قشنگترین تجربه بر میگرده به تایمی که دختر خاله کوچیکامو جمع کردم دور خودم و براشون یه قصه از سرزمین پریان گفتم و تهش اومدن با لحن بچه گونهشون و ذوق گفتن قصهت خیلی قشنگ بود بازم برامون بگو
یه چند روز تحلیل نکنید، یه استراحتی به مغزتون بدید؛
شاید فکرای جالبتری به ذهنتون رسید
آقایِ بستنی فروش بچگیام امروز فوت کرد، اجازه بدید عزاداری کنم، واقعا دوسش داشتم ( :