید امید شدند، به جامعه امید تزریق کنند.
| متکلّمِ متکلّف |
چه کسی هنرِ آشتی دادن بین واقعبینی و امید را دارد؟ الغوث الغوث... از یکسو سقوط فرهنگی در کلانشهری
به راستی این هنرمند ها کیستند؟
چند درصد از بلاگر های مذهبی-انقلابی و مجاهدنما های تبیین و صفحه داران ایتایی اینگونه هنرمند هستند؟
چه کسی در سطح کلان این هنر را دارد و تعلیم میکند تا از او یاد بگیریم؟
نسبت «واقعیت» با امید چیست؟ ارتباط سقوط فرهنگی با رژیمچینج(سقوط سیاسی) چیست؟
خورشیدِ مذکور در متن بالا چیست/کیست؟
با ازدیاد این سوال ها و در عین حال گیج شدن در مقابله با آنها، به حجمِ اضطرار در مقابل شِبهِ فِتَن آخر الزمانی پی ببریم و حجم کارهای مانده و رِخوت های پاگیر!
{ربنا لا تحمّلنا ما لا طاقة لنا به}
هدایت شده از 🇮🇷 [سِد علی]
زمان گرفتم و دیدم بله! فاصلهی محل اسکانم تا بابالجواد، با پای غیر مسلح، کمتر از چهل ثانیه است. با این اوصاف چیجوری برگردم تهران؟
| متکلّمِ متکلّف |
زمان گرفتم و دیدم بله! فاصلهی محل اسکانم تا بابالجواد، با پای غیر مسلح، کمتر از چهل ثانیه است. با
منی که توی نجف اینطور بودم چی باید بگم؟ 🥲
متاسفانه همیشه ایام اول ربیع الاول واسم عذاب آوره:/
هر جا رو وا میکنم پر از بحث و دعواهای مسخره و جاهلانه درباره محسنیه است
#ناشناس
سلام آقای طاهری نظرتون در بارهٔ این شعر چیه ؟ من ۱۵ سالمه و هیچ سررشتهٔ تخصصی ندارم تو سرایش شعر دلبرِ خوش سخنِ اهل خراسان، یارا! خم ابروی شما می کشد آخر مارا ای سکوت شب و ای بانگ اذان دم صبح برسانید به معشوق سلام مارا .. مجتبی هستی و از نسل حسین ابن علی در دل همهمه ها یاد کنی زهرا را تو عزیز دل ما، نائب آن حضرت دوست تو همانی که کند متحد این دنیا را اتحادی همگانی و به نام حیدر که رساند به زمین نور دل زهرا را خلفِ صالحِ درهم شکنِ خصمی تو تو بخوان خطبه همه یاد کنیم آقارا ای فدای رخ مهتابی و ابروی کجت؛ کی تو مهمان بکنی یک نظر این دلها را؟ در ره عشق شما دل بسپاریم کم است و اگر اذن دهی جان بدهم دلدارا! ما ، شما ، مهدیِ زهرا و هزاران عاشق روز رجعت متحول بکنیم اقصی را
| متکلّمِ متکلّف |
#ناشناس سلام آقای طاهری نظرتون در بارهٔ این شعر چیه ؟ من ۱۵ سالمه و هیچ سررشتهٔ تخصصی ندارم تو سرای
سلام و ارادت
طیب الله
خیلی هم عالی هستش
نکته خیلی میشه گفت ولی این که توی این سن و بدون استاد و دوره بتونید این طور روان بنویسید نشان از یک استعداد و توان فوق العاده است که حتما و حتما باید جدی بگیرید و اصلا دست کم نگیرید این توان تون رو
ایرادات رو اینجا نمیگم چون اولا درست نیست یه شعر مبتدی توی کانال به صورت عمومی نقد بشه و ثانیا نقد شعر فراخور کانال نیست
اگر دوست داشتید پیوی پیام بدید راهنمایی تون کنم🌱
| متکلّمِ متکلّف |
بعد از دفن رهبر شهید یه نوحه با ملودی نوحه معروف هوای سنگر نوشتم ولی نه جایی منتشر شد نه جایی خونده
هوای این روزای من هوای دلبره
دلم چه تنگ برای اون صدای رهبره
چی میشه باز بیاد بشینه تو حسینیه
چشام بازم اونو ببینه تو حسینیه
قرارمون چی بود؟ فدای خنده هاش بشیم
نه اینکه مشکی پوش مجلس عزاش بشیم
درسته رفته دیگه رهبر از کنار ما
ولی رها شد از هجوم نیش و طعنه ها
حالا تو آغوش امام رضاست همیشگی
آره همینه آخر یه عمری بندگی
«شهید روسفید من سفر بخیر آقا»
فقط منتظرم تابستون تموم شه
دلم واسه تماشای خیابونای خیس و بوی نم بارون و حتی کاپشن پوشیدن تنگ شده:)
شما رو نمیدونم ولی من حاضرم توی سرمای زمستون قندیل ببندم ولی توی تابستون یه قطره عرق نریزم😓